منظورم آن دسته از خبرنگارانی است که همیشه تنشان بوی آتش زاگرس میدهد و کفشهایشان هنوز گِل هورالعظیم را در خود دارد؛ آنها که با بیمحلی کارشناسان خم به ابرو نمیآورند و با طعنه و شکایت مدیران استوارتر میشوند؛ آنها که در حساسترین لحظات، انصاف و اخلاق را میزان میکنند؛ نه نظر شخصی را، نه جبههگیری گروهی را.
برای منِ متخصص، خیلی سخت است که جایگاهی خلاف میل یا علم من وجود داشته باشد. اما شما خبرنگاران، حتی اگر تخصص عمیقی در یک موضوع محیطزیستی داشته باشید، باز باید بیطرفانه حق مطلب را ادا کنید. این، به نظرم، نقطه تمایز شماست و شاید ریشه بسیاری از تعارضات ما با شما! ما اهل موضعیم، شما اهل آینه.
خدمت شما ثبت خاموش فجایعی است که خیلیها ترجیح میدهند نبینند؛ مدیران به مصلحت نمیدانند و گاهی حتی ما متخصصان، به غرور علمی خود، فجیع نمیدانیم. شما چشمهای بیدار زمین هستید، حتی وقتی ما خوابهای تخصصی میبینیم.
اما راستش، اینهمه انصاف و بیطرفی همیشه آسان نیست. از سویی، شما گاه لازم دارید تیتری داغ بزنید یا بحثی چالشی به راه بیندازید تا بیشتر دیده شوید. مخاطب این را دوست دارد، اما منِ متخصص از آن فراریام؛ چون مسیر اقدامات حفاظتی را پیچیده میکند. خیلی از تیترهای شما سرنوشت مناطق و حتی گونهها را تغییر دادهاند! شاید خود آن خبرنگار هم تصور این سطح از تأثیر را نداشته باشد. اما اگر نمایانسازی خبرنگاران محیطزیست نبود، اوضاع هر روز وخیمتر میشد؛ مثل دهه هفتاد و هشتاد که هنوز اینهمه خبرنگار محیطزیست و رسانه نداشتیم و احتمالاً مهمترین اتفاقات محیطزیستی، حتی برای بسیاری از متخصصان این حوزه، ناگفته میماند.
من صادقانه معتقدم که خبرنگار محیطزیست، حتی از نوع چالشیاش، بودنش بهتر از نبودنش است؛ هم برای آگاهسازی جامعه، هم برای مطالبهگری از مدیران و هم برای تسهیل مسیر حفاظت برای ما متخصصان. ولی خوب، اگر کمی منصفتر باشید و گاهی از تیتر صرفاً تراژیک فاصله بگیرید، ما هم خوشحالتر خواهیم بود. گاهی یک خبر امیدبخش از احیای یک تالاب کوچک، بیشتر از ده تیتر هشداردهنده، دل مردم را برای مشارکت برمیانگیزد.
من فکر میکنم خبرنگار محیطزیست فقط مرثیهخوان طبیعت نیست؛ فقط منتقد نیست. او راهنما و مبلغ «امید ممکن» هم هست. ما به روایت تلخ واقعیت نیاز داریم، اما در کنارش، به جرقههای موفقیت هم محتاجیم؛ به کورسوهای امید در این بحبوحه پیچیده روزگار!
به بهانه روز خبرنگار، از شما تشکر میکنم که هستید؛ از شما میخواهم که بمانید و از شما انتظار دارم که گاهی قلم را از گزارش زخم، به روایت التیام هم ببرید. چون زمین فقط به دادگر نیاز ندارد؛ به دلداریدهنده هم محتاج است.
روزتان مبارک!









