
سرمایهگذاری در بورس بدون ریسک نیست؛ اما این جمله به آن معنا نیست که سرمایهگذار باید میان «پذیرش زیانهای سنگین» و «خارج شدن کامل از بازار» یکی را انتخاب کند. بخش مهمی از ریسک سرمایهگذاری را میتوان با انتخاب درست داراییها، کنترل اندازه موقعیتها، داشتن افق زمانی مشخص و جلوگیری از تصمیمهای هیجانی مدیریت کرد.
در واقع سؤال اصلی این نیست که چگونه ریسک بورس را به صفر برسانیم؛ چراکه چنین چیزی در واقعیت بازارهای دارایی امکانپذیر نیست. سؤال بهتر این است که چگونه میزان ریسکی را که میپذیریم با هدف، سرمایه و توان تحمل زیان خود هماهنگ کنیم؟
برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید بدانیم وقتی از «ریسک بورس» صحبت میکنیم دقیقاً درباره چه چیزی حرف میزنیم.ریسک در بورس دقیقاً به چه معناست؟
در سادهترین تعریف، ریسک یعنی احتمال اینکه نتیجه واقعی سرمایهگذاری با نتیجهای که انتظار داشتهایم متفاوت باشد. این تفاوت ممکن است فقط به معنای کسب سود کمتر باشد یا در شرایط نامناسب، به از دست رفتن بخشی از اصل سرمایه منجر شود.
مثلاً فرض کنید سهمی را با انتظار رشد ۳۰ درصدی میخرید، اما به دلیل افت قیمت جهانی محصول شرکت، تغییر سیاستهای اقتصادی یا عملکرد ضعیف خود شرکت، قیمت سهم ۲۰ درصد کاهش پیدا میکند. این عدم قطعیت همان چیزی است که سرمایهگذار با آن روبهرو است.
با این حال، همه ریسکها منشأ یکسانی ندارند. برای مدیریت بهتر آنها میتوان ریسک بورس را به دو گروه اصلی تقسیم کرد: ریسک سیستماتیک و ریسک غیرسیستماتیک.ریسک سیستماتیک
ریسک سیستماتیک از عواملی ناشی میشود که معمولاً بخش بزرگی از بازار را تحت تأثیر قرار میدهند و با خرید چند سهم مختلف نیز بهطور کامل از بین نمیروند.
مواردی مانند تغییر نرخ بهره، تورم، جنگ، رکود اقتصادی، نوسانات شدید نرخ ارز، تحولات سیاسی یا بحرانهای اقتصادی میتوانند نمونههایی از این نوع ریسک باشند.
برای مثال، اگر به دلیل یک شوک اقتصادی بیشتر صنایع بازار همزمان با افت قیمت مواجه شوند، حتی پرتفوی سرمایه گذاری متنوع شامل چندین سهم مختلف نیز ممکن است کاهش ارزش پیدا کند.
به همین دلیل تنوعبخشی نمیتواند ریسک سیستماتیک را حذف کند؛ بلکه بیشتر برای کنترل نوع دوم ریسک کاربرد دارد. FINRA نیز تأکید میکند که ریسک سرمایهگذاری …












