
رضا قیدر / با این حال، بررسی وضعیت بسیاری از این مناطق نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان اهداف اولیه و عملکرد واقعی آنها وجود دارد. در حالی که برخی مناطق ویژه توانستهاند تا حدودی به مراکز صنعتی و صادراتی تبدیل شوند، تعداد قابل توجهی از این مناطق همچنان با ظرفیتی پایین فعالیت میکنند، بخش بزرگی از اراضی آنها بدون بهرهبرداری باقی مانده و بسیاری از زیرساختهای ایجادشده عملاً استفاده کامل نمیشوند. این وضعیت پرسش مهمی را مطرح میکند که چرا با وجود صرف منابع قابل توجه برای ایجاد این مناطق، بخشی از آنها هنوز نتوانستهاند نقش مؤثری در رشد اقتصادی ایفا کنند؟کارشناسان معتقدند پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، مدیریتی، زیرساختی و سیاستگذاری جستوجو کرد. ایجاد یک منطقه ویژه اقتصادی به تنهایی تضمینکننده جذب سرمایه نیست؛ بلکه موفقیت آن به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، دسترسی به بازارهای داخلی و خارجی، کیفیت زیرساختها، ثبات قوانین، امنیت سرمایهگذاری، خدمات اداری و مزیتهای رقابتی بستگی دارد. هرگاه یکی از این حلقهها دچار ضعف شود، جذابیت منطقه برای سرمایهگذاران نیز کاهش مییابد.در سالهای اخیر، نوسانات اقتصادی، محدودیتهای تأمین مالی، دشواری دسترسی به فناوری، مشکلات نقلوانتقال مالی، کمبود زیرساختهای انرژی و تغییرات مکرر مقررات نیز بر چالشهای این مناطق افزوده است. در نتیجه، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند پروژههای خود را به تعویق بیندازند یا سرمایهگذاری در مناطق دیگر را انتخاب کنند.
زیرساختهای ناقص؛ نخستین مانع جذب سرمایه
یکی از مهمترین دلایل نیمهفعال بودن برخی مناطق ویژه اقتصادی، تکمیل نشدن زیرساختهای اساسی است. اگرچه در بسیاری از این مناطق زمین واگذار شده، اما امکاناتی مانند شبکه پایدار برق، گاز، آب صنعتی، تصفیهخانه، راههای دسترسی، خطوط ریلی، اینترنت پرسرعت و خدمات لجستیکی هنوز به سطح مورد انتظار سرمایهگذاران نرسیده است.سرمایهگذار پیش از هر چیز به دنبال محیطی است که بتواند فعالیت تولیدی خود را بدون وقفه آغاز کند. زمانی که برای تأمین برق یا گاز باید ماهها انتظار کشید یا مسیر حملونقل کالا با مشکلات جدی روبهرو باشد، هزینه سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند و بازده اقتصادی پروژه کاهش مییابد.از سوی دیگر، برخی مناطق ویژه اقتصادی …












