
اقتصاد دانش بنیان در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای اصلی سیاستگذاری اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ بهگونهای که در اغلب برنامههای توسعه، از آن بهعنوان موتور محرک رشد اقتصادی، افزایش بهرهوری و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی یاد میشود.
اما پرسش اصلی این است که آیا افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان به معنای شکلگیری یک اقتصاد دانشبنیان قدرتمند است یا آنکه بخش مهمی از این رشد، تنها در آمارها نمود پیدا کرده است؟
بر اساس اعلام رسمی حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، هماکنون حدود ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان در کشور فعالیت میکنند و این زیستبوم طی سالهای اخیر از نظر تعداد شرکتها رشد قابل توجهی را تجربه کرده است. مطالب پیشنهادی ضعف سواد بیمهای در اکوسیستم فناوری ۱۴۰۲/۱۰/۲۰ اقتصاد دانش: انقلاب دیجیتالی که جهان را تغییر می دهد ۱۴۰۳/۱۱/۲۰
افشین همچنین اعلام کرده است که صادرات شرکتهای دانشبنیان به حدود ۲.۵ میلیارد دلار رسیده و این شرکتها در برخی حوزهها، از جمله تجهیزات پزشکی و دارویی، توانستهاند از خروج میلیاردها دلار ارز جلوگیری کنند.
با وجود این آمار امیدوارکننده، بسیاری از کارشناسان معتقدند که معیار موفقیت اقتصاد دانشبنیان صرفاً تعداد شرکتها نیست.
شاخصهایی همچون سهم این شرکتها از تولید ناخالص داخلی، میزان فروش محصولات فناورانه، صادرات پایدار، اشتغال تخصصی و حضور در بازارهای جهانی، تصویر دقیقتری از وضعیت واقعی این بخش ارائه میدهد.
شاخصهای اقتصادی، تصویری متفاوت از عملکرد شرکتهای دانشبنیان ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن، کیفیت، تجاریسازی فناوری و سهم در اقتصاد، مهمتر از رشد صرف آمار شرکتهاست.
همین نگاه سبب شده است که رویکرد معاونت علمی نیز از «افزایش تعداد شرکتها» به سمت «ارتقای کیفیت و توان رقابت» تغییر کند.
حسین افشین در تشریح سیاستهای جدید این معاونت تأکید کرده است که تمرکز …












