
اینکه دوست داشته باشیم همسرمان از ما تعریف کند، نظرمان را تأیید کند یا گاهی به ما اطمینان بدهد که هنوز برایش مهم هستیم، کاملاً طبیعی است. اما اگر فرد دائماً به دنبال تأیید همسرش باشد و بدون دریافت آن احساس اضطراب، ناامنی یا بیارزشی کند، ماجرا میتواند فراتر از یک نیاز عاطفی معمولی باشد.
در روانشناسی، این الگو گاهی با اعتمادبهنفس پایین، ترس از طرد شدن یا سبکهای دلبستگی ناایمن ارتباط دارد. البته وجود چنین رفتاری بهتنهایی به معنای داشتن یک مشکل روانشناختی یا اختلال نیست؛ مهم، شدت و تأثیر آن بر زندگی مشترک است. تأیید گرفتن چه شکلی است؟
نیاز به تأیید همیشه به شکل مستقیم دیده نمیشود. ممکن است فرد مرتب از همسرش بپرسد: «از من ناراحتی؟»، «فکر میکنی خوب به نظر میرسم؟»، «هنوز دوستم داری؟» یا حتی بعد از هر تصمیم ساده، منتظر نظر و تأیید او بماند.
گاهی این نیاز شکل غیرمستقیم دارد. مثلاً فرد بیش از اندازه تلاش میکند همسرش را راضی نگه دارد، از بیان خواستههای خودش خودداری میکند یا برای جلوگیری از ناراحتشدن شریک عاطفیاش، مدام خودش را تغییر میدهد.
در چنین شرایطی، تأیید همسر تبدیل میشود به معیاری برای سنجیدن ارزش شخصی. ریشه این نیاز کجاست؟
یکی از عوامل مهم میتواند عزتنفس پایین باشد. فردی که ارزشمندی خودش را بیش از حد از نگاه دیگران دریافت میکند، ممکن است در رابطه عاطفی نیز به دنبال نشانههای مداوم برای اطمینان گرفتن باشد.
تجربههای دوران کودکی هم ممکن است در شکلگیری این الگو نقش داشته باشند. برای مثال، فردی که در گذشته محبت یا پذیرش را مشروط تجربه کرده، ممکن است در بزرگسالی بیشتر نگران از دست دادن محبت دیگران باشد.
تجربه طردشدن، خیانت، روابط عاطفی ناسالم یا حتی انتقادهای مداوم نیز میتواند اعتماد فرد به خودش و رابطه را تحت تأثیر قرار دهد.
البته نباید برای هر رفتار، یک علت مشخص و قطعی در نظر گرفت. شخصیت، تجربیات گذشته، شرایط فعلی رابطه و حتی وضعیت روانی فرد میتوانند همزمان نقش داشته باشند.
چرا این رفتار گاهی رابطه را خسته میکند؟
اطمینان دادن به همسر بخشی طبیعی از یک رابطه سالم است. مشکل زمانی ایجاد میشود که یک نفر احساس کند باید بهطور مداوم اضطراب طرف مقابل را آرام کند.
مثلاً اگر …










