
در همین راستا، کاظم بروسمند، کارشناس معدن، احیای معادن راکد را یکی از مهمترین اقدامات مثبت دولت چهاردهم میداند، اما تأکید دارد که احیای واقعی باید فراتر از بازگشت آماری معادن به چرخه تولید باشد و مشکلاتی مانند تأمین مالی، ماشینآلات، انرژی و زیرساخت نیز همزمان برطرف شود. در مقابل، محمد مسنآبادی، دیگر کارشناس معدن، معتقد است برای قضاوت دقیقتر درباره عملکرد دولت باید از شاخصهای کمی مانند تناژ تولید و تعداد معادن احیاشده عبور کرد و بهرهوری، میزان بازیابی، کاهش اتلاف منابع و ارزشافزوده را نیز در ارزیابیها وارد کرد.
صمت در گفتوگو با این دو کارشناس، عملکرد دولت چهاردهم در حوزه معدن، نقاط قوت و ضعف سیاستهای اجرایی، چالشهای پیشروی تولید و سرمایهگذاری و همچنین الزامات ادامه مسیر برای تبدیل معدن به یکی از پیشرانهای توسعه اقتصادی کشور را بررسی کرده است. ادامه جامع و کامل این گزارش را بخوانید.
احیای معادن؛ گام مثبت دولت، اما نیازمند برنامه جامع
کاظم بروسمند، کارشناس معدن در گفتوگو با صمت در مورد موضوع یاد شده اظهار کرد: به نظر من مهمترین اقدام مثبت دولت چهاردهم در بخش معدن، قرار دادن موضوع احیای معادن راکد و غیرفعال و بازگرداندن ظرفیتهای موجود به چرخه تولید در اولویت بوده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کشور برای افزایش تولید و اشتغال الزاماً نباید همیشه به سمت ایجاد پروژههای کاملاً جدید حرکت کند. بخش قابلتوجهی از ظرفیت تولید و اشتغال در معادنی وجود دارد که به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی، مدیریتی، فنی، زیرساختی یا حقوقی متوقف شدهاند.
وی افزود: بر اساس آمار اعلامشده، در ۱۸ ماه فعالیت دولت چهاردهم، ۷۲۳ معدن راکد و غیرفعال احیا و فعال شده است که این موضوع را میتوان اقدامی مثبت و درخور تقدیر ارزیابی کرد.اما در مقابل، مهمترین ضعف را باید در فاصله میان سیاستگذاری و اجرای یک برنامه جامع برای حل همزمان مشکلات زنجیره تولید در معدن دانست. معدن فقط با صدور مجوز یا احیای یک پروانه فعال نمیشود. وقتی معدن با کمبود ماشینآلات، برق و گاز، ضعف زیر ساخت، مشکلات تأمین سرمایه، حقوق دولتی، بروکراسی و تغییرات مقرراتی مواجه است، احیای آن ممکن است صرفاً به بازگشت موقت به چرخه تولید منجر شود.بنابراین باید از «احیای آماری» عبور کنیم و به …










