
مریم غدیرپور تایید رسمی اختلاط بنزین با متانول، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد که نشان میدهد دستگاه سیاستگذاری انرژی ما به بنبست رسیده است.
وقتی ناترازی بنزین به ۱۵ میلیون لیتر در روز میرسد و قاچاق سوخت، شاهرگهای اقتصاد را میجود، روی آوردن به ترکیبِ نیمدرصدی متانول، تنها پاک کردن صورتمسئله است و هیچ دردی را دوا نمیکند.
آیا قرار بود برای مهار این ناترازی، بهجای برچیدن بساط قاچاق سازمانیافته، مخزن خودروهای مردم را به آزمایشگاه تبدیل کنیم؟ مسئولان از استانداردهای جهانی میگویند و سلامت خودرو را تضمین میکنند، اما حقیقت این است که این مسکنهای شیمیایی، تنها زمان میخرند و بحران ساختاری را عمیقتر میسازند. مطالب پیشنهادی پیش بینی قیمت دلار در یک ماه آینده /خطدهی سیاست به ارز ۱۴۰۲/۰۱/۲۹ ماجرای حقوق ۲۰ میلیونی بازنشستهها چه بود؟ ۱۴۰۳/۰۳/۰۸
اگر صنعت پالایش کشور توان تولید بنزین استاندارد را داشت، چرا باید امروز به چنین راهکارهای اضطراری پناه ببرد؟ عصر اقتصاد به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است و گزارشهای کارشناسی تأکید میکنند که این تصمیم، نشاندهنده ناتوانی در اصلاح قیمتگذاری و ضعف در مدیریت تقاضا محسوب میشود.
بهجای آنکه به فکر اصلاح زیرساختها و جلوگیری از هدررفت عظیم سوخت در قاچاق باشیم، با این اقدامات نمایشی، فقط عمر موتورها را به بازی میگیریم و اعتماد عمومی را میسوزانیم.
اگر این همان مدیریت بحرانی است که وعدهاش را میدادند، باید گفت که این مسیر، تنها سرعت فروپاشی ترازنامه انرژی کشور را بیشتر میکند و هزینههای گزافی را در آینده به جیب مردم تحمیل مینماید. باید دانست که متانول نمیتواند جایگزین تدبیر اقتصادی شود و این رویکرد، تنها پردهای بر ناتوانیهای مدیریتی میکشد. بازهم دولت مسکن استفاده کرد
اخبار مربوط به اختلاط متانول با بنزین، نه یک تصمیم فنی، بلکه نشانهای از استیصال در مدیریت زنجیره سوخت است. مسئولان از استانداردهای جهانی سخن میگویند، اما هیچ آنالیز رسمی و شفافی از کیفیت سوختهای تولیدی در پتروشیمیها …













