قیمت طلا امروز




 روزنامه صمت / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

بنزین بی کیفیت در کمین موتور خودروها

بازار خودرو ایران در سال‌های اخیر از نظر فناوری پیشرانه تغییرات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. حضور گسترده‌تر موتورهای توربوشارژ، تزریق مستقیم سوخت و پیشرانه‌هایی که از حجم‌های پایین، توان و گشتاور بیشتری استخراج می‌کنند، باعث شده نگهداری خودرو دیگر صرفاً به تعویض روغن و سرویس‌های دوره‌ای محدود نباشد. در چنین خودروهایی، کیفیت سوخت نیز به بخشی از معادله نگهداری تبدیل شده است.
 بنزین بی کیفیت در کمین موتور خودروها

از سوی دیگر، بازار ایران با تنوع زیادی از خودروهای داخلی، مونتاژی و وارداتی مواجه است؛ خودروهایی که الزاماً با یک استاندارد واحد برای سوخت طراحی نشده‌اند. همین تفاوت می‌تواند در استفاده روزمره، میان مشخصات فنی خودرو و شرایط واقعی بازار فاصله ایجاد کند. نتیجه این فاصله نیز ممکن است در بلندمدت خود را در قالب کاهش عملکرد، افزایش استهلاک یا بالا رفتن هزینه‌های نگهداری نشان دهد. موتورهای جدید، اما شرایط استفاده قدیمی

یکی از تغییرات مهم صنعت خودرو، حرکت از موتورهای حجیم به سمت پیشرانه‌های کوچک‌تر و پربازده‌تر است. خودروسازان برای کاهش مصرف سوخت و آلایندگی، تلاش کرده‌اند از فناوری‌هایی استفاده کنند که امکان تولید توان بیشتر از حجم موتور کمتر را فراهم می‌کند.

اما این افزایش بازده بدون هزینه نیست. هرچه یک موتور با فناوری پیچیده‌تر و شرایط کاری فشرده‌تری فعالیت کند، اهمیت نگهداری صحیح آن نیز افزایش پیدا می‌کند. خودروهایی که در کشورهای مختلف با استانداردهای متفاوت سوخت عرضه می‌شوند، ممکن است در بازارهای دیگر با شرایطی کاملاً متفاوت روبه‌رو شوند.

این مسئله برای بازار ایران اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه بخشی از خودروهای موجود، محصول شرکت‌هایی هستند که پیشرانه‌های آنها ابتدا برای بازارهای دیگری توسعه یافته‌اند. بنابراین، موضوع سازگاری محصول با شرایط واقعی استفاده در ایران، تنها یک بحث فنی نیست و مستقیماً با هزینه مالکیت خودرو ارتباط پیدا می‌کند. هزینه‌ای که روی فاکتور تعمیرگاه دیده می‌شود

وقتی شرایط کارکرد موتور از وضعیت ایده‌آل فاصله می‌گیرد، نخستین پیامد لزوماً یک خرابی بزرگ و ناگهانی نیست. گاهی خودرو به‌تدریج نشانه‌هایی مانند افت عملکرد، افزایش مصرف، بد کار کردن موتور یا کاهش شتاب را نشان می‌دهد.

مشکل اینجاست که بسیاری از این علائم می‌توانند دلایل مختلفی داشته باشند و تشخیص منشأ آنها برای مالک خودرو آسان نیست. به همین دلیل ممکن است یک ایراد کوچک، در صورت بی‌توجهی، به مجموعه‌ای از تعمیرات و تعویض قطعات منجر شود.

در بازار خودرو ایران که هزینه قطعات و تعمیرات به یکی از دغدغه‌های اصلی مالکان تبدیل شده، پیشگیری اهمیت زیادی دارد. هزینه‌ای که در ابتدا می‌توانست با یک سرویس یا تشخیص به‌موقع کنترل شود، در صورت ادامه استفاده نامناسب ممکن است به تعمیرات سنگین موتور تبدیل شود. بازار مکمل‌ها؛ محصولی برای یک نگرانی واقعی

افزایش تعداد خودروهای حساس‌تر به شرایط سوخت، بازار جدیدی را نیز شکل داده است؛ بازاری که در آن انواع مکمل‌های سوخت، پاک‌کننده‌ها و محصولات افزایش‌دهنده اکتان عرضه می‌شوند. رونق این بازار نشان می‌دهد بخشی از مالکان خودرو به دنبال راهی برای محافظت از موتور و جبران ضعف احتمالی سوخت هستند. در ماه‌های اخیر نیز محصولات جدیدی در این حوزه معرفی شده‌اند.

اما گسترش این بازار یک روی دیگر نیز دارد. مصرف‌کننده معمولاً نمی‌تواند صرفاً از روی تبلیغات تشخیص دهد یک محصول برای موتور خودروی او مناسب است یا خیر. حتی افزایش یک شاخص خاص در سوخت، لزوماً به این معنا نیست که استفاده از هر مکملی برای موتور یا سایر اجزای خودرو مفید خواهد بود.

به همین دلیل، تصمیم درباره استفاده از مکمل باید بر اساس مشخصات خودرو و توصیه‌های معتبر فنی انجام شود، نه صرفاً بر اساس وعده افزایش شتاب یا کاهش صدای موتور. فاصله میان دفتر طراحی و خیابان

خودرو در زمان طراحی و توسعه، تحت مجموعه‌ای از آزمون‌ها قرار می‌گیرد؛ اما زندگی واقعی آن در آزمایشگاه اتفاق نمی‌افتد. خودرو باید در ترافیک، گرمای تابستان، مسیرهای طولانی، رانندگی شهری، جاده و با سوختی که واقعاً در جایگاه عرضه می‌شود، کار کند.

همین فاصله میان شرایط طراحی و شرایط استفاده واقعی، اهمیت آزمون‌های میدانی را افزایش می‌دهد. هرچه شناخت دقیق‌تری از شرایط بازار وجود داشته باشد، امکان تطبیق بهتر خودرو با محیط استفاده نیز بیشتر خواهد بود.

این مسئله برای کشوری مانند ایران که همزمان میزبان خودروهای داخلی، مونتاژی و وارداتی است، اهمیت دوچندان دارد. هر کدام از این خودروها ممکن است فلسفه طراحی، استاندارد فنی و الزامات متفاوتی داشته باشند. مصرف‌کننده نباید قربانی نبود اطلاعات شود

یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این زنجیره، دسترسی مصرف‌کننده به اطلاعات دقیق است. مالک خودرو باید بداند خودروی او برای چه نوع سوختی طراحی شده، چه سرویس‌هایی در چه بازه‌ای باید انجام شود و در صورت مشاهده علائم غیرعادی، چه اقدامی منطقی است.

وقتی اطلاعات کافی وجود نداشته باشد، بازار به سمت راهکارهای تجربی و بعضاً پرریسک حرکت می‌کند. یک راننده ممکن است برای حل یک مشکل، محصولی را امتحان کند که مالک خودروی دیگری برای آن نتیجه مطلوب گرفته است؛ در حالی که دو موتور می‌توانند از نظر طراحی و الزامات فنی کاملاً متفاوت باشند.

بنابراین، آموزش مالک خودرو و انتشار اطلاعات فنی قابل اعتماد، به اندازه توسعه فناوری خودرو اهمیت دارد. راهکار فقط در تعمیرگاه نیست

نگهداری صحیح خودرو را نمی‌توان به زمان مراجعه به تعمیرگاه محدود کرد. کیفیت قطعات مصرفی، زمان‌بندی سرویس‌ها، شیوه رانندگی، نوع سوخت و نحوه برخورد با علائم هشداردهنده، همگی بخشی از فرآیند نگهداری هستند.

در خودروهای قدیمی‌تر ممکن است بسیاری از خطاها با هزینه نسبتاً محدود برطرف شوند، اما در خودروهای جدید، پیچیدگی بیشتر می‌تواند هزینه اشتباه را هم افزایش دهد. همین موضوع ضرورت پیشگیری و تشخیص زودهنگام را بیشتر می‌کند.

در چنین شرایطی، بهترین رویکرد برای مالک خودرو این نیست که پس از بروز مشکل به دنبال یک راه‌حل فوری باشد؛ بلکه باید از ابتدا الزامات فنی خودرو را بشناسد و براساس همان الزامات از خودرو استفاده و نگهداری کند.

علیرضا حاجی علی محمدی، رئیس انجمن علمی موتور ایران با اشاره به عوامل مؤثر بر بروز پدیده احتراق غیرعادی (کوبش یا ناکینگ) در موتور خودروها گفت: کیفیت سوخت، عدد اکتان، وجود رسوبات در موتور و ایراد در سیستم کالیبراسیون از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند زمینه‌ساز بروز پدیده کوبش شوند.

وی افزود: ترکیبات موجود در سوخت، میزان گوگرد و سایر عناصر موجود در آن و همچنین عدد اکتان، همگی می‌توانند بر عملکرد موتور و احتمال بروز کوبش تأثیرگذار باشند. کیفیت سوخت همچنان محل بحث است

این عضو هیات‌علمی دانشگاه سمنان درباره عدد اکتان سوخت مورد استفاده خودروهای کشور گفت: در این زمینه، با توجه به اینکه تحقیقات مستقلی انجام نداده‌ام، نمی‌توانم عدد مشخصی را به‌عنوان عدد اکتان سوخت فعلی خودروهای کشور اعلام کنم، اما می‌توان به گزارشی که سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره کیفیت سوخت در دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر کرده است، استناد کرد.

وی ادامه داد: در این گزارش مشخص شده است که میزان برخی عناصر، از جمله گوگرد و سایر ترکیباتی که بر اساس استانداردهای یورویی سوخت باید مقدار بسیار پایینی داشته باشند، در برخی موارد بسیار بالاتر از حد استاندارد قرار دارند.

رئیس انجمن علمی موتور ایران با اشاره به پژوهش‌های انجام‌شده درباره تأثیر عنصر روی (Zn) بر عملکرد موتور نیز اظهار کرد: در سال‌های گذشته تحقیقاتی درباره تأثیر عنصر روی انجام داده‌ایم. این عنصر می‌تواند از منابع مختلفی مانند مخازن حمل سوخت یا سایر منابع وارد سوخت شود.

وی افزود: این پژوهش به‌طور مشخص روی سوخت دیزل انجام شده و نتایج قابل توجهی به همراه داشته است. معمولاً در گزارش‌های فنی که از سوی سازمان‌ها منتشر می‌شود، کمتر به این موضوع پرداخته می‌شود، اما عنصر روی می‌تواند بر میزان تشکیل دوده در موتور تأثیر بگذارد و دوده نیز خود می‌تواند به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در ایجاد ناک عمل کند. ناک می‌تواند به شکست پیستون منجر شود

حاج‌علی‌محمدی با تأکید بر اینکه ناک یک پدیده ساده و کم‌اهمیت در موتور نیست، تصریح کرد: ناک می‌تواند خسارت قابل توجهی به موتور وارد کند و حتی در موارد شدید باعث شکستن پیستون شود.وی گفت: در صورت بروز چنین آسیبی، موتور ممکن است به تعمیرات اساسی نیاز پیدا کند. بنابراین، ناک از نظر خرابی موتور موضوعی بسیار مهم است و باید خودروسازان برای کنترل و کاهش این پدیده، راهکارهای مناسبی داشته باشند. ری‌مپ استاندارد نیست

رئیس انجمن علمی موتور ایران درباره ری‌مپ کردن خودرو به‌عنوان یکی از راهکارهای مطرح‌شده برای مقابله با ناک نیز اظهار کرد: این تغییر در موتور مورد تأیید متخصصان این انجمن نیست و هر نوع ری‌مپ نیازمند کالیبراسیون مجدد موتور است که با استفاده از تجهیزات خاص و انجام آزمون‌های موتوری صورت می‌گیرد.

وی افزود: در موارد مختلف مشاهده شده است که به دلیل انجام تغییرات بدون اطلاع کافی از فرآیند طراحی و توسعه موتور، خسارت‌های قابل توجهی به خودروها وارد شده است.

حاج‌علی‌محمدی ادامه داد: تغییر در کالیبراسیون موتور موضوعی تخصصی است و نمی‌توان بدون در نظر گرفتن فرآیند توسعه موتور و الزامات طراحی، صرفاً با تغییر نرم‌افزار موتور به نتیجه مطلوب رسید. برخی خودروسازان برای سوخت نامناسب آماده‌اند

وی با اشاره به اینکه برخی خودروسازان داخلی در فرآیند توسعه محصولات خود، شرایط سوخت نامناسب را نیز در نظر می‌گیرند، گفت: برخی خودروسازان داخلی در فرآیند توسعه موتور، استفاده از سوخت با کیفیت پایین‌تر و اکتان پایین‌تر را نیز مورد توجه قرار می‌دهند و بخشی از کالیبراسیون موتور را به‌گونه‌ای انجام می‌دهند که خودرو بتواند با چنین سوختی نیز کار کند.

وی افزود: در دنیا انجام چنین آزمون‌هایی برای شرایط مختلف سوخت با عنوان «استفاده جهانی» شناخته می‌شود. این موضوع بیشتر در خودروهای دیزلی و در ارتباط با کیفیت سوخت و میزان گوگرد مطرح است، اما در کشور ما نیز برخی خودروسازان در فرآیند توسعه موتور و خودرو، چنین آزمون‌هایی را انجام می‌دهند.

رئیس انجمن علمی موتور ایران تأکید کرد: بنابراین، اینکه گفته شود خودروسازان هیچ راهکاری برای مواجهه با سوخت نامناسب ندارند، چندان منصفانه نیست. حتی برخی شرکت‌های واردکننده و مونتاژکننده خودرو نیز موتورهای محصولات خود را تحت آزمون‌های مختلف با سوخت‌های نامناسب قرار می‌دهند. توربوها بیشتر در معرض ناک هستند

حاج‌علی‌محمدی در ادامه با اشاره به ارتباط نوع موتور با احتمال بروز ناک اظهار کرد: خودروهای هیبریدی را نمی‌توان لزوماً در دسته خودروهایی قرار داد که به دلیل هیبرید بودن، بیشتر در معرض ناک هستند. موتورهای مورد استفاده در بسیاری از خودروهای هیبریدی کوچک‌تر هستند و معمولاً از موتورهای توربوشارژ در این خودروها استفاده نمی‌شود.

وی افزود: به نظر من بهتر است به جای اشاره کلی به خودروهای توربوشارژ و هیبریدی، تمرکز روی خودروهای توربوشارژ با فشار احتراق بالاتر باشد؛ چراکه این موتورها بیشتر در معرض پدیده ناک قرار دارند. مکمل‌های اکتان همیشه بی‌خطر نیستند

رئیس انجمن علمی موتور ایران درباره استفاده از مکمل‌های افزایش‌دهنده اکتان نیز گفت: در مرکز تحقیقات موتور، مطالعات متعددی روی انواع موادی که در بازار تحت عنوان اکتان‌بوستر عرضه می‌شوند، انجام شده است.

وی ادامه داد: این مواد در بسیاری از موارد واقعاً می‌توانند عدد اکتان را افزایش دهند، اما معمولاً حاوی عناصر فلزی مانند منگنز هستند. این عناصر فلزی می‌توانند در مدت کوتاهی آسیب قابل توجهی به کاتالیست خودرو وارد کنند.

حاج‌علی‌محمدی تأکید کرد: به همین دلیل، استفاده از چنین موادی از نظر انجمن علمی موتور مورد تأیید نیست و مصرف‌کنندگان باید نسبت به استفاده از مکمل‌هایی که ترکیبات آنها مشخص نیست، احتیاط کنند. نسبت تراکم بالا به‌تنهایی به معنای ناک زدن نیست

وی درباره خودروهایی با نسبت تراکم بالا نیز اظهار کرد: درباره خودرویی که نسبت تراکم ۱۵ به یک برای آن عنوان شده است، اطلاعات کافی ندارم و نمی‌توانم تأیید کنم که این خودرو واقعاً چنین نسبت تراکمی دارد.

وی افزود: به‌طور کلی، افزایش نسبت تراکم از نظر فرآیند احتراق می‌تواند احتمال بروز ناک را افزایش دهد، اما خودروهای جدید پیش از عرضه به بازار تحت آزمون‌های بسیار زیادی قرار می‌گیرند و ممکن است هزاران ساعت آزمون روی موتور و خودرو انجام شود.

حاج‌علی‌محمدی ادامه داد: بعید است خودرویی با نسبت تراکم بالا بدون انجام آزمون‌های لازم و بررسی احتمال ناک وارد بازار شود. بنابراین، اگر خودرویی با چنین مشخصاتی تولید و عرضه شده است، به احتمال زیاد این موضوع در فرآیند آزمون و توسعه آن مورد بررسی قرار گرفته است. ضرورت آزمون خودروها با سوخت واقعی بازار

رئیس انجمن علمی موتور ایران پیشنهاد کرد خودروسازان و واردکنندگان، پیش از عرضه خودرو به بازار، آزمون‌های گسترده‌تری با سوخت‌های مورد استفاده در جایگاه‌های کشور انجام دهند.

وی گفت: پیشنهاد من این است که خودروها و موتورهای جدید پیش از ورود به بازار، با سوخت‌هایی که اکتان پایین‌تری دارند و همچنین سوخت واقعی عرضه‌شده در جایگاه‌ها مورد آزمایش قرار گیرند. در صورت نیاز نیز باید کالیبراسیون موتور متناسب با شرایط سوخت بازار انجام شود.

وی افزود: البته این موضوع یک چالش نیز ایجاد می‌کند. مصرف‌کننده‌ای که خودروی توربوشارژ خریداری می‌کند، انتظار دارد خودرو شتاب و توان بالا و گشتاور مناسبی داشته باشد. اگر کالیبراسیون موتور به دلیل کیفیت پایین سوخت تغییر کند، ممکن است شتاب و گشتاور خودرو کاهش پیدا کند و همین مسئله باعث نارضایتی مصرف‌کننده شود. اهمیت انتشار گزارش عمومی درباره عدد اکتان

حاج‌علی‌محمدی در پایان با تأکید بر ضرورت شفاف‌سازی درباره کیفیت سوخت گفت: سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان ملی استاندارد می‌توانند آزمایش‌هایی را روی سوخت عرضه‌شده در جایگاه‌های مختلف انجام دهند و علاوه بر بررسی ترکیبات سوخت، عدد اکتان آن را نیز اندازه‌گیری کنند.

وی افزود: بهتر است نتایج این بررسی‌ها در قالب گزارشی عمومی منتشر شود؛ مشابه گزارشی که درباره کیفیت سوخت و میزان عناصر موجود در آن در دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شد. چنین اقدامی می‌تواند اطلاعات شفاف‌تری در اختیار مردم قرار دهد و مشخص کند سوخت عرضه‌شده در نقاط مختلف کشور از نظر عدد اکتان و سایر شاخص‌های کیفی چه وضعیتی دارد. سخن پایانی

ورود فناوری‌های جدید به بازار خودرو ایران اتفاق مثبتی است و موتورهای کوچک‌تر و پربازده‌تر می‌توانند در صورت استفاده صحیح، ترکیبی از توان مناسب و مصرف سوخت منطقی ارائه دهند. با این حال، فناوری جدید نیازمند زیرساخت و فرهنگ نگهداری متناسب با خود است.

اگر خودرو برای شرایط خاصی طراحی شده باشد اما در محیطی متفاوت مورد استفاده قرار گیرد، فاصله میان این دو شرایط می‌تواند هزینه‌هایی برای مالک ایجاد کند. بنابراین، مسئله اصلی فقط این نیست که خودرو چه موتوری دارد؛ بلکه باید دید این موتور در چه شرایطی، با چه شیوه‌ای و با چه الزامات نگهداری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در نهایت، کاهش هزینه‌های خرابی موتور تنها با تغییر قطعه یا استفاده از یک محصول جانبی امکان‌پذیر نیست. شناخت دقیق مشخصات خودرو، دسترسی به اطلاعات معتبر، سرویس به‌موقع و تطبیق شرایط استفاده با الزامات فنی، چهار ضلع اصلی نگهداری از خودروهای مدرن هستند. در این میان، شفافیت درباره کیفیت سوخت و شرایط واقعی بازار نیز می‌تواند به مصرف‌کننده کمک کند تا به‌جای آزمون و خطا، تصمیم فنی و آگاهانه‌تری بگیرد.



۷ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی


۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

پوست خربزه بنزین زیر پای دولت پزشکیان | گرانی سوخت، راه‌حل ناترازی یا شوک تازه به اقتصاد؟

رویداد۲۴| افزایش قیمت بنزین در حالی بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات تصمیم‌گیری دولت تبدیل شده که همزمانی رشد مصرف، محدودیت تولید و افزایش هزینه واردات، اصلاح نظام انرژی را به یک ضرورت تبدیل کرده است؛ با این حال، تجربه‌های گذشته و شرایط اقتصادی جامعه نشان می‌دهد هرگونه افزایش قیمت می‌تواند هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی برای دولت به همراه داشته باشد.

به گزارش روزنامه جهان صنعت، در هفته‌های گذشته موضوع افزایش قیمت بنزین به یکی از بحث‌های داغ تصمیم‌گیران تبدیل شد و حتی افزایش قیمت برای مدتی در کرمان اجرا شد، اما دولت از ادامه آن منصرف شد. اسماعیل سقاب‌اصفهانی، معاون سازمان تازه‌تأسیس بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی نیز طی روز‌های گذشته با حضور در برنامه‌های مختلف تلویزیونی، سناریو‌های مطرح‌شده در دولت را تشریح کرد.

با این حال، شدت انتقاد‌ها موجب شد سناریو‌های افزایش قیمت فعلا به بایگانی برگردد. در این میان، اگرچه برخی نمایندگان مجلس از افزایش قیمت انتقاد کرده‌اند، گروهی دیگر دولت را به سمت اجرای مدل‌هایی مانند اختصاص سهمیه بنزین به خانوار به جای خودرو سوق می‌دهند.

مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، از جمله نمایندگانی است که بر تغییر شیوه سهمیه‌بندی تاکید دارد و گفته است: «تخصیص سهمیه نباید به‌تعداد خودرو بلکه باید به‌خانوار باشد.» بنزین؛ مسئله‌ای فراتر از قیمت

دولت پزشکیان با یک مسئله واقعی در بازار انرژی مواجه است؛ رشد مصرف از یک سو و محدودیت منابع و تولید از سوی دیگر، فشار بر دولت برای اصلاح بازار انرژی را افزایش داده است.

با این حال، پاسخ به این مسئله لزوما افزایش ناگهانی قیمت نیست. مسعود پزشکیان نیز طی هفته‌های گذشته بار‌ها از ضرورت مدیریت مصرف بنزین، گاز، برق و آب سخن گفته و بر این نکته تاکید کرده است که تصمیم‌های اصلاحی باید با اطلاع‌رسانی و همراهی مردم انجام شود.

در مقابل، اکثریتی از نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای خواستار حرکت به سمت سیاست‌های غیرقیمتی و اختصاص سهمیه بنزین به کد ملی شده‌اند؛ رویکردی که استدلال می‌کند افزایش قیمت به‌تنهایی نتوانسته در سال‌های گذشته مشکل ناترازی انرژی را حل کند. دعوای قیمت یا دعوای توزیع یارانه؟

بخش مهمی از اختلافات موجود بر سر بنزین به نحوه توزیع یارانه بازمی‌گردد. مالک شریعتی، نماینده تهران، معتقد است حدود ۴۷ درصد خانوار‌های ایرانی خودرو ندارند و در نتیجه از یارانه‌ای که مستقیما به خودرو تعلق می‌گیرد، سهمی دریافت نمی‌کنند.

از این منظر، ادامه نظام فعلی سهمیه‌بندی به معنای پرداخت یارانه بیشتر به خانوار‌هایی است که خودرو‌های بیشتری در اختیار دارند. البته شریعتی تاکید کرده انتقال سهمیه به کد ملی به‌تنهایی تمام مشکلات عدالت در توزیع یارانه را حل نمی‌کند و دولت باید برای بازار ثانویه، فروش کارت سوخت و رفتار‌هایی که ممکن است در صورت افزایش فاصله قیمت‌ها شکل بگیرد، از پیش برنامه داشته باشد؛ بنابراین حتی در میان منتقدان افزایش قیمت نیز یک توافق ضمنی وجود دارد: وضع موجود قابل دوام نیست. اختلاف اصلی بر سر این است که هزینه اصلاح چگونه و میان چه گروه‌هایی توزیع شود.

افزایش یکباره قیمت، از منظر حسابداری دولت شاید ساده‌ترین ابزار باشد، اما از منظر اقتصاد سیاسی می‌تواند یکی از پرهزینه‌ترین گزینه‌ها باشد. خانواری که طی سال‌های اخیر قدرت خریدش کاهش یافته، افزایش قیمت بنزین را تنها در عدد درج‌شده روی تابلوی جایگاه نمی‌بیند؛ بلکه آن را در کرایه حمل‌ونقل، قیمت کالاها، خدمات و انتظارات تورمی احساس خواهد کرد. فاصله تولید و مصرف بنزین بیشتر شد

در سوی دیگر، آمار‌های صنعت نفت نیز فشار موجود بر دولت را نشان می‌دهد.

عماد رفیعی، مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، اعلام کرده ظرفیت تولید بنزین کشور با افزایش بهره‌وری پالایشگاه‌ها و استفاده از ظرفیت پتروشیمی‌ها به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. با این حال، مصرف در روز‌های اخیر تا حدود ۱۵۳ میلیون لیتر افزایش یافته است.

متوسط مصرف روزانه بنزین که در سال ۱۴۰۱ حدود ۹۸ میلیون لیتر بود، در سال ۱۴۰۳ به ۱۲۳ میلیون و در سال ۱۴۰۴ به ۱۲۹ میلیون لیتر رسیده است. به گفته رفیعی، رشد مصرف طی پنج سال اخیر سالانه حدود ۶ تا ۸ درصد بوده است.

از سوی دیگر، بخشی از افزایش تولید فعلی از مسیر پتروشیمی‌های نوری و بوعلی تامین می‌شود؛ مسیری که خود شرکت ملی پالایش و پخش آن را راهکاری کوتاه‌مدت می‌داند.

رفیعی همچنین گفته است ایران در سال ۱۳۹۹ از صادرات بنزین حدود سه میلیارد دلار درآمد داشت، اما اکنون واردات بنزین حدود سه میلیارد دلار هزینه ایجاد می‌کند؛ یعنی تراز ارزی این بخش در مقایسه با آن مقطع حدود ۶ میلیارد دلار تغییر کرده است. CNG؛ ظرفیتی که دوباره فراموش شده است

همزمان با افزایش فشار‌ها برای اصلاح قیمت بنزین، استفاده از ظرفیت CNG نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

محمود جان‌محمدی، رئیس انجمن CNG، با اشاره به افزایش سالانه ۶ تا ۸ درصدی مصرف بنزین، گفته است مصرف CNG در سال گذشته ۱۷ درصد کاهش یافته است.

او با اشاره به سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری انجام‌شده در زیرساخت این صنعت، تاکید کرده است به جای صرف ارز برای واردات بنزین، می‌توان بخشی از ظرفیت بلااستفاده CNG را دوباره فعال کرد.

براساس گفته‌های او، خودروسازان طبق اسناد بالادستی باید حداقل ۳۰ درصد محصولات خود را به صورت دوگانه‌سوز تولید کنند، اما سهم واقعی در سال‌های اخیر بین صفر تا ۴ درصد بوده است. سهم CNG از سبد سوخت نیز به حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است. پوست خربزه بنزین زیر پای دولت

حالا توپ در زمین دولت پزشکیان است. هر تصمیمی تبعاتی بزرگ برای اقتصاد کشور دارد؛ حتی برخی معتقدند هر تصمیمی مخاطراتی بزرگ دارد. مخاطراتی که شاید افزایش قیمت ناگهانی تبدیل به همان «پوست خربزه‌ای شود که دیگران زیر پای دولت می‌اندازند.»

واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد انکار ضرورت اصلاح قیمت انرژی برای همیشه امکان‌پذیر نیست؛ تثبیت نامحدود قیمت نیز خود می‌تواند به تشدید قاچاق، رشد مصرف و اتلاف منابع منجر شود. با این حال، ترتیب اصلاح اهمیت دارد.

کارشناسان معتقدند دولت پیش از هر شوک قیمتی باید سهم خودروساز، واردکننده خودرو، شبکه حمل‌ونقل، دستگاه متولی اسقاط، CNG، نظام توزیع یارانه و مقابله با قاچاق را در اصلاح قیمت لحاظ کند. سپس اگر افزایش تدریجی قیمت همچنان اجتناب‌ناپذیر بود، منافع حاصل از آن باید به‌شکلی قابل مشاهده به خانوار‌ها و توسعه حمل‌ونقل عمومی بازگردد.

به این ترتیب، مسئله بنزین برای دولت پزشکیان دیگر صرفا یک تصمیم درباره قیمت یک حامل انرژی نیست؛ بلکه آزمونی همزمان برای مدیریت ناترازی، کنترل تبعات تورمی و حفظ اعتماد اجتماعی است.


۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

خودروساز‌های داخلی و سرهم‌بند‌ها متهم اصلی ناترازی بنزین هستند

جوان آنلاین: ناترازی بنزین هر روز بخش بزرگ‌تری از منابع انرژی کشورمان را درگیر می‌کند و در میان عوامل مؤثر بر رشد مصرف سوخت، خودرو‌هایی قرار دارند که با فناوری قدیمی و مصرف بالا وارد خیابان‌ها می‌شوند و میلیون‌ها لیتر بنزین بیشتر از خودرو‌های کم‌مصرف می‌سوزانند. طبعاً وقتی خودروساز داخلی و دلالان خودرو‌های مونتاژی محصولی با مصرف بالا عرضه می‌کنند، هزینه این ناکارآمدی فقط روی دوش مالک خودرو باقی نمی‌ماند و دولت برای تأمین سوخت بیشتر باید منابع بیشتری اختصاص دهد و کشور نیز با فشار ناشی از تولید و واردات بنزین روبه‌رو می‌شود؛ بنابراین ادامه تولید خودرو‌های پرمصرف به ضرر مردم و دولت است و باید هزینه تحمیل‌شده تا کنون هم از حلقوم این صنعت ناپاک بیرون کشیده شود. 

ناترازی بنزین از اختلاف میان تولید پالایشگاه و مصرف جایگاه فراتر رفته است و بخش مهمی از این شکاف در خیابان‌ها و داخل باک خودرو‌ها شکل می‌گیرد، زیرا هر خودروی پرمصرف برای پیمودن یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری می‌سوزاند و وقتی همین مصرف در مقیاس میلیون‌ها خودرو تکرار شود، فشار آن به شبکه تأمین بنزین منتقل می‌شود و آمار‌های منتشرشده از ناترازی حدود ۱۴ میلیون لیتر در روز حکایت دارد و قاعدتاً نمی‌توان سیاست کاهش مصرف را فقط با توصیه به مردم یا افزایش هزینه سوخت دنبال کرد و از خودروسازی که محصول پرمصرف تولید می‌کند، انتظار هیچ سهمی در حل بحران نداشت! 

مصرف سوخت خودرو‌های تولید داخل به طور میانگین حدود ۱۴ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر پیمایش اعلام شده است و وقتی در مقیاس ناوگان کشور قرار می‌گیرد، به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌شود، زیرا خودرویی که در هر ۱۰۰ کیلومتر یک یا دو لیتر بیشتر مصرف می‌کند، در طول عمر خود هزاران لیتر سوخت اضافی می‌سوزاند و اگر این الگو در میلیون‌ها دستگاه تکرار شود، بخش قابل توجهی از تقاضای بنزین از ناکارآمدی فناوری خودرو ناشی خواهد شد که متأسفانه این چنین نیز شده است. 

مسئله وقتی غصه‌دارتر می‌شود که خودرو‌های پرمصرف همچنان به عنوان محصول جدید وارد بازار شوند و برای سال‌های طولانی در ناوگان باقی بمانند، زیرا تصمیم امروز کارخانه درباره موتور و وزن و جعبه‌دنده و فناوری احتراق فقط مصرف سوخت امسال را تعیین نمی‌کند و آثار آن تا سال‌ها بعد ادامه پیدا می‌کند. بنابراین هر خودروی پرمصرفی که امروز شماره‌گذاری می‌شود، بخشی از تقاضای آینده بنزین را نیز تثبیت می‌کند و هزینه این تصمیم را فقط خریدار خودرو پرداخت نمی‌کند. 

هزینه پرمصرفی را چه کسی می‌دهد؟ 

در ساختار فعلی بازار خودرو، بخش بزرگی از هزینه مصرف سوخت پس از خرید به مالک منتقل می‌شود و دولت نیز هزینه تأمین کسری بنزین را تحمل می‌کند، اما خودروساز الزام اقتصادی متناسبی برای پرداخت هزینه مصرف بالاتر محصول خود ندارد و همین مسئله انگیزه اصلاح فناوری را ضعیف می‌کند و باعث می‌شود سرمایه‌گذاری برای کاهش مصرف از اولویت پایین‌تری برخوردار باشد، زیرا هزینه فناوری کم‌مصرف امروز برای تولیدکننده قطعی است، اما بخش مهمی از منفعت آن در سال‌های بعد نصیب مصرف‌کننده و دولت خواهد شد. 

اگر خودرویی با مصرف بیشتر بتواند بدون پرداخت هزینه‌ای متناسب با مصرف بالاتر تولید و عرضه شود، بازار نیز پیام دقیقی به تولیدکننده نمی‌دهد و طبعاً در چنین شرایطی خودروساز می‌تواند هزینه ناکارآمدی را به مصرف‌کننده منتقل کند، کما اینکه در سایه مسئولان احتمالاً درگیر «تعارض منافع» منتقل شده است و دولت نیز برای تأمین سوخت بیشتر، منابع خود را به واردات یا افزایش تولید اختصاص دهد، در حالی که اصلاح همان محصول در کارخانه می‌توانست بخشی از فشار را از سمت تقاضا کم کند. 

این مسئله درباره خودرو‌های سرهم‌بندشده (مونتاژی) نیز صدق می‌کند، چراکه مونتاژ داخلی به خودی خود نشانه کم‌مصرف بودن خودرو نیست و برند خارجی نیز نمی‌تواند جای معیار مصرف سوخت را بگیرد. بنابراین هر خودرویی که در بازار ایران عرضه می‌شود، باید براساس میزان مصرف واقعی و استاندارد‌های قابل سنجش ارزیابی شود و اگر مصرف آن بالاست، تولیدکننده و واردکننده باید در برابر آثار اقتصادی آن پاسخگو باشند که متأسفانه چنین نیست. 

بدیهی است تمام ناترازی به خودرو ختم نمی‌شود، چراکه رشد تعداد خودروها، افزایش پیمایش، فرسودگی ناوگان، کیفیت سوخت، ضعف حمل‌ونقل عمومی و الگوی سفر خانوار‌ها نیز بر مصرف بنزین اثر دارند، اما چندعاملی بودن بحران نباید سهم خودرو‌های پرمصرف را از معادله حذف کند و همان‌طور که نمی‌توان از فرسودگی خودرو‌های قدیمی سخن گفت، مصرف بالای خودرو‌های صفرکیلومتر را نادیده گرفت. 

آمار مصرف بنزین مسیر این روند را دقیق‌تر می‌کند. براساس گزارش‌های منتشرشده، مصرف روزانه ۱۳۵ میلیون لیتر بنزین عمق معضل را مشخص می‌کند و وقتی دولت با ناترازی مواجه می‌شود، راه‌های مختلفی برای جبران آن در اختیار دارد که واردات بنزین یکی از این راه‌هاست و افزایش تولید نیز راه دیگر است، اما هر دو مسیر هزینه دارند و اگر خودروی پرمصرف همچنان بدون تغییر در فناوری تولید شود، هر مقدار بنزین اضافه‌ای که وارد کشور شود، فقط فرصت بیشتری برای ادامه همان الگوی مصرف ایجاد می‌کند. به همین دلیل، سیاست واردات بدون اصلاح خودرو بیشتر شبیه خرید زمان است و باید متوقف شود. 

از سوی دیگر، انتقال مستقیم هزینه ناترازی به مردم نیز راه‌حل عادلانه‌ای نیست، زیرا خانواری که در بازار محدود خودرو ناچار به خرید محصول پرمصرف شده است، اختیار چندانی بر فناوری موتور و میزان مصرف آن ندارد و اگر سیاستگذار از مالک خودرو انتظار کاهش مصرف دارد، باید همان مطالبه را از تولیدکننده نیز مطرح کند و خودروساز را برای هر لیتر مصرف اضافی پاسخگو نگه دارد، البته اگر زورش بچربد! 

استانداردی که باید اثر اقتصادی داشته باشد 

در کشورمان استاندارد‌های مصرف سوخت و آلایندگی برای خودرو وجود دارد و دستگاه‌های مسئول نیز فرآیند پایش را انجام می‌دهند، اما مسئله اصلی فقط وجود استاندارد نیست و باید دید استاندارد مصرف سوخت چه اثری بر تصمیم تولیدکننده می‌گذارد. اگر خودرویی با مصرف بالا همچنان امکان تولید و فروش داشته باشد و هزینه مصرف اضافی آن نیز بر عهده خریدار و دولت قرار گیرد، استاندارد عملاً به حداقل فنی تبدیل می‌شود، در حالی که باید ابزاری برای اصلاح اقتصادی صنعت خودرو باشد. 

در چنین شرایطی، لازم است مصرف سوخت از یک شاخص فنی به یک شاخص اقتصادی تبدیل شود و خودروی کم‌مصرف باید برای تولیدکننده مزیت داشته باشد و خودروی پرمصرف نیز هزینه بیشتری ایجاد کند که این هزینه می‌تواند در قالب عوارض، مالیات، محدودیت تولید یا سازوکار‌های دیگری تعریف شود و در مقابل، برای فناوری‌های کم‌مصرف و برقی و هیبریدی مشوق واقعی ایجاد شود. 

این تغییر نگاه از آن جهت اهمیت دارد که صنعت خودرو دهه‌هاست از حمایت‌های مختلف برخوردار بوده است، اما اگر قرار باشد حمایت از تولید داخلی ادامه داشته باشد، مصرف سوخت نیز باید بخشی از معیار ارزیابی عملکرد این صنعت باشد و تولید بیشتر به تنهایی موفقیت صنعتی محسوب نمی‌شود و وقتی محصول تولیدشده برای حرکت به بنزین بیشتری نیاز دارد، بخشی از هزینه تولید آن عملاً به بخش انرژی کشور منتقل می‌شود. 

همچنین متولیان دست‌کج خودرو نمی‌توانند فقط در زمان فروش خودرو از مزیت بازار داخلی استفاده کنند و در زمان بروز ناترازی بنزین خود را خارج از این مسئله بدانند، زیرا محصول کارخانه مستقیماً با مصرف انرژی کشور ارتباط دارد و همان‌طور که کیفیت ایمنی خودرو یا آلایندگی آن موضوع سیاستگذاری است، مصرف سوخت نیز باید به عنوان بخشی از مسئولیت اقتصادی تولیدکننده دیده شود. 

ناترازی بنزین در نهایت یک صورتحساب بزرگ برای اقتصاد کشورمان ایجاد کرده است و این صورتحساب از محل بودجه و منابع ارزی و ظرفیت پالایش و هزینه مصرف خانوار پرداخت می‌شود. بنابراین اگر قرار باشد اصلاحی انجام شود، باید سهم هر بخش از این هزینه روشن باشد، یعنی دولت باید برای سیاستگذاری و توسعه حمل‌ونقل عمومی پاسخگو باشد و مصرف‌کننده نیز در حد اختیار خود رفتار مصرفی را اصلاح کند و خودروساز نیز باید برای کاهش مصرف محصولی که تولید می‌کند، مسئولیت بپذیرد. 

ادامه تولید خودرو‌های پرمصرف در شرایطی که کشور با کسری بنزین روبه‌روست، به یک تصمیم اقتصادی تبدیل شده است و هر خودرویی که با مصرف بالاتر از سطح قابل قبول وارد ناوگان می‌شود، تقاضای سوخت آینده را افزایش می‌دهد و اگر این افزایش تقاضا با واردات یا مصرف بیشتر منابع جبران شود، هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو از جیب کل اقتصاد پرداخت خواهد شد. 

بنابراین اگر قرار است آتش ناترازی بنزین مهار شود، شعله آن نباید فقط به جایگاه و کارت سوخت و جیب مصرف‌کننده برسد و بخشی از آن باید به کارخانه‌ای برسد که خودرو را با میزان مشخصی از مصرف تولید می‌کند و خودروساز وقتی در حل ناترازی بنزین شریک خواهد بود که مصرف سوخت محصولش در قیمت و مجوز تولید و رتبه کیفیت و مسئولیت اقتصادی آن اثر داشته باشد و تولید خودروی پرمصرف دیگر تصمیمی بدون هزینه برای تولیدکننده باقی نماند.




 تلاطم بورس در مرز حساس
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد
۱۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

اقتصادنیوز: حسام الدین آشنا معتقد است مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۱۴ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۱۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!

 مصداق شکست بازار
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

تأکید نفت ستاره خلیج فارس بر ایمنی استفاده محدود از متانول در بنزین

مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس اعلام کرد استفاده کنترل‌شده از متانول در بنزین تولیدی این پالایشگاه، پس از مطالعات و آزمایش‌های فنی انجام شده و با فاصله قابل توجه از سقف مجاز استانداردها اجرا شده است.