
سالهاست که توسعه صنایع معدنی و فلزی در کشور بر یک گزاره و مزیت نسبیِ بنیادین استوار بوده است: «انرژی ارزان و فراوان». این مزیت رقابتی، دهههاست که نقایص ساختاری، بهرهوری پایین، فرسودگی ماشینآلات و خلأهای ایمنی را در سایه خود پنهان کرده است. اما اکنون و در سال ۲۰۲۶، زنگ خطر اقتصاد جهانی با صدای بلندتری به صدا درآمده است. محیطزیست دیگر یک شعار فانتزی یا متنی زیبا برای گزارشهای «مسئولیت اجتماعی» شرکتها نیست؛ بلکه به خشنترین و برندهترین ابزار تنظیمگری تجارت جهانی تبدیل شده است. با ورود به فاز مالی «مکانیسم تنظیم مرزی کربن» (CBAM) از سوی اتحادیه اروپا، دیوار نامرئی و بلندی پیش روی صادرات محصولات معدنی و فلزی کشیده شده است.
به گزارش روزنامه صمت، مکانیسم CBAM که فاز آزمایشی و صرفاً گزارشدهیِ آن از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود، اکنون با ورود به فاز اجرایی و مالی، قواعد بازی را به طور کامل تغییر داده است. منطق این قانون ساده اما برای کشورهای در حال توسعه که به سوختهای فسیلی وابستهاند، ویرانگر است: واردکنندگان به اروپا باید مابهالتفاوت هزینه انتشار کربن محصول وارداتی را بر اساس قیمت کربن در سیستم تجارت آلایندههای اروپا (EU ETS) بپردازند.
در جهانی که بهای هر تن انتشار دیاکسید کربن در بازار اروپا به طور میانگین در محدوده ۷۰ تا ۸۰ یورو نوسان دارد، صادرکننده دیگر تنها با قیمت تمامشده کالا در مبدأ رقابت نمیکند. او ملزم به پرداخت جریمه «استفاده از تکنولوژی قدیمی و سوخت فسیلی» است. این یک تغییر ژئوپلیتیک در تجارت است؛ چرا که حتی بازارهای ثانویه در شرق آسیا نیز برای حفظ سهم صادراتی خود به اروپا، در حال تحمیل استانداردهای مشابه به زنجیره تامین مواد اولیه خود هستند. ما با پدیدهای به نام «اثر دومینویی کربن» مواجهیم که هیچ مرزی نمیشناسد. فولاد؛ قربانی ناترازی گاز و شبکه برقِ حرارتی
برای درک عمق فاجعه در صنعت فولاد، باید به ساختار تولید نگاه کرد. بخش اعظم فولاد ایران بر پایه روش «احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی» (DRI-EAF) تولید میشود. اگرچه این روش به طور ذاتی از کورههای بلند (BF-BOF) پاکتر است، اما وابستگی مطلق به گاز طبیعی برای احیا و شبکه برق حرارتی برای ذوب، آن را به شدت آسیبپذیر کرده است. بر اساس استانداردهای متداول، تولید هر تن فولاد با این …





