
به گزارش تجارت نیوز، فارن افرز با انتشار یادداشتی نوشت: اقتصاد چین به نقطهای رسیده که مدل رشد مبتنی بر تولید صنعتی، سرمایهگذاری سنگین و صادرات فزاینده، نهتنها برای خود چین بلکه برای کل اقتصاد جهانی به یک منبع بالقوه بیثباتی تبدیل شده است. در این میان مشکل صرفا «مازاد تولید» چین نیست؛ بلکه شکاف فزاینده میان ظرفیت تولید این کشور و توان اقتصاد جهانی برای جذب محصولات چینی است. اگر این شکاف ادامه پیدا کند، ممکن است انباشت ظرفیت مازاد، کاهش تقاضای خارجی، جنگ قیمتی، تشدید حمایتگرایی و در نهایت سقوط صادرات چین، مجموعهای از شوکهای اقتصادی را در سراسر جهان ایجاد کند. چالش اصلی چین
فارن افرز در ادامه آورد: چین طی دو دهه گذشته بزرگترین مازاد تجاری ثبتشده در تاریخ را ایجاد کرده است. این مازاد در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۲ تریلیون دلار رسید و با سرعتی تقریبا سه برابر رشد تجارت جهانی کالا افزایش یافت. این وضعیت در کوتاهمدت برای مصرفکنندگان جهان مزیتهایی داشته، زیرا کالاهای ارزان چینی به کاهش فشارهای تورمی کمک کردهاند، اما از نظر ساختاری پایدار نیست.
اقتصاد چین اکنون آنقدر بزرگ شده که دیگر نمیتواند صادرات خود را با سرعتی بسیار بیشتر از رشد تقاضای جهانی افزایش دهد، زیرا سرانجام ظرفیت بازارهای خارجی برای جذب این حجم از کالا به پایان خواهد رسید. در گذشته، رشد سریع صادرات چین با استقبال کشورهای دیگر مواجه میشد. اقتصادهای پیشرفته از کالاهای ارزان چینی بهره میبردند و در مقابل، چین به بازارهای خارجی دسترسی پیدا میکرد. این رابطه امکان توسعه زنجیرههای تامین جهانی و افزایش رفاه مصرفکنندگان را فراهم کرد. اما شرایط تغییر کرده است.
بسیاری از کشورها اکنون احساس میکنند واردات گسترده از چین موجب تضعیف صنایع داخلی، از بین رفتن مشاغل صنعتی و ایجاد وابستگی در حوزههای حساس شده است. بنابراین ظرفیت سیاسی کشورها برای پذیرش این وضعیت کاهش یافته و حمایتگرایی در حال افزایش است. این روند میتواند مستقیما راهبرد «گردش دوگانه» چین را تحت فشار قرار دهد؛ راهبردی که از یک سو بر خودکفایی و تقویت ظرفیت داخلی و از سوی دیگر بر حفظ حضور چین در بازارهای جهانی تأکید دارد. پیامدهای تغییر موتور صادراتی چین
مشکل چین صرفا سیاسی نیست؛ بلکه یک مساله ساده اقتصادی نیز وجود دارد. هنگامی …












