
پل کوچک
در روستایی کوچک، پیرمردی به نام «یونس» زندگی می کرد. خانه اش در یک طرف رودخانه بود و برای رسیدن به بازار باید هر روز از روی پلی چوبی و قدیمی عبور می کرد.
پل سال ها بود که تعمیر نشده بود و چند تخته آن شکسته و لق شده بودند.
یک روز صبح، یونس هنگام عبور از پل متوجه شد یکی از تخته ها تقریباً از جا درآمده است. می دانست اگر کسی با عجله از آنجا عبور کند، ممکن است پایش داخل شکاف بیفتد.
با خودش گفت:
«من که دیگر پیر شده ام؛ شاید بهتر باشد بی خیالش شوم.»
اما چند قدم که دور شد، ایستاد.
به پل نگاه کرد و برگشت.
چند ساعت وقت گذاشت و با چند تکه چوب و میخ، تخته شکسته را محکم کرد.
یکی از همسایه ها که او را دید، خندید و گفت:
«یونس! این پل را دولت باید درست کند، نه تو. چرا این همه خودت را خسته می کنی؟»
یونس لبخندی زد و گفت:
«شاید حق با تو باشد، اما اگر تا وقتی دیگران بیایند کسی از روی این پل بیفتد، دیگر فایده ای ندارد.»
روزها گذشت.
چند ماه بعد، یونس برای خرید دارو به شهر رفت. هنگام برگشت، باران شدیدی شروع شد. رودخانه طغیان کرده بود و آب با سرعت زیادی زیر پل حرکت می کرد.
یونس قدم روی پل گذاشت.
ناگهان یکی از تخته ها شکست.
پیرمرد تعادلش را از دست داد و به سمت رودخانه پرت شد.
…



![آسوشیتدپرس به نقل از مقامات: آمریکا به دنبال جنگ علیه ایران، با کمبود «فرا بحرانی» موشکهای رهگیر پیشرفته در اروپا مواجه شده/ ادعای ترامپ: نمیخواهم با رهبران دنیا درباره قطع روابط اقتصادی با ایران صحبت کنم، [زیرا] تنگه باز است/ محسن رضایی: آمریکا ابتدا اقدامات عملی در جهت شروط ما انجام دهد، پس ا …](/news/u/2026-08-27/entekhab-qx11l.jpg)








