
حسین قیدر / افزایش مصرف سوخت در نگاه نخست شاید نشانهای از افزایش تردد و فعالیت اقتصادی به نظر برسد، اما زمانی که رشد مصرف از رشد تولید و بهرهوری اقتصادی پیشی بگیرد، دیگر نمیتوان آن را نشانه رونق دانست. بخش قابل توجهی از مصرف بنزین در ایران به خودروهای شخصی، خودروهای کمبازده، سفرهای غیرضروری، ترافیک شهری و ضعف شبکه حملونقل عمومی مربوط میشود. در چنین شرایطی، هر لیتر بنزینی که بیش از نیاز واقعی مصرف میشود، تنها یک هزینه برای مصرفکننده نیست؛ بلکه منابعی است که دولت برای تأمین آن باید هزینه کند و در صورت نیاز به واردات، بخشی از ارز کشور نیز صرف آن خواهد شد.مسئله بنزین از این منظر، یک مسئله چندلایه است. یک لایه به تولید و ظرفیت پالایشگاهی مربوط میشود، لایه دیگر به مصرف خودروها و کیفیت ناوگان، لایهای به قیمت و نظام یارانهای و لایه مهمتر به فرهنگ و الگوی مصرف بازمیگردد. نمیتوان انتظار داشت که با افزایش تولید یا واردات، مسئله برای همیشه حل شود. اگر مصرف بدون کنترل افزایش یابد، هر میزان افزایش عرضه نیز دیر یا زود تحت فشار تقاضا قرار خواهد گرفت.
رشد مصرف بنزین در ایران حاصل مجموعهای از عوامل است. افزایش تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان، پایین بودن بهرهوری خودروها، توسعه نامتوازن شهرها و افزایش سفرهای درونشهری، همگی در بالا رفتن تقاضای سوخت نقش دارند. در بسیاری از کلانشهرها، شهروندان برای طی مسافتهایی که در صورت وجود حملونقل عمومی کارآمد میتوانستند با مترو یا اتوبوس طی کنند، از خودرو شخصی استفاده میکنند. ترافیک نیز همین مصرف را چند برابر میکند؛ خودرویی که در مسیر روان با مصرف مشخصی حرکت میکند، در ترافیک سنگین سوخت بیشتری میسوزاند بدون آنکه مسافت بیشتری طی کرده باشد.در کنار این موضوع، کیفیت و سن خودروها اهمیت زیادی دارد. بخشی از ناوگان کشور از خودروهایی تشکیل شده که مصرف سوخت بالایی دارند. ادامه فعالیت خودروهای فرسوده، علاوه بر افزایش مصرف بنزین، هزینههای دیگری مانند آلودگی هوا، استهلاک بیشتر و هزینههای درمانی را نیز به جامعه تحمیل میکند. بنابراین سیاست کاهش مصرف نمیتواند صرفاً متوجه رفتار مردم باشد؛ دولت و خودروسازان نیز در این زمینه مسئولیت دارند.یکی از چالشهای اصلی آن است که قیمت پایین انرژی در مقایسه با هزینه واقعی تولید و تأمین، انگیزه اقتصادی …












