قیمت طلا امروز




 روزنامه صمت / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

رویای خانه زیر آوار گرانی

بازار مسکن در سال‌های اخیر تنها با افزایش قیمت خانه مواجه نبوده است؛ بحران اصلی حالا در بخش اجاره‌نشینی خود را نشان می‌دهد؛ جایی که فاصله میان درآمد خانوار و هزینه تأمین سرپناه روزبه‌روز بیشتر شده و بسیاری از مستأجران را ناچار کرده است میان کیفیت زندگی، موقعیت مکانی و توان پرداخت، یکی را انتخاب کنند. اگر در گذشته جابه‌جایی به خانه‌ای کوچک‌تر یا انتقال از مناطق گران‌تر به محله‌های ارزان‌تر، راهکاری برای مدیریت هزینه‌ها محسوب می‌شد، اکنون همین گزینه‌ها نیز برای بخشی از خانوارها به آسانی گذشته در دسترس نیست.
 رویای خانه زیر آوار گرانی

افزایش هزینه‌های زندگی، رشد قیمت کالاها و خدمات و کاهش قدرت خرید باعث شده مسکن سهم سنگین‌تری از بودجه خانوار را به خود اختصاص دهد. نتیجه آن نیز در رفتار متقاضیان بازار دیده می‌شود؛ از کاهش متراژ واحدهای مورد تقاضا گرفته تا افزایش تمایل به سکونت در مناطق دورتر از مرکز شهر و حتی تغییر شکل قراردادهای اجاره.

در چنین شرایطی، بازار اجاره دیگر صرفاً بازاری میان موجر و مستأجر نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های وضعیت معیشتی جامعه تبدیل شده است. هر تغییری در این بازار، مستقیماً بر الگوی مصرف، رفاه خانوار، مهاجرت درون‌شهری و حتی تصمیم جوانان برای ازدواج و تشکیل خانواده اثر می‌گذارد. کوچک‌تر شدن خانه‌ها؛ بزرگ‌تر شدن فشار اقتصادی

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که طی سال‌های اخیر در بازار اجاره دیده می‌شود، کاهش تدریجی متراژ واحدهای مورد تقاضاست. خانواری که در شرایط عادی به دنبال یک واحد دو یا سه‌خوابه بود، اکنون ممکن است به واحدی با یک اتاق خواب یا حتی فضایی بسیار کوچک‌تر رضایت دهد.

این تغییر تنها یک انتخاب سلیقه‌ای نیست؛ بلکه واکنشی مستقیم به کاهش قدرت خرید است. وقتی درآمد خانوار با سرعت افزایش هزینه مسکن همگام نمی‌شود، نخستین واکنش طبیعی، کاهش هزینه از طریق تغییر محل یا کیفیت سکونت است.

در این میان، خانوارهایی که درآمد ثابت دارند، آسیب‌پذیرتر هستند. افزایش هزینه اجاره برای آنها به معنای کاهش منابع مالی برای سایر نیازهای ضروری است. به بیان دیگر، هرچه سهم مسکن از درآمد بیشتر شود، سهم کالاها و خدمات دیگر از بودجه خانوار کاهش پیدا می‌کند.

این وضعیت می‌تواند در بلندمدت آثار اجتماعی قابل توجهی ایجاد کند. خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف تأمین مسکن می‌کند، ناچار است از هزینه‌های مربوط به آموزش، درمان، تفریح، سفر، پوشاک و حتی مواد غذایی بکاهد. به همین دلیل، بحران مسکن را نمی‌توان تنها با اعداد مربوط به قیمت خرید و اجاره بررسی کرد؛ اثر واقعی آن در تغییر سبک زندگی مردم نمایان می‌شود. فاصله گرفتن مستأجران از مناطق مرکزی

یکی دیگر از پیامدهای افزایش هزینه مسکن، تغییر جغرافیای سکونت خانوارهاست. بسیاری از مستأجران برای کنترل هزینه‌ها به سمت محله‌هایی حرکت می‌کنند که قیمت مسکن در آنها پایین‌تر است.

این جابه‌جایی البته هزینه‌های پنهان خود را دارد. فاصله بیشتر خانه تا محل کار، افزایش زمان رفت‌وآمد، هزینه حمل‌ونقل و کاهش دسترسی به خدمات شهری، بخشی از هزینه‌ای است که در رقم قرارداد اجاره دیده نمی‌شود.

به همین دلیل، ممکن است یک خانوار در ظاهر با انتقال به منطقه‌ای ارزان‌تر هزینه مسکن خود را کاهش دهد، اما در عمل بخشی از این صرفه‌جویی را از طریق هزینه رفت‌وآمد یا زمان از دست‌رفته جبران کند.

در شهرهای بزرگ، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. توسعه نامتوازن شهر و تمرکز فرصت‌های شغلی و خدماتی در مناطق مشخص باعث شده است انتخاب محل سکونت برای بسیاری از خانوارها به یک معادله پیچیده تبدیل شود؛ خانه ارزان‌تر در نقطه‌ای دورتر یا خانه گران‌تر در محدوده‌ای نزدیک‌تر به محل کار. چرا عرضه مسکن اجاره‌ای اهمیت دارد؟

یکی از موضوعاتی که در بحث بازار اجاره باید جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد، مسئله عرضه است. زمانی که تعداد واحدهای قابل اجاره متناسب با رشد تقاضا افزایش پیدا نکند، فشار روی واحدهای موجود بیشتر می‌شود.

رشد جمعیت شهری، تشکیل خانوارهای جدید، مهاجرت به شهرهای بزرگ و افزایش تعداد خانوارهای مستأجر، همگی تقاضا برای مسکن اجاره‌ای را بالا می‌برند. اگر عرضه نتواند با این روند هماهنگ شود، بازار با کمبود مواجه خواهد شد.

البته افزایش ساخت‌وساز به‌تنهایی کافی نیست. نوع واحدهای ساخته‌شده نیز اهمیت دارد. اگر بخش عمده ساخت‌وسازها به سمت واحدهای بزرگ و گران‌قیمت برود، الزاماً به معنای افزایش عرضه مؤثر برای مستأجران متوسط و کم‌درآمد نیست.

بازار اجاره به واحدهایی نیاز دارد که با توان مالی گروه‌های مختلف درآمدی تناسب داشته باشند. بنابراین سیاست‌گذاری در این حوزه باید علاوه بر تعداد واحدها، به قیمت تمام‌شده و گروه هدف نیز توجه کند. خانه‌دار شدن؛ رویایی که عقب‌تر می‌رود

بحران اجاره در نهایت به بازار خرید مسکن نیز متصل می‌شود. فرد یا خانواده‌ای که بخش زیادی از درآمد خود را صرف اجاره می‌کند، امکان کمتری برای پس‌انداز خواهد داشت. کاهش پس‌انداز نیز فاصله او تا خرید خانه را بیشتر می‌کند.

این چرخه می‌تواند به شکل یک روند بلندمدت ادامه پیدا کند: افزایش هزینه اجاره، کاهش توان پس‌انداز، عقب افتادن خرید مسکن و در نهایت افزایش وابستگی به بازار اجاره.

برای جوانانی که در ابتدای مسیر شغلی قرار دارند، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. هزینه بالای مسکن می‌تواند یکی از عواملی باشد که تصمیم‌گیری درباره ازدواج، استقلال مالی و تشکیل خانواده را به تعویق می‌اندازد.

از این منظر، مسئله مسکن تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با ساختار اجتماعی و آینده جمعیتی کشور نیز محسوب می‌شود. سرمایه‌گذاری در مسکن و مسئله بازدهی

بازار مسکن همواره یکی از مقاصد سنتی سرمایه‌گذاری در ایران بوده است. بخش قابل توجهی از خانوارها و سرمایه‌گذاران، ملک را نه تنها به عنوان محل سکونت، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی خود نگاه می‌کنند.

اما وقتی سرمایه‌گذاری در ملک عمدتاً با هدف حفظ ارزش دارایی انجام شود، ممکن است عرضه واحدهای موجود به بازار مصرف با چالش مواجه شود. ملکی که خریداری شده اما مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، از یک سو سرمایه را در خود نگه می‌دارد و از سوی دیگر می‌تواند از ظرفیت عرضه به بازار اجاره خارج شود.

در مقابل، سرمایه‌گذاری هدفمند در ساخت واحدهای اجاره‌ای می‌تواند به افزایش عرضه و ایجاد درآمد پایدار برای مالک منجر شود. تفاوت این دو رویکرد در سیاست‌گذاری بازار مسکن اهمیت زیادی دارد. راهکار فقط ساختن خانه نیست

سال‌هاست که در بحث مسکن، ساخت واحدهای جدید به عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارها مطرح می‌شود. بدون تردید افزایش عرضه اهمیت دارد، اما تجربه بازار نشان می‌دهد که مسئله مسکن ابعاد گسترده‌تری دارد.

خانه باید در نقطه‌ای ساخته شود که دسترسی به حمل‌ونقل، اشتغال، آموزش، درمان و سایر خدمات شهری وجود داشته باشد. ساخت واحد مسکونی در فاصله‌ای بسیار دور از مراکز فعالیت اقتصادی، اگرچه از نظر تعداد به آمار عرضه اضافه می‌کند، اما لزوماً مشکل خانوارها را حل نمی‌کند.

همچنین توان خرید و اجاره مردم باید در طراحی سیاست‌های مسکن مورد توجه قرار گیرد. اگر واحدی ساخته شود که بخش بزرگی از خانوارهای هدف توان خرید یا اجاره آن را نداشته باشند، افزایش تعداد واحدها الزاماً به معنای کاهش فشار بازار نیست. حمایت از مستأجر بدون آسیب زدن به عرضه

سیاست‌های حمایتی از مستأجران یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های سیاست‌گذاری مسکن است. از یک طرف، دولت باید از خانوارهای آسیب‌پذیر در برابر جهش‌های شدید هزینه مسکن حمایت کند و از طرف دیگر، باید مراقب باشد که سیاست‌های دستوری باعث کاهش انگیزه مالکان برای عرضه واحدهای اجاره‌ای نشود.

اگر مالک احساس کند درآمد حاصل از اجاره با هزینه‌های نگهداری و ریسک سرمایه‌گذاری تناسب ندارد، ممکن است عرضه ملک به بازار اجاره کاهش پیدا کند یا سرمایه به سمت بازارهای دیگر حرکت کند.

بنابراین سیاست موفق باید میان حمایت از مستأجر و حفظ انگیزه عرضه‌کننده تعادل برقرار کند. حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد، توسعه تسهیلات اجاره، افزایش عرضه واحدهای کوچک و متوسط و ایجاد مشوق برای ساخت مسکن اجاره‌ای می‌تواند در کنار یکدیگر بخشی از این مشکل را کاهش دهد. بازار اجاره در فاز جدید

سعید لطفی، دبیر و عضو هیات‌رئیسه اتحادیه مشاوران املاک تهران، با اشاره به آغاز فصل جابه‌جایی مستأجران، اظهار کرد: درحال‌حاضر بازار اجاره وارد دوره‌ای شده است که معمولاً با افزایش جابه‌جایی مستأجران همراه است و همین موضوع باعث شده بحث اجاره‌بها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: با توجه به قیمت تورم اعلام‌شده و شرایط اقتصادی موجود، برخی مالکان با افزایش ۲۵ درصدی اجاره‌بها موافقت می‌کنند، اما در عمل شاهد آن هستیم که در مواردی مالکان از روش‌های مختلف تلاش می‌کنند این سقف را دور بزنند.

لطفی ادامه داد: در بسیاری از موارد، مالک و مستأجر برای تمدید قرارداد به توافق می‌رسند، چراکه مستأجر نیز در صورت جابه‌جایی باید برای پیدا کردن واحد جدید هزینه بیشتری پرداخت کند. در چنین شرایطی، مستأجر ترجیح می‌دهد با مالک فعلی به توافق برسد، حتی اگر رقم اجاره نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده باشد. رونق مسکن در گرو بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران درباره چشم‌انداز بازار مسکن نیز گفت: بازار مسکن از جمله بازارهایی است که ریسک بالایی ندارد، اما برای ورود سرمایه‌گذاران به این بخش، وجود شرایط باثبات و قابل اعتماد ضروری است.

وی افزود: سرمایه‌گذاری در حوزه مسکن زمانی رونق می‌گیرد که فعالان اقتصادی نسبت به آینده اطمینان داشته باشند. در شرایط فعلی، بخشی از سرمایه‌ها به سمت بازارهای موازی مانند طلا، ارز و خودرو رفته است.

لطفی تصریح کرد: اگر شرایط سیاسی کشور به سمت ثبات و وضعیت نرمال حرکت کند، این احتمال وجود دارد که بخشی از سرمایه‌هایی که در بازارهای موازی قرار گرفته‌اند، دوباره به سمت بخش مسکن هدایت شوند. در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت بازار مسکن نیز به‌تدریج از رکود خارج شده و شاهد رونق معاملات باشیم. توافق سیاسی لزوماً به کاهش قیمت مسکن منجر نمی‌شود

وی در پاسخ به این پرسش که در صورت دستیابی ایران و امریکا به توافق، آیا قیمت مسکن کاهش خواهد یافت، گفت: تصور نمی‌کنم در صورت توافق سیاسی، قیمت مسکن به‌صورت ناگهانی با ریزش مواجه شود.

لطفی افزود: حتی اگر توافقی حاصل شود، اجرای آن و رفع تحریم‌ها زمان‌بر خواهد بود. از سوی دیگر، زیرساخت‌هایی که در سال‌های گذشته آسیب دیده‌اند نیز برای بازسازی و رسیدن به شرایط مناسب به زمان نیاز دارند.

وی ادامه داد: بنابراین انتظار من این نیست که با آغاز فرآیند توافق، قیمت مسکن ناگهان کاهش پیدا کند. آنچه بیش از کاهش قیمت می‌توان انتظار داشت، ایجاد رونق در معاملات و افزایش تدریجی فعالیت در بازار مسکن است. چرا پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره رها می‌شوند؟

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با اشاره به افزایش پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره در نقاط مختلف شهر، یکی از دلایل اصلی این وضعیت را کاهش قدرت پرداخت متقاضیان دانست و گفت: بسیاری از مردم پروژه‌های مسکونی را به‌صورت اقساطی خریداری کرده‌اند، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، توان پرداخت اقساط خود را از دست داده‌اند.

وی افزود: برخی از این پروژه‌ها به شکل تعاونی و برخی دیگر به صورت خصوصی اجرا می‌شوند. سازنده نیز بر اساس منابعی که قرار است از محل پرداخت اقساط یا فروش واحدها و امتیازها تأمین شود، پروژه را آغاز می‌کند. زمانی که این پرداخت‌ها متوقف شود، سازنده نیز منابع لازم برای تکمیل ساختمان را در اختیار نخواهد داشت.

لطفی تصریح کرد: نتیجه این وضعیت را امروز می‌توان در بخش‌هایی از شهر مشاهده کرد؛ ساختمان‌هایی که تا مرحله‌ای از ساخت پیش رفته‌اند اما به دلیل مشکلات مالی، ادامه عملیات آنها متوقف شده و پروژه نیمه‌کاره باقی مانده است. دولت باید برای فعال شدن چرخه ساخت‌وساز وارد عمل شود

وی با تاکید بر ضرورت حمایت دولت از بخش مسکن گفت: دولت باید برای حل این مشکل به‌صورت جدی وارد عمل شود و به جای تکیه صرف بر طرح‌های تشویقی که در سال‌های گذشته بسیاری از آنها نتیجه مورد انتظار را نداشته‌اند، از بخش خصوصی حمایت عملی کند.

لطفی افزود: ارائه تسهیلات بلندمدت با قیمت سود پایین می‌تواند یکی از راهکارهای فعال کردن این بخش باشد. دولت باید به شکل‌های مختلف به بخش مسکن ورود کند تا چرخه ساخت‌وساز دوباره به حرکت درآید.

وی ادامه داد: اگر این چرخه راه نیفتد، آسیب آن تنها متوجه بازار مسکن نخواهد بود، بلکه اقتصاد کلان کشور نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعداد قابل توجهی از مشاغل به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به بخش مسکن وابسته هستند و فعال شدن بازار مسکن می‌تواند به حرکت دوباره بسیاری از این مشاغل کمک کند. سخن پایانی

بازار اجاره امروز تصویری از فشار اقتصادی بر خانوار ایرانی است؛ بازاری که در آن افزایش هزینه مسکن تنها به معنای پرداخت پول بیشتر برای یک خانه نیست، بلکه با خود مجموعه‌ای از تغییرات اجتماعی و اقتصادی را به همراه می‌آورد.

وقتی خانوار برای پرداخت اجاره مجبور می‌شود متراژ خانه را کاهش دهد، به محله‌ای دورتر نقل مکان کند یا از سایر هزینه‌های زندگی بزند، مسئله دیگر صرفاً «قیمت اجاره» نیست؛ بلکه کیفیت زندگی تحت تأثیر قرار گرفته است.

از سوی دیگر، حل این بحران نیز با یک تصمیم کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست. افزایش عرضه، کنترل تورم، تقویت قدرت خرید، توسعه تسهیلات، حمایت هدفمند از مستأجران و ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری در بخش اجاره باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.

بازار مسکن به دلیل ارتباط گسترده با صنایع و مشاغل مختلف، یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد کشور است. هرچه این بازار از حالت رکود و بی‌ثباتی فاصله بگیرد، آثار آن می‌تواند در بخش‌های مختلف اقتصاد نمایان شود.

در نهایت، مسئله اصلی بازار مسکن فقط این نیست که «خانه چقدر گران شده است»؛ پرسش مهم‌تر این است که چه تعداد از خانوارها هنوز می‌توانند با درآمد خود، مسکن مناسب و پایدار تهیه کنند؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند معیار دقیق‌تری برای سنجش وضعیت واقعی بازار مسکن و میزان موفقیت سیاست‌های این حوزه باشد.

 



۱ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

آیا بحران یک شبکه تسویه در دبی و ترکیه به یک صرافی در کانادا سرایت کرده است؟ | انصاف نیوز

محمد وحیدی‌راد، رئیس انجمن بازرگانی ایران و کانادا، با اشاره به نگرانی‌های مطرح‌شده درباره احتمال ورشکستگی یک صرافی در ونکوور، خواستار بررسی ارتباط احتمالی این موضوع با شبکه‌های تسویه و حواله در دبی و ترکیه شد.

به گزارش انصاف نیوز، او در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به ویدیوهایی که در آنها برخی افراد درباره احتمال اعلام ورشکستگی و سرنوشت مطالبات خود ابراز نگرانی کرده‌اند، نوشت که صرف این نگرانی به معنای اعلام یا قطعی بودن ورشکستگی نیست، اما مطرح شدن علنی چنین پرسشی از سوی طلبکاران، موضوع را جدی‌تر می‌کند.

وحیدی‌راد در ادامه به مرگ یوسف آدم‌پیرا، مالک یک صرافی در دبی اشاره کرد و نوشت که ممکن است این اتفاق هیچ ارتباطی با بحران فعلی نداشته باشد، اما در صورت وجود ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم، می‌تواند بخشی از منشأ یک ناترازی مالی بزرگ را توضیح دهد.

او با اشاره به گزارش انصاف نیوز درباره مرگ آدم‌پیرا نوشت که این رسانه بر اساس «شنیده‌ها» احتمال خودکشی را مطرح کرده و همزمان گزارش داده که آدم‌پیرا مالک یکی از مجموعه‌های مهم تراستی در امارات و ترکیه بوده و با مرگ او، وضعیت چند صد میلیون دلار از وجوه منتسب به بانک‌ها و پتروشیمی‌های ایران نامشخص شده است. به گفته وحیدی‌راد، انصاف نیوز همچنین دو روایت درباره علت احتمالی این حادثه مطرح کرده بود؛ فشار ناشی از نوسانات شدید ارز، جنگ و تحریم، و ادعای مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی درباره برداشت بخشی از دارایی‌ها توسط یکی از کارکنان. او تأکید کرد که هیچ‌کدام از این روایت‌ها به‌عنوان علت قطعی مرگ اثبات نشده‌اند.

وحیدی‌راد همچنین یادآوری کرد که نام یوسف آدم‌پیرا پیش‌تر در یک پرونده بزرگ ارزی مطرح شده بود. به نوشته او، خبرگزاری میزان در سال ۱۴۰۰ نام یوسف، محمدامین و ابراهیم آدم‌پیرا را در پرونده‌ای مرتبط با «سردستگی شبکه سازمان‌یافته قاچاق بین‌المللی ارز» منتشر کرده و از محکومیت هر یک به ۱۲ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، محرومیت از برخی مشاغل و ضبط درآمدهای ناشی از جرم خبر داده بود.

این فعال اقتصادی توضیح داد که در شبکه‌های بین‌المللی حواله میان ایران، کانادا، امارات و ترکیه، تسویه‌ها لزوماً به‌صورت مستقیم انجام نمی‌شود و ممکن است چندین صرافی، تراستی و شرکت در کشورهای مختلف در یک زنجیره تسویه قرار داشته باشند. در چنین شرایطی، ممکن است یک مجموعه روی کاغذ دارایی و «حساب دریافتنی» قابل‌توجهی داشته باشد، اما اگر طرف حساب خارجی از دسترس خارج شود یا امکان تسویه نداشته باشد، آن دارایی به پول نقد تبدیل نشود و مجموعه با ناترازی نقدینگی مواجه شود.

او بر همین اساس این پرسش را مطرح کرد که آیا اتفاق رخ‌داده برای آدم‌پیرا و شبکه مالی او در دبی می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با مشکلات برخی شبکه‌های صرافی، از جمله صرافی آپادانا در ونکوور، ارتباط داشته باشد.

وحیدی‌راد تأکید کرد که هیچ سند عمومی برای ارتباط مستقیم میان صرافی آپادانا و یوسف آدم‌پیرا یا شرکت‌های متعلق به او پیدا نکرده است و بنابراین نمی‌توان گفت مرگ آدم‌پیرا باعث بحران آپادانا شده است. با این حال، به گفته او، احتمال وجود یک ارتباط غیرمستقیم از طریق زنجیره‌های تسویه نیز باید بررسی شود.

او برای روشن شدن موضوع، بررسی اسناد مالی از جمله دفتر حساب‌ها، فهرست طرف‌های تسویه، وضعیت مطالبات و بدهی‌ها، گردش حساب‌های بانکی و دستورهای تسویه را ضروری دانست و گفت یکی از پرسش‌های کلیدی این است که در زمان آغاز بحران، بزرگ‌ترین مطالبات مجموعه در اختیار چه اشخاص یا شرکت‌هایی بوده است.

وحیدی‌راد در پایان تأکید کرد که تا زمانی که سندی درباره ارتباط میان شبکه تسویه آپادانا و شبکه آدم‌پیرا پیدا نشود، این موضوع صرفاً یک فرضیه تحقیقی است و نباید آن را به‌عنوان واقعیت یا اتهام منتشر کرد. او همچنین یادآوری کرد که نگرانی درباره ورشکستگی با آغاز رسمی فرآیند ورشکستگی یا insolvency تفاوت دارد و در حال حاضر نمی‌توان بدون اعلام رسمی، از ورشکستگی یک مجموعه سخن گفت.

انتهای پیام


۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

رویداد۲۴|  حسین راغفر، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا و تحلیل‌گر اقتصادی، با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار کرد که در هیچ جای جهان در زمان جنگ، سیاست‌هایی از جنس افزایش شدید قیمت حامل‌های انرژی به این شکل اجرا نمی‌شود. به اعتقاد او، سیاست‌گذار در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری به پیامدهای اجتماعی تصمیم‌های اقتصادی توجه داشته باشد.

او با انتقاد از دیدگاه‌هایی که بر واگذاری گسترده امور اقتصادی به بازار تأکید دارند، گفت چنین رویکردهایی بدون توجه به شرایط اجتماعی و حساسیت‌های دوره جنگ می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

راغفر افزود در شرایطی که کشور با بحران‌های متعدد مواجه است، هر تصمیم اقتصادی باید با الزامات اجتماعی و معیشتی جامعه هماهنگ باشد و نمی‌توان بدون فراهم کردن امکان جایگزینی، یک کالا یا خدمت را از سبد خانوار حذف کرد.

افزایش قیمت بنزین بدون ترمیم دستمزد، فشار بر خانوارها را تشدید می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت درآمدی خانوارها گفت اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود بخش بیشتری از درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه سوخت شود، باید همزمان مسئله دستمزد نیز مورد توجه قرار گیرد.

او افزود دستمزدها طی سال‌های گذشته با محدودیت‌های جدی مواجه بوده‌اند و در حالی که افزایش دستمزد همواره با نگرانی از آثار تورمی مواجه شده، سیاست‌هایی که خود می‌توانند تورم قابل‌توجهی ایجاد کنند، با همان حساسیت مورد توجه قرار نگرفته‌اند.

راغفر در ادامه نسبت به پیامدهای اجتماعی سیاست افزایش قیمت هشدار داد و گفت یا سیاست‌گذاران ابعاد اجتماعی این تصمیم‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنند یا در حال اتخاذ تصمیم‌هایی هستند که می‌تواند به افزایش ناامنی و تلاطم اجتماعی منجر شود.

او با اشاره به شرایط منطقه‌ای و فشارهای خارجی تأکید کرد که در شرایطی که دشمنان کشور در تلاش برای تضعیف آرامش و انسجام اجتماعی هستند، تصمیم‌هایی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند، می‌توانند بسیار پرهزینه باشند.

ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

راغفر معتقد است جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری مستعد تلاطم اجتماعی است. او با اشاره به تشدید شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گفت جامعه ایران در مقایسه با گذشته با سطح بالاتری از گسست اجتماعی مواجه شده است.

او یکی از گروه‌هایی را که مستقیماً از افزایش قیمت بنزین آسیب خواهند دید، فعالان حمل‌ونقل اینترنتی و تاکسی‌ها دانست و گفت حدود ۱۳ میلیون نفر به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته هستند و افزایش هزینه سوخت می‌تواند فشار سنگینی بر آنها وارد کند.

بازار ثانویه سهمیه بنزین؛ به جای بازار گسترده، هرج‌ومرج ایجاد می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به ایده اختصاص سهمیه بنزین به افراد و امکان خرید و فروش سهمیه‌ها گفت تصور ایجاد یک بازار گسترده از طریق خرید و فروش سهمیه بنزین واقع‌بینانه نیست.

به گفته راغفر، در این مدل ممکن است فردی که خودرو ندارد سهمیه خود را بفروشد و در مقابل مبلغی دریافت کند، اما در نهایت خریدار سهمیه کسی خواهد بود که توان مالی بیشتری دارد.

او افزود چنین سازوکاری نه‌تنها بازار کارآمدی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به شکل‌گیری نوعی بی‌نظمی و واسطه‌گری منجر شود. به اعتقاد او، ممکن است سهمیه ۳۰ لیتری یک فرد با قیمت بالایی فروخته شود، اما منفعت اصلی آن نصیب افراد برخوردار شود و در نهایت سیاستی که با هدف حمایت از اقشار فرودست طراحی شده، به زیان همین گروه‌ها تمام شود.

شرایط امروز با جنگ هشت‌ساله متفاوت است

راغفر با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله گفت در آن دوره، با وجود دشواری‌های اقتصادی، انسجام اجتماعی بسیار بالاتر بود و سیاست‌های اقتصادی نیز با توجه به شرایط جنگی طراحی می‌شدند.

او افزود جامعه امروز به‌دلیل تحولات چند دهه گذشته، خصوصی‌سازی، تعدیل ساختاری و افزایش نابرابری‌ها، با جامعه آن دوران تفاوت زیادی دارد.

به گفته راغفر، در دوره جنگ هشت‌ساله سطح مصرف‌گرایی به اندازه امروز نبود و اقتصاد نیز تا این حد به خدماتی مانند حمل‌ونقل وابسته نشده بود. بنابراین نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی امروز را بدون توجه به تفاوت‌های ساختاری جامعه با دوره جنگ گذشته تحلیل کرد.

او اضافه کرد بخش قابل‌توجهی از وضعیت فعلی محصول سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ است که به افزایش نابرابری و قطبی‌شدن جامعه منجر شده است. به گفته راغفر، امروز جمعیت قابل‌توجهی برای کسب درآمد روزانه به شهرها رفت‌وآمد می‌کنند و حدود ۱۳ میلیون نفر زندگی خود را به فعالیت در حوزه تاکسی و حمل‌ونقل اینترنتی وابسته کرده‌اند.

افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر کالاها منتقل می‌شود

راغفر با اشاره به تورم بالای موجود در کشور گفت آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر تورم بسیار روشن است، زیرا تقریباً همه کالاها برای تولید یا توزیع به حمل‌ونقل نیاز دارند.

او افزود افزایش قیمت سوخت به‌سرعت هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد و در نتیجه قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات افزایش پیدا می‌کند.

راغفر با اشاره به افزایش قیمت‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ و آثار سیاست حذف ارز ترجیحی پرسید آیا مسئولان درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو بوده‌اند که اکنون همان سیاست‌گذاران به دنبال اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین هستند.

او هشدار داد در شرایط فعلی که جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی ملتهب است، افزایش قیمت‌ها می‌تواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند و در چنین شرایطی ممکن است برخوردهای انتظامی و امنیتی با اعتراضات شکل بگیرد؛ روندی که به اعتقاد او می‌تواند پیامدهای انسانی و اجتماعی سنگینی داشته باشد و حتی بر دستاوردهای کشور در عرصه نظامی و سیاسی اثر بگذارد.

سیاست‌های داخلی را نمی‌توان تماماً به جنگ نسبت داد

راغفر در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نسبت دادن بخش عمده تورم موجود به جنگ گفت عوامل اصلی تورم فعلی را باید در سیاست‌های اقتصادی داخلی جست‌وجو کرد.

او حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی را از جمله سیاست‌هایی دانست که آثار تورمی قابل‌توجهی داشته‌اند و تأکید کرد سهم جنگ در تورم موجود به اندازه‌ای نیست که بتوان همه مشکلات اقتصادی را به آن نسبت داد.

قیمت تنها ابزار مدیریت مصرف نیست

این تحلیل‌گر اقتصادی تأکید کرد قیمت تنها ابزار تخصیص منابع نیست و حتی نمی‌توان آن را در همه شرایط بهترین ابزار دانست.

او درباره قاچاق بنزین گفت پیش از افزایش قیمت باید مسئله قاچاق را حل کرد. به گفته راغفر، اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق می‌شود، کنترل همین بخش می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مشکل ناترازی و کسری مورد اشاره دولت را برطرف کند.

او همچنین نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد را یکی دیگر از موانع اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین دانست و گفت زمانی می‌توان استفاده از خودرو شخصی را محدود کرد که جایگزین مناسبی مانند حمل‌ونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل دسترس وجود داشته باشد.

راغفر افزود حتی در تهران نیز در بسیاری از مناطق دسترسی مناسب به حمل‌ونقل عمومی وجود ندارد و مردم ناچارند برای رفت‌وآمد از خودروهای شخصی استفاده کنند.

تنوع سبد انرژی و استفاده از ظرفیت CNG

راغفر با اشاره به ضرورت تنوع‌بخشی به سبد انرژی گفت کشور در این زمینه نیز با مشکلاتی مواجه شده است.

او استفاده بیشتر از LNG و CNG را یکی از راهکارهایی دانست که می‌تواند وابستگی به بنزین و فشار تقاضا بر این حامل انرژی را کاهش دهد. به گفته او، استفاده از این ظرفیت‌ها در سال‌های گذشته می‌توانست بخشی از مشکل مصرف بنزین را مدیریت کند.

مدیریت هوشمند مصرف با استفاده از کارت سوخت

این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد از اطلاعات موجود در سامانه کارت سوخت برای مدیریت هوشمند مصرف استفاده شود.

به گفته راغفر، هزینه قابل‌توجهی برای ایجاد و توسعه سامانه کارت سوخت صرف شده و می‌توان با ثبت اطلاعات خودرو، مالک و میزان مصرف، الگوی مصرف هر فرد را مشخص کرد.

او پیشنهاد کرد مصرف تا یک سطح مشخص با نرخ پایه انجام شود و مصرف بالاتر از آن، مشمول نرخ‌های افزایشی شود. در عین حال، فعالان حمل‌ونقل عمومی می‌توانند از تخفیف‌های ویژه برخوردار شوند تا افزایش قیمت سوخت به افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل عمومی منجر نشود.

انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین

راغفر در پایان با انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین در یک استان، این اقدام را نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر دانست.

او معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

راغفر تأکید کرد اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت پذیرش بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ندارند و به جای ایجاد شوک قیمتی، باید از مجموعه‌ای از سیاست‌های هوشمند برای مدیریت مصرف، کنترل قاچاق، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اصلاح سبد انرژی استفاده کرد.


۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

رویداد۲۴|  حسین راغفر، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا و تحلیل‌گر اقتصادی، با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار کرد که در هیچ جای جهان در زمان جنگ، سیاست‌هایی از جنس افزایش شدید قیمت حامل‌های انرژی به این شکل اجرا نمی‌شود. به اعتقاد او، سیاست‌گذار در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری به پیامدهای اجتماعی تصمیم‌های اقتصادی توجه داشته باشد.

او با انتقاد از دیدگاه‌هایی که بر واگذاری گسترده امور اقتصادی به بازار تأکید دارند، گفت چنین رویکردهایی بدون توجه به شرایط اجتماعی و حساسیت‌های دوره جنگ می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

راغفر افزود در شرایطی که کشور با بحران‌های متعدد مواجه است، هر تصمیم اقتصادی باید با الزامات اجتماعی و معیشتی جامعه هماهنگ باشد و نمی‌توان بدون فراهم کردن امکان جایگزینی، یک کالا یا خدمت را از سبد خانوار حذف کرد.

افزایش قیمت بنزین بدون ترمیم دستمزد، فشار بر خانوارها را تشدید می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت درآمدی خانوارها گفت اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود بخش بیشتری از درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه سوخت شود، باید همزمان مسئله دستمزد نیز مورد توجه قرار گیرد.

او افزود دستمزدها طی سال‌های گذشته با محدودیت‌های جدی مواجه بوده‌اند و در حالی که افزایش دستمزد همواره با نگرانی از آثار تورمی مواجه شده، سیاست‌هایی که خود می‌توانند تورم قابل‌توجهی ایجاد کنند، با همان حساسیت مورد توجه قرار نگرفته‌اند.

راغفر در ادامه نسبت به پیامدهای اجتماعی سیاست افزایش قیمت هشدار داد و گفت یا سیاست‌گذاران ابعاد اجتماعی این تصمیم‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنند یا در حال اتخاذ تصمیم‌هایی هستند که می‌تواند به افزایش ناامنی و تلاطم اجتماعی منجر شود.

او با اشاره به شرایط منطقه‌ای و فشارهای خارجی تأکید کرد که در شرایطی که دشمنان کشور در تلاش برای تضعیف آرامش و انسجام اجتماعی هستند، تصمیم‌هایی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند، می‌توانند بسیار پرهزینه باشند.

راغفر معتقد است جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری مستعد تلاطم اجتماعی است. او با اشاره به تشدید شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گفت جامعه ایران در مقایسه با گذشته با سطح بالاتری از گسست اجتماعی مواجه شده است.

او یکی از گروه‌هایی را که مستقیماً از افزایش قیمت بنزین آسیب خواهند دید، فعالان حمل‌ونقل اینترنتی و تاکسی‌ها دانست و گفت حدود ۱۳ میلیون نفر به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته هستند و افزایش هزینه سوخت می‌تواند فشار سنگینی بر آنها وارد کند.

بازار ثانویه سهمیه بنزین؛ به جای بازار گسترده، هرج‌ومرج ایجاد می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به ایده اختصاص سهمیه بنزین به افراد و امکان خرید و فروش سهمیه‌ها گفت تصور ایجاد یک بازار گسترده از طریق خرید و فروش سهمیه بنزین واقع‌بینانه نیست.

به گفته راغفر، در این مدل ممکن است فردی که خودرو ندارد سهمیه خود را بفروشد و در مقابل مبلغی دریافت کند، اما در نهایت خریدار سهمیه کسی خواهد بود که توان مالی بیشتری دارد.

او افزود چنین سازوکاری نه‌تنها بازار کارآمدی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به شکل‌گیری نوعی بی‌نظمی و واسطه‌گری منجر شود. به اعتقاد او، ممکن است سهمیه ۳۰ لیتری یک فرد با قیمت بالایی فروخته شود، اما منفعت اصلی آن نصیب افراد برخوردار شود و در نهایت سیاستی که با هدف حمایت از اقشار فرودست طراحی شده، به زیان همین گروه‌ها تمام شود.

شرایط امروز با جنگ هشت‌ساله متفاوت است

راغفر با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله گفت در آن دوره، با وجود دشواری‌های اقتصادی، انسجام اجتماعی بسیار بالاتر بود و سیاست‌های اقتصادی نیز با توجه به شرایط جنگی طراحی می‌شدند.

او افزود جامعه امروز به‌دلیل تحولات چند دهه گذشته، خصوصی‌سازی، تعدیل ساختاری و افزایش نابرابری‌ها، با جامعه آن دوران تفاوت زیادی دارد.

به گفته راغفر، در دوره جنگ هشت‌ساله سطح مصرف‌گرایی به اندازه امروز نبود و اقتصاد نیز تا این حد به خدماتی مانند حمل‌ونقل وابسته نشده بود. بنابراین نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی امروز را بدون توجه به تفاوت‌های ساختاری جامعه با دوره جنگ گذشته تحلیل کرد.

او اضافه کرد بخش قابل‌توجهی از وضعیت فعلی محصول سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ است که به افزایش نابرابری و قطبی‌شدن جامعه منجر شده است. به گفته راغفر، امروز جمعیت قابل‌توجهی برای کسب درآمد روزانه به شهرها رفت‌وآمد می‌کنند و حدود ۱۳ میلیون نفر زندگی خود را به فعالیت در حوزه تاکسی و حمل‌ونقل اینترنتی وابسته کرده‌اند.

افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر کالاها منتقل می‌شود

راغفر با اشاره به تورم بالای موجود در کشور گفت آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر تورم بسیار روشن است، زیرا تقریباً همه کالاها برای تولید یا توزیع به حمل‌ونقل نیاز دارند.

او افزود افزایش قیمت سوخت به‌سرعت هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد و در نتیجه قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات افزایش پیدا می‌کند.

راغفر با اشاره به افزایش قیمت‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ و آثار سیاست حذف ارز ترجیحی پرسید آیا مسئولان درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو بوده‌اند که اکنون همان سیاست‌گذاران به دنبال اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین هستند.

او هشدار داد در شرایط فعلی که جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی ملتهب است، افزایش قیمت‌ها می‌تواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند و در چنین شرایطی ممکن است برخوردهای انتظامی و امنیتی با اعتراضات شکل بگیرد؛ روندی که به اعتقاد او می‌تواند پیامدهای انسانی و اجتماعی سنگینی داشته باشد و حتی بر دستاوردهای کشور در عرصه نظامی و سیاسی اثر بگذارد.

سیاست‌های داخلی را نمی‌توان تماماً به جنگ نسبت داد

راغفر در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نسبت دادن بخش عمده تورم موجود به جنگ گفت عوامل اصلی تورم فعلی را باید در سیاست‌های اقتصادی داخلی جست‌وجو کرد.

او حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی را از جمله سیاست‌هایی دانست که آثار تورمی قابل‌توجهی داشته‌اند و تأکید کرد سهم جنگ در تورم موجود به اندازه‌ای نیست که بتوان همه مشکلات اقتصادی را به آن نسبت داد.

قیمت تنها ابزار مدیریت مصرف نیست

این تحلیل‌گر اقتصادی تأکید کرد قیمت تنها ابزار تخصیص منابع نیست و حتی نمی‌توان آن را در همه شرایط بهترین ابزار دانست.

او درباره قاچاق بنزین گفت پیش از افزایش قیمت باید مسئله قاچاق را حل کرد. به گفته راغفر، اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق می‌شود، کنترل همین بخش می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مشکل ناترازی و کسری مورد اشاره دولت را برطرف کند.

او همچنین نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد را یکی دیگر از موانع اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین دانست و گفت زمانی می‌توان استفاده از خودرو شخصی را محدود کرد که جایگزین مناسبی مانند حمل‌ونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل دسترس وجود داشته باشد.

راغفر افزود حتی در تهران نیز در بسیاری از مناطق دسترسی مناسب به حمل‌ونقل عمومی وجود ندارد و مردم ناچارند برای رفت‌وآمد از خودروهای شخصی استفاده کنند.

تنوع سبد انرژی و استفاده از ظرفیت CNG

راغفر با اشاره به ضرورت تنوع‌بخشی به سبد انرژی گفت کشور در این زمینه نیز با مشکلاتی مواجه شده است.

او استفاده بیشتر از LNG و CNG را یکی از راهکارهایی دانست که می‌تواند وابستگی به بنزین و فشار تقاضا بر این حامل انرژی را کاهش دهد. به گفته او، استفاده از این ظرفیت‌ها در سال‌های گذشته می‌توانست بخشی از مشکل مصرف بنزین را مدیریت کند.

مدیریت هوشمند مصرف با استفاده از کارت سوخت

این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد از اطلاعات موجود در سامانه کارت سوخت برای مدیریت هوشمند مصرف استفاده شود.

به گفته راغفر، هزینه قابل‌توجهی برای ایجاد و توسعه سامانه کارت سوخت صرف شده و می‌توان با ثبت اطلاعات خودرو، مالک و میزان مصرف، الگوی مصرف هر فرد را مشخص کرد.

او پیشنهاد کرد مصرف تا یک سطح مشخص با نرخ پایه انجام شود و مصرف بالاتر از آن، مشمول نرخ‌های افزایشی شود. در عین حال، فعالان حمل‌ونقل عمومی می‌توانند از تخفیف‌های ویژه برخوردار شوند تا افزایش قیمت سوخت به افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل عمومی منجر نشود.

انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین

راغفر در پایان با انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین در یک استان، این اقدام را نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر دانست.

او معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

راغفر تأکید کرد اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت پذیرش بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ندارند و به جای ایجاد شوک قیمتی، باید از مجموعه‌ای از سیاست‌های هوشمند برای مدیریت مصرف، کنترل قاچاق، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اصلاح سبد انرژی استفاده کرد.




 گزارشی از روند حضور استارتاپ ها الکام‌پیچ/ تمدید زمان ثبت‌نام
۱ ساعت قبل / سایت توسعه برند

گزارشی از روند حضور استارتاپ ها الکام‌پیچ/ تمدید زمان ثبت‌نام

استقبال گسترده استارتاپ‌ها در دوره جدید این رویداد: پس از بررسی اولیه درخواست‌های دریافت‌شده، ۵۶ استارتاپ و تیم نوآور شرایط حضور در بخش ارایه الکام‌پیچ ۱۴۰۵ را به دست آورده‌اند؛ تیم‌هایی که از میان تعداد قابل توجهی از درخواست‌های ثبت‌شده انتخاب شده‌اند و از نظر حوزه فعالیت، تنوع قابل توجهی دارند.

 انهدام خط لوله ۶ کیلومتری قاچاقچیان سوخت در میناب
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

انهدام خط لوله ۶ کیلومتری قاچاقچیان سوخت در میناب

آرمان امروز : فرمانده پایگاه دریابانی میناب از شناسایی و انهدام ۶ کیلومتر خط لوله انتقال سوخت قاچاق در نوار ساحلی خبر داد. سرهنگ سید داوود میرعالی، فرمانده پایگاه دریابانی میناب، شامگاه پنجشنبه از شناسایی و انهدام ۶ کیلومتر خط لوله انتقال سوخت قاچاق در نوار ساحلی این شهرستان خبر داد؛ خطوطی که قاچاقچیان آن [ ]

 روایت فایننشال تایمز از تقلای لیبی برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی در حوزه نفت و گاز / چگونه طلای سیاه می‌تواند هم تهدید باشد و هم فرصت؟
۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

روایت فایننشال تایمز از تقلای لیبی برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی در حوزه نفت و گاز / چگونه طلای سیاه می‌تواند هم تهدید باشد و هم فرصت؟

لیبی برای افزایش تولید نفت به ۲ میلیون بشکه در روز تا ۲۰۳۰، به ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد، اما بی‌ثباتی سیاسی، کمبود منابع مالی و قاچاق سوخت توسعه صنعت نفت این کشور را تهدید می‌کند.

 خودروهای ایرانی تست ایمنی نمی شوند؟ | آزمون تصادف خودرو از نگاه استاندارد
۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خودروهای ایرانی تست ایمنی نمی شوند؟ | آزمون تصادف خودرو از نگاه استاندارد

مسئولان سازمان ملی استاندارد می‌گویند: براساس استانداردهای اجباری که از سوی این سازمان برای خودروهای تولید یا مونتاژ داخل صادر شده، خودروها ملزم به رعایت استانداردهای تعیین شده هستند و پایش این موضوع نیز از سوی سازمان ملی استاندارد انجام می شود.

 بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

بورس تهران در سایه غلبه تقاضا بر عرضه و بازگشت پرقدرت نقدینگی به بازار سهام توانست با عبور از سد ۵.۹ میلیون واحد هفته‌ای طلایی را برای سهامداران رقم بزند.

 نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

اقتصادنیوز: مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.