
رضا قیدر / به همین دلیل، «تجارت بدون هرمز» را نباید صرفاً به معنای پیدا کردن یک مسیر جایگزین برای عبور کشتیها دانست. مسئله اصلی این است که در صورت محدود شدن یا پرریسک شدن این مسیر، هزینه، زمان و قابلیت اطمینان تجارت ایران چه تغییری خواهد کرد. آیا بنادر و کریدورهای جایگزین توان جبران این خلأ را دارند؟ آیا شبکه ریلی و جادهای کشور آمادگی انتقال حجم بزرگی از کالا را دارد؟ و مهمتر از همه، آیا اقتصاد ایران برای شرایطی که تجارت دریایی از یکی از مهمترین گلوگاههای خود فاصله میگیرد، آماده است؟پاسخ به این پرسشها نشان میدهد که حتی اگر تجارت از مسیرهای جایگزین ادامه پیدا کند، «هزینه تجارت» احتمالاً افزایش خواهد یافت. مسیر طولانیتر، بیمه بالاتر، انتقال کالا میان چند شیوه حملونقل، افزایش زمان تحویل و محدودیت ظرفیت برخی کریدورها، همه عواملی هستند که میتوانند مزیت رقابتی صادرکنندگان و واردکنندگان را کاهش دهند.برای کشوری مانند ایران که بخش مهمی از درآمد ارزی آن به صادرات نفت و محصولات انرژیبر و همچنین صادرات کالاهای صنعتی و معدنی وابسته است، هرگونه افزایش هزینه لجستیک میتواند به معنای کاهش درآمد واقعی صادرات باشد.
هرمز؛ شریان تجارت ایران با جهان
اهمیت تنگه هرمز از موقعیت جغرافیایی آن ناشی میشود. این تنگه خلیج فارس را به دریای عمان و از آنجا به آبهای آزاد متصل میکند و همین موقعیت باعث شده است که بخش بزرگی از تجارت دریایی کشورهای منطقه به آن وابسته باشد.برای ایران، اهمیت هرمز تنها در صادرات نفت خلاصه نمیشود. واردات مواد اولیه، کالاهای واسطهای، تجهیزات صنعتی، برخی کالاهای اساسی و ماشینآلات نیز از طریق شبکه بنادر جنوبی انجام میشود. بنابراین هرگونه اختلال در این مسیر میتواند زنجیره تأمین داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.تجارت دریایی یک سیستم بههمپیوسته است. یک کشتی که دیرتر به مقصد برسد، تنها یک محموله را جابهجا نمیکند؛ تأخیر آن میتواند برنامه تولید کارخانه، زمان تخلیه بندر، حمل زمینی، انبارداری و حتی زمان عرضه کالا در بازار را تغییر دهد.در شرایط عادی، ممکن است این تأخیرها محدود و قابل مدیریت باشند. اما اگر نااطمینانی نسبت به امنیت مسیر افزایش پیدا کند، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران نیز واکنش نشان خواهند داد. افزایش حق بیمه، تغییر مسیر کشتیها یا افزایش هزینههای …






