
وقتی از جنگ سخن میگوییم، معمولاً ذهنها بهسمت آوار، انفجار، کشتهها و خسارتهای اقتصادی میرود. اما جنگ، ویرانی دیگری هم دارد؛ ویرانیای که شاید امروز صدایی نداشته باشد، اما پژواک آن سالها بعد در کشور شنیده خواهد شد.
جنگ، ریتم عادی زندگی کودکان را بر هم میزند؛ آنان را ناگهان از بازی، دوستان، مدرسه، معلم و برنامه روزانهشان جدا میکند و احساس امنیت را از آنان میگیرد. اما برای کودک، مدرسه فقط مکانی برای دریافت آموزش نیست که بتوان آن را با آموزش مجازی یا ماندن در خانه جایگزین کرد. مدرسه بخشی از خودِ کودکی است؛ جایی که کودک برای نخستینبار زندگی جمعی را تجربه میکند، دوست پیدا میکند، گفتوگو و حل اختلاف را میآموزد، مسئولیتپذیری را تمرین میکند، اعتمادبهنفس به دست میآورد و جایگاه خود را در جهان کشف میکند. به همین دلیل، حق آموزش صرفاً حق دسترسی به محتوای درسی نیست؛ حق حضور در مدرسه و بهرهمندی از تجربههایی است که شخصیت، هویت و مهارتهای اجتماعی کودک را شکل میدهد.
آقای رئیسجمهور، شما بهتر از هر کسی میدانید که در اسناد بینالمللی حقوق کودک و همچنین در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، آموزش یک حق بنیادین شناخته شده است. اصل سیام قانون اساسی، دولت را موظف به فراهم کردن آموزش رایگان تا پایان دوره متوسطه میکند و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز محرومیت از تحصیل را بهعنوان مسئلهای نیازمند حمایت مورد توجه قرار میدهد. در این نگاه، آموزش صرفاً یک خدمت عمومی نیست که دولت هر زمان با بحران مواجه شد، بتواند آن را کاهش دهد؛ آموزش حقی است که دولت حتی در شرایط دشوار نیز موظف به تضمین آن است.
آقای رئیسجمهور، جنگ گریبان یک نظام آموزشی باکیفیت و باثبات را نگرفت؛ گریبان مدرسهای را گرفت که سالهاست نشانههای بیماری را بروز داده است. مدرسه در ایران مدتهاست با مشکلات انباشتهای روبهرو است؛ مشکلاتی که اکنون در شرایط بحران، خود را آشکارتر نشان میدهند. مسئله مدرسه را نمیتوان صرفاً مسئله یک دستگاه اجرایی یا وزارتخانه دانست. مدرسه نهادی اجتماعی و زیربنایی است که با کیفیت سرمایه انسانی، انسجام اجتماعی و آینده کشور پیوند دارد. وقتی مدرسه در حاشیه تصمیمگیریهای کلان قرار میگیرد، پیامدهای آن فقط در کلاس درس باقی نمیماند؛ آثار آن در سراسر …







