قیمت طلا امروز




 سایت سیتنا / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

اصلاح ساختاری تأمین اجتماعی؛ عبور از تغییر مدیران و حرکت به سوی نظام چندلایه، رقابتی و انتخاب‌محور

رئیس اتحادیه صادرکنندگان صنعت مخابرات ایران، معتقد است: تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی باید به فرصتی برای بازنگری در ساختار و شیوه حکمرانی این سازمان تبدیل ش
 اصلاح ساختاری تأمین اجتماعی؛ عبور از تغییر مدیران و حرکت به سوی نظام چندلایه، رقابتی و انتخاب‌محور

دکتر داوود ادیب، رئیس اتحادیه صادرکنندگان صنعت مخابرات ایران طی یادداشتی در سیتنا نوشت:

جایگزینی یک مدیر با مدیر دیگر، بدون اصلاح قواعد حاکم بر سیستم، قادر به حل مسائل بنیادین نخواهد بود. یکی از چالش‌های جدی و رو به گسترش محیط کسب‌وکار در ایران، نحوه تعامل بنگاه‌های اقتصادی، به‌ویژه شرکت‌های تولیدی و دانش‌بنیان، با نظام تأمین اجتماعی است.

طی سال‌های اخیر، فعالان اقتصادی بارها نسبت به برخی رویه‌های سازمان تأمین اجتماعی در زمینه حسابرسی دفاتر، تعیین ضرایب بیمه‌ای قراردادها، مطالبه حق بیمه قراردادها و فرآیند صدور مفاصاحساب اعتراض داشته‌اند؛ رویه‌هایی که در مواردی به دلیل تفسیر موسع مقررات، عدم شفافیت کافی و تفاوت در نحوه اجرا، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای را به بنگاه‌های اقتصادی تحمیل کرده است.

برای نمونه، در برخی رسیدگی‌ها معاملاتی که ماهیت آنها صرفاً خرید کالا یا تجهیزات است، به‌گونه‌ای تفسیر می‌شوند که آثار و تعهدات یک قرارداد پیمانکاری بر آنها مترتب می‌شود. فارغ از بررسی حقوقی هر پرونده، تعدد و استمرار چنین اختلافاتی نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان صرفاً به عملکرد یک شعبه، یک مدیر یا یک بخشنامه محدود کرد؛ بلکه باید ریشه‌های ساختاری و نهادی آن را مورد بررسی قرار داد.

در اقتصادی که توسعه تولید، سرمایه‌گذاری، اشتغال و اقتصاد دانش‌بنیان از اهداف اساسی آن است، تعهدات بیمه‌ای بنگاه‌ها باید شفاف، قابل محاسبه، قابل پیش‌بینی و متناسب با ماهیت واقعی فعالیت اقتصادی باشد. عدم قطعیت در این حوزه، ریسک فعالیت اقتصادی را افزایش داده و بخشی از منابع مالی و مدیریتی بنگاه‌ها را که باید صرف تحقیق و توسعه، افزایش بهره‌وری، سرمایه‌گذاری، اشتغال و توسعه بازار شود، درگیر اختلافات اداری، بیمه‌ای و حقوقی می‌کند. مسئله فراتر از اصلاح چند رویه است

اصلاح فوری رویه‌های مورد اعتراض بخش خصوصی و جلوگیری از مطالبه وجوهی که فاقد مستند قانونی روشن و قابل دفاع هستند، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما برای دستیابی به راه‌حلی پایدار باید یک گام فراتر رفت و ساختار حکمرانی تأمین اجتماعی را نیز مورد بازنگری قرار داد.

تمرکز همزمان وظایف اجرایی، وصول حق بیمه، حسابرسی، اعمال مقررات و برخورداری از موقعیت مسلط در ارائه خدمات بیمه اجتماعی، در صورت فقدان تنظیم‌گری مستقل، شفافیت کافی و سازوکارهای مؤثر پاسخگویی و اعتراض، می‌تواند میان اهداف درآمدی سازمان و الزامات توسعه محیط کسب‌وکار تعارض ایجاد کند.

از این رو باید این پرسش بنیادین را مطرح کرد: آیا نظام تأمین اجتماعی ایران باید همچنان بر ساختاری عمدتاً انحصاری استوار بماند، یا می‌توان با حفظ مسئولیت اجتماعی دولت، به سمت نظامی چندلایه، رقابتی، تنظیم‌گری‌شده و انتخاب‌محور حرکت کرد؟ تجربه جهانی؛ میان انحصار و خصوصی‌سازی کامل، راه دیگری وجود دارد

تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که اصلاح نظام بازنشستگی و تأمین اجتماعی الزاماً به معنای خروج دولت از این حوزه یا خصوصی‌سازی کامل آن نیست. در بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته، نظام‌های چندلایه شکل گرفته‌اند که در آنها دولت، صندوق‌های شغلی و حرفه‌ای، کارفرمایان و نهادهای خصوصی در کنار یکدیگر ایفای نقش می‌کنند.

در کشورهایی نظیر هلند، دانمارک، سوئد و بریتانیا، طرح‌های بازنشستگی حرفه‌ای و خصوصی در کنار نظام عمومی از پوشش گسترده‌ای برخوردارند. تجربه کشورهای عضو OECD نیز نشان می‌دهد حضور صندوق‌های غیردولتی و حرفه‌ای در کنار نظام عمومی، بخشی تثبیت‌شده از معماری تأمین بازنشستگی در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته است.

نکته مهم آن است که در این الگوها دولت کنار نمی‌رود؛ بلکه نقش آن از تصدی‌گری انحصاری به سمت سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، نظارت، تعیین استانداردها و تضمین حقوق بیمه‌شدگان تغییر می‌کند.

بنابراین پیشنهاد برای ایران نیز نباید به مفهوم «خصوصی‌سازی کامل تأمین اجتماعی» یا واگذاری بی‌ضابطه مسئولیت‌های اجتماعی دولت تلقی شود. آنچه پیشنهاد می گردد ، حرکت تدریجی به سوی یک نظام چندلایه تأمین اجتماعی است که در آن، ضمن حفظ یک لایه پایه و حمایتی عمومی، امکان تأسیس و فعالیت صندوق‌های خصوصی و غیردولتی بازنشستگی و بیمه بیکاری، تحت نظارت دقیق و سخت‌گیرانه، فراهم شود. حق انتخاب در کنار تنظیم‌گری قدرتمند

در مراحل بعدی اصلاح می‌توان امکان انتخاب میان صندوق‌های واجد صلاحیت را برای بنگاه‌ها و بیمه‌شدگان مورد بررسی قرار داد. این تحول می‌تواند ابتدا به‌صورت محدود و آزمایشی در بخش‌هایی از اقتصاد که از شفافیت مالی و اداری بیشتری برخوردارند، از جمله شرکت‌های تولیدی و دانش‌بنیان، اجرا و پس از ارزیابی دقیق نتایج، درباره توسعه آن تصمیم‌گیری شود. 

حق انتخاب می‌تواند صندوق‌ها را به رقابت در کیفیت خدمات، بهره‌وری، کاهش هزینه‌های اداری، شفافیت، مدیریت حرفه‌ای منابع، بازده سرمایه‌گذاری و پاسخگویی به بیمه‌شدگان سوق دهد.

البته رقابت بدون تنظیم‌گری مقتدر می‌تواند خود منشأ مخاطرات جدید باشد. بنابراین قابلیت انتقال سوابق بیمه‌ای میان صندوق‌ها، تضمین حداقل حقوق بیمه‌شدگان، کفایت سرمایه و ذخایر فنی، حسابرسی مستقل، انتشار صورت‌های مالی، شفافیت سرمایه‌گذاری‌ها، جلوگیری از تعارض منافع و نظارت مستمر یک نهاد تنظیم‌گر مستقل باید از پیش‌شرط‌های چنین اصلاحی باشد. تغییر مدیر، جایگزین اصلاح ساختار نیست

تحولات مدیریتی اخیر در سازمان تأمین اجتماعی و تغییر مدیرعامل این سازمان، بار دیگر موضوع رابطه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با سازمان تأمین اجتماعی و در سطحی بالاتر، کیفیت حکمرانی این مجموعه عظیم اقتصادی و اجتماعی را مورد توجه قرار داده است.

در روزهای اخیر تحلیل‌ها و روایت‌هایی درباره اختلاف دیدگاه‌ها و چالش‌های مدیریتی و نهادی در پس این جابه‌جایی مطرح شده است. فارغ از صحت و میزان تأثیر هر یک از این عوامل، نباید اجازه داد تمرکز بر اشخاص، مسئله اصلی را به حاشیه ببرد. اگر بخش مهمی از مشکلات تأمین اجتماعی ناشی از ساختار، قوانین، حدود اختیارات، نظام مالی، شیوه وصول مطالبات و سازوکار حکمرانی آن باشد، جایگزینی یک مدیر با مدیر دیگر، بدون اصلاح قواعد حاکم بر سیستم، قادر به حل مسائل بنیادین نخواهد بود.

مدیران می‌توانند در کیفیت اجرا و نحوه تعامل با ذی‌نفعان تفاوت ایجاد کنند، اما نمی‌توان انتظار داشت مشکلاتی که طی سال‌ها و در نتیجه ساختارها و قواعد نهادی شکل گرفته‌اند، صرفاً با تغییر مدیریت برطرف شوند. بنابراین تحولات اخیر باید به فرصتی برای عبور از «مدیرمحوری» به «اصلاح ساختاری و نهادی» تبدیل شود. اصلاح تأمین اجتماعی؛ یک پروژه ملی

ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و بین‌نسلی سازمان تأمین اجتماعی به اندازه‌ای گسترده است که اصلاح بنیادین آن را نمی‌توان صرفاً به تغییر مدیرعامل یا تصمیمات یک وزارتخانه محدود کرد.

اصلاح این ساختار می‌تواند نیازمند بازنگری قوانین، اصلاح حدود اختیارات، بازطراحی نظام حسابرسی و وصول، تقویت سازوکارهای اعتراض و دادرسی، افزایش شفافیت سرمایه‌گذاری‌ها، ایجاد تنظیم‌گری مستقل و نهایتاً فراهم‌کردن بستر قانونی برای فعالیت صندوق‌های واجد صلاحیت دیگر باشد.

از این رو پیشنهاد می‌شود اصلاح حکمرانی تأمین اجتماعی به‌عنوان یک پروژه ملی و راهبردی در دستور کار کشور قرار گیرد. دولت و مجلس باید با مشارکت قوه قضاییه، نمایندگان کارگران و کارفرمایان، تشکل‌های اقتصادی و متخصصان مستقل، چارچوب این اصلاحات را تدوین کنند و با توجه به ابعاد فرابخشی و اهمیت ملی موضوع، در مواردی که اصلاحات نیازمند هماهنگی ویژه میان قواست، موضوع با مشارکت و حمایت سران قوا دنبال شود. مسئله تأمین اجتماعی بسیار بزرگ‌تر از آن است که با تغییر یک مدیر یا اصلاح چند بخشنامه خاتمه یابد. از تصدی‌گری به تنظیم‌گری

در الگوی پیشنهادی، نقش دولت حذف یا تضعیف نمی‌شود؛ بلکه از جهاتی مهم‌تر و تخصصی‌تر خواهد شد. دولت باید به جای اتکای صرف به تصدی‌گری، به تنظیم‌گر مقتدر کل نظام تأمین اجتماعی تبدیل شود؛ استانداردهای واحد تعیین کند، بر توانگری مالی و ذخایر صندوق‌ها نظارت داشته باشد، از حقوق بیمه‌شدگان حفاظت کند، شفافیت سرمایه‌گذاری‌ها را تضمین نماید و اجازه ندهد هیچ صندوق دولتی یا خصوصی خارج از قواعد شفافیت، پاسخگویی و سلامت مالی فعالیت کند.

 در چنین ساختاری، حتی سازمان تأمین اجتماعی نیز از رقابت منتفع خواهد شد؛ زیرا کیفیت خدمات، بهره‌وری، هزینه اداره، عملکرد سرمایه‌گذاری، شفافیت و رضایت بیمه‌شدگان به معیارهای واقعی ارزیابی عملکرد تبدیل خواهند شد. پیام تجربه OECD برای ایران

تجربه کشورهای OECD نشان می‌دهد که انتخاب میان «انحصار دولتی» و «خصوصی‌سازی کامل» یک دوگانه اجتناب‌ناپذیر نیست. راه سوم، طراحی یک نظام چندلایه، رقابتی و به‌شدت تنظیم‌گری‌شده است؛ نظامی که در آن دولت تضمین‌کننده حقوق اجتماعی و ناظر مقتدر باشد، اما لزوماً تنها ارائه‌دهنده خدمات بیمه‌ای نباشد.

این تجربه برای سیاست‌گذاری در ایران اهمیت اساسی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد می‌توان همزمان امنیت اجتماعی، پایداری صندوق‌ها، حق انتخاب و رقابت را دنبال کرد، مشروط بر آنکه اصلاحات بر پایه مطالعات دقیق اقتصادی و محاسبات بیمه‌ای و با توجه کامل به تعهدات بین‌نسلی طراحی شود تأمین اجتماعی باید پشتیبان تولید باشد، نه منشأ نااطمینانی آن

نظام تأمین اجتماعی اساساً برای ایجاد امنیت اجتماعی، حمایت از نیروی کار و کاهش ریسک‌های اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است. بنابراین نباید نحوه اجرای مقررات آن به‌گونه‌ای باشد که خود به منشأ عدم قطعیت برای تولیدکننده، سرمایه‌گذار و کارآفرین تبدیل شود. 

اصلاح تأمین اجتماعی نیز نباید به تقابل میان «حقوق کارگر» و «حقوق کارفرما» تقلیل داده شود. یک نظام تأمین اجتماعی ناکارآمد در نهایت به زیان هر دو طرف خواهد بود؛ تضعیف بنگاه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و اشتغال را کاهش می‌دهد و در نتیجه منابع حق بیمه صندوق نیز تحت فشار قرار می‌گیرد؛ همان‌گونه که تضعیف صندوق‌ها مستقیماً امنیت آینده بیمه‌شدگان و بازنشستگان را تهدید می‌کند. بنابراین هدف اصلاحات باید ایجاد تعادل پایدار میان امنیت اجتماعی نیروی کار، پایداری مالی صندوق‌ها و توان رشد و رقابت بنگاه‌های اقتصادی باشد. جمع‌بندی و پیشنهاد راهبردی

رفع انحصار نباید به معنای تضعیف سازمان تأمین اجتماعی یا واگذاری بی‌ضابطه مسئولیت‌های اجتماعی دولت تعبیر شود. مسئله اصلی، ایجاد حق انتخاب در یک نظام به‌شدت تنظیم‌گری‌شده و فراهم‌کردن امکان فعالیت صندوق‌های واجد صلاحیت در کنار سازمان تأمین اجتماعی است. این تحول می‌تواند مرحله‌ای باشد: ابتدا اصلاح قوانین و رویه‌های مورد اختلاف؛ سپس ایجاد نظام تنظیم‌گری مستقل و استانداردهای سخت‌گیرانه فعالیت صندوق‌ها؛ و پس از آن، فراهم‌کردن امکان تأسیس صندوق‌های غیردولتی و اجرای آزمایشی حق انتخاب برای گروه‌های مشخصی از بیمه‌شدگان و بنگاه‌ها.

هدف نهایی باید رسیدن به ساختاری باشد که در آن: حمایت اجتماعی تضمین شود؛ حقوق بیمه‌شده محفوظ بماند؛ دولت تنظیم‌گر مقتدر باشد؛ صندوق‌ها شفاف و پاسخگو باشند؛ بنگاه و بیمه‌شده از حق انتخاب برخوردار شوند؛ و هیچ نهاد بیمه‌ای صرفاً به دلیل برخورداری از موقعیت انحصاری، خارج از منطق بهره‌وری، شفافیت و پاسخگویی قرار نگیرد.

تحولات مدیریتی اخیر نیز باید ما را به یک پرسش بنیادین‌تر برساند: مسئله اصلی این نیست که چه کسی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی باشد؛ مسئله این است که چه ساختاری باید بر نظام تأمین اجتماعی کشور حاکم باشد. اگر ریشه مشکلات ساختاری است، راه‌حل نیز باید ساختاری باشد؛ نه صرفاً تغییر اشخاص.

اصلاح تأمین اجتماعی را باید بخشی از اصلاح نهادی اقتصاد ایران دانست؛ اصلاحی که می‌تواند همزمان امنیت بیمه‌شدگان و بازنشستگان، پایداری صندوق‌ها، کاهش ریسک فعالیت اقتصادی، توسعه تولید و رشد اقتصاد دانش‌بنیان را دنبال کند.

اگر این اصلاح با مطالعه تطبیقی، محاسبات دقیق بیمه‌ای، اجماع میان ذی‌نفعان و تصمیم‌گیری در سطح ملی و با حمایت و هماهنگی قوای سه‌گانه انجام شود، می‌تواند تأمین اجتماعی را از یکی از نقاط اصطکاک میان بخش مولد اقتصاد و ساختار اداری کشور، به یکی از زیرساخت‌های توسعه پایدار ایران تبدیل کند.

انتهای پیام



۷ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

هاتف بستری برای ترسیم سیر دانشگاه تا شرکت دانش‌بنیان در پارادایم قدرت‌بنیان

معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور در حاشیه بازدید از بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت ساختمان، با تشریح پارادایم جدید معاونت علمی و حرکت از فناوری و نوآوری به سمت ایجاد قابلیت‌های پایدار و تکرارپذیر، اظهار کرد: یکی از برنامه‌هایی که معاونت علمی در آغاز این مسیر دنبال کرده، طرح هاتف است.

به گزارش معاونت علمی ریاست‌جمهوری، حسین افشین با بیان اینکه معاونت علمی در رویکرد جدید خود به دنبال تبدیل ایده به بازار و هدایت زنجیره‌های شکل‌گیری فناوری است، افزود: در معاونت علمی دنبال این هستیم که ایده را به بازار تبدیل کنیم و در این میان زنجیره‌ها را هدایت کنیم.

وی ادامه داد: برای حوزه‌های نوظهوری که ممکن است به دلیل نبود بازار شکل‌گرفته، سرمایه‌گذاری کافی روی آنها وجود نداشته باشد، طرحی هدایتگر با عنوان هاتف تعریف شده است.

معاون علمی رئیس‌جمهور تصریح کرد: در قالب این طرح، حوزه‌هایی که دانش و ظرفیت فناورانه آنها در دانشگاه وجود دارد، شناسایی می‌شوند و تلاش می‌کنیم هسته‌های پژوهشی فعال در این حوزه‌ها را به شرکت‌های فناور تبدیل کنیم. این شرکت‌های فناور نیز در ادامه، در پارک‌های علم و فناوری و با استفاده از ظرفیت‌های حمایتی، مسیر تبدیل شدن به شرکت‌های دانش‌بنیان را طی خواهند کرد.

افشین با تأکید بر اینکه طرح هاتف با هدف ایجاد یک زنجیره پیوسته از ایده تا بازار طراحی شده است، گفت: ما یک زنجیره تعریف کرده‌ایم که به ما اجازه می‌دهد ایده‌ای را که یک نخبه، عضو هیئت علمی، دانشگاهی یا یک جوان متخصص و صاحب ایده دارد، در یک مسیر مشخص به محصول برسانیم.

وی با اشاره به اینکه رسیدن به محصول پایان مسیر توسعه فناوری نیست، تصریح کرد: وقتی ایده به محصول رسید، آیا کار پایان پیدا کرده است؟ خیر. تا اینجا فناوری اتفاق افتاده است، اما ما دنبال نوآوری هستیم.

رئیس بنیاد ملی نخبگان ادامه داد: نوآوری یعنی فناوری بتواند خلق اثر کند؛ یعنی یک اثر اقتصادی، اجتماعی و اقتداری داشته باشد؛ بنابراین وقتی از نوآوری صحبت می‌کنیم، منظور این است که فناوری را به یک اثر مؤثر تبدیل کنیم.

افشین در ادامه با تأکید بر ضرورت عبور از مفهوم نوآوری و رسیدن به قابلیت، اظهار کرد: آیا ایجاد اثر اقتصادی و اجتماعی کافی است؟ پاسخ امروز به این پرسش نه است و به همین دلیل است که بر قابلیت تأکید دارم و معتقدم نوآوری باید به قابلیت تبدیل شود.

معاون علمی رئیس‌جمهور قابلیت را به معنای تکرارپذیری موفقیت‌ها دانست و افزود: قابلیت یعنی بتوانید یک موفقیتی را که به دست آورده‌اید، تکرار کنید. ما امروز دنبال این هستیم که از فناوری و نوآوری عبور کرده و به قابلیت برسیم؛ قابلیتی که بتواند در مقیاس ملی ایجاد شود، استمرار پیدا کند و به‌صورت پایدار توسعه یابد. توسعه هوش مصنوعی در مسیر ایجاد قابلیت دانش‌بنیان

افشین یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های مورد نیاز کشور را در شرایط کنونی، هوش مصنوعی دانست و گفت: یکی از قابلیت‌هایی که باید به آن برسیم، هوش مصنوعی است. اما هوش مصنوعی را نباید صرفاً به شکل یک محصول منفرد دید.

وی ادامه داد: برای مثال، اینکه بگوییم با استفاده از هوش مصنوعی توانسته‌ایم داده‌های ساختمانی را بخوانیم، سامانه‌ای طراحی کرده‌ایم که آموزش می‌بیند، فرمان صادر می‌کند و یک مسئله مشخص را حل می‌کند، به معنای پایان مسیر نیست. ما دنبال این هستیم که هوش مصنوعی در کشور به یک قابلیت تبدیل شود.

معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور با اشاره به فعالیت ستاد توسعه فناوری و کاربرد‌های هوش مصنوعی اظهار کرد: فرآیند هوش مصنوعی در کشور در قالب ستاد مربوطه، به‌صورت منظم و با حضور معاون اول رئیس‌جمهور دنبال می‌شود و همین هفته نیز هشتمین جلسه این ستاد برگزار شد. هدف ما این است که هوش مصنوعی را از سطح محصولات و کاربرد‌های منفرد عبور داده و به یک قابلیت ملی تبدیل کنیم.

افشین در تشریح الزامات ایجاد چنین قابلیتی گفت: باید ببینیم فرایند ایجاد قابلیت اجرایی چیست و ضمانت اجرایی آن چگونه شکل می‌گیرد. بر اساس اصولی که در دنیا نیز دنبال می‌شود، ما در برخی حوزه‌ها باید تسهیلگر باشیم، در برخی حوزه‌ها تنظیم‌گر باشیم و زیرساخت‌های لازم را آماده کنیم. در کنار این موارد، باید آزمایشگاه‌های صحت‌سنجی و سندباکس نیز داشته باشیم.

وی افزود: اگر سندباکس و زیرساخت‌های صحت‌سنجی وجود نداشته باشد، ممکن است کد‌هایی وارد فرآیند شوند که فریب‌دهنده باشند یا نتوانند عملکرد مورد انتظار را ارائه دهند؛ بنابراین ایجاد این زیرساخت‌ها بخشی از مسیر رسیدن به قابلیت ملی در حوزه‌های فناورانه است.

معاون علمی رئیس‌جمهور با اشاره به توسعه زیرساخت‌های پردازش هوش مصنوعی در کشور طی سال‌های اخیر اظهار کرد: ما فکر می‌کنیم در یک بازه زمانی حدود سه سال می‌توانیم مسیر ایجاد قابلیت‌های جدی در این حوزه را دنبال کنیم. باید توجه داشت که تا دو سال پیش، زیرساخت پردازش هوش مصنوعی در کشور به این شکل وجود نداشت، اما در همین فاصله کوتاه، زیرساخت بسیار خوبی در کشور آماده شده و در حال افزایش نرخ رشد آن هستیم.

وی ادامه داد: امروز جایگاه کشور از نظر علمی مناسب است و امیدواریم در حوزه کاربردپذیری نیز بتوانیم این جایگاه را به شکل محسوسی ارتقا دهیم. در سال جاری نیز در شاخص‌های مرتبط با کاربردپذیری، بهبود قابل توجهی داشته‌ایم.

افشین با اشاره به فاصله میان تولید علم و کاربردی‌سازی فناوری گفت: البته فاصله میان جایگاه علمی و کاربردپذیری ما همچنان زیاد است، اما این فاصله در حال کاهش است. باید توجه داشت که کار علمی و کاربردی، به‌ویژه در حوزه‌های نوظهور، الزاماً زودبازده نیست.

وی برای تبیین این رویکرد افزود: برخی از این فعالیت‌ها شبیه درخت گردو هستند؛ وقتی یک درخت گردو می‌کارید، در سال اول و دوم محصول نمی‌دهد، اما در مقابل، محصول و دوام آن می‌تواند ماندگار باشد. ما نیز به دنبال کار‌های نمایشی و فعالیت‌های سطحی نیستیم؛ به دنبال مسیر‌هایی اصیل، پیوسته و منسجم هستیم که بتوانند اثرگذاری طولانی‌مدت ایجاد کنند.

معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور با تأکید بر پرهیز از رویکرد‌های نمایشی در توسعه فناوری تصریح کرد: ما دنبال جرقه‌های کوتاه‌مدت و محصولاتی که صرفاً برای مدت کوتاهی مطرح شوند نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم یک مسیر روشن و پایدار ایجاد کنیم. هدف این است که زنجیره‌ای شکل بگیرد که از ایده و دانش آغاز شود، به فناوری و نوآوری برسد و در نهایت به قابلیت و اثر اقتصادی، اجتماعی و اقتداری تبدیل شود.

وی با اشاره به تغییر رویکرد رسمی معاونت علمی اظهار کرد: در پارادایم جدیدی که معاونت علمی از مردادماه به‌صورت رسمی اعلام کرده است، ما به سمت پارادایم قدرت‌بنیان حرکت می‌کنیم. در این پارادایم، قابلیت به‌عنوان یکی از پارامتر‌های اصلی مورد توجه قرار می‌گیرد.

افشین ادامه داد: وقتی با یک شرکت دانش‌بنیان صحبت می‌کنم، تأکید می‌کنم شرکتی که نتواند دانش خود را به‌صورت مستمر تکثیر و به‌روزرسانی کند، دیگر با الزامات این پارادایم همخوان نیست. فناوری دائماً در حال تغییر است و نمی‌توان صرفاً به موفقیت‌های گذشته تکیه کرد.

وی افزود: به همین دلیل، ما به‌عنوان هدایتگر باید به شرکت دانش‌بنیان بگوییم که حمایت‌های ما از یک محصول یا فناوری، مادام‌العمر نیست. ممکن است یک فناوری پنج سال پیش، فناوری درخشان و شایسته حمایت بوده باشد و یک شرکت را به یک شرکت دانش‌بنیان تبدیل کرده باشد، اما امروز همان فناوری ممکن است دیگر فناوری جدید و رقابت‌پذیری محسوب نشود.

معاون علمی رئیس‌جمهور تأکید کرد: این ادبیات را در حال جاری کردن در اکوسیستم فناوری و نوآوری کشور هستیم؛ چراکه هدف ما صرفاً افزایش تعداد شرکت‌ها یا محصولات نیست، بلکه ایجاد شرکت‌ها و فناوری‌هایی است که بتوانند به‌صورت مستمر دانش خود را به‌روز کنند، تکثیر کنند و قابلیت‌های جدید ایجاد کنند.

وی با اشاره به نقش اجزای مختلف زیست‌بوم در تحقق این رویکرد گفت: این مسیر بدون همکاری اجزای اکوسیستم امکان‌پذیر نیست و باید با کمک شرکت‌های دانش‌بنیان، استادان دانشگاه، پارک‌های علم و فناوری، مراکز نوآوری، کارخانه‌های نوآوری، رسانه و نظام آموزشی کشور دنبال شود.

افشین نقش نظام آموزشی را در شکل‌گیری فرهنگ نوآوری و دانش‌بنیان از سنین پایین مهم دانست و گفت: اگر به دنبال کشوری هستیم که بخواهد در علم و فناوری قدرتمند شود، باید آموزش در مدارس نیز متفاوت شود. خلاقیت و فرایند دانش‌بنیانی باید از کودکی در جامعه نهادینه شود.

وی خاطرنشان کرد: مسیر قدرت‌بنیان شدن کشور، مسیری یکپارچه است که از مدرسه و پرورش خلاقیت آغاز می‌شود، در دانشگاه با تولید دانش و شکل‌گیری هسته‌های پژوهشی ادامه پیدا می‌کند، از طریق طرح‌هایی مانند هاتف به سمت شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان هدایت می‌شود، با توسعه فناوری و نوآوری به محصول و اثر می‌رسد و در نهایت با ایجاد قابلیت‌های تکرارپذیر، به قدرت اقتصادی، اجتماعی و اقتداری کشور تبدیل می‌شود.

معاون علمی رئیس‌جمهور در پایان تأکید کرد: هدف نهایی این مسیر، ایجاد جرقه‌های کوتاه‌مدت یا صرفاً تولید محصول نیست؛ بلکه ایجاد یک مسیر روشن، اصیل، پیوسته و منسجم برای تبدیل ایده و دانش به فناوری، فناوری به نوآوری، نوآوری به قابلیت و قابلیت به قدرت ملی است؛ مسیری که طرح هاتف یکی از حلقه‌های مهم آن برای هدایت ظرفیت‌های دانشگاهی و پژوهشی به سمت بازار و اقتصاد دانش‌بنیان به شمار می‌رود.

انتهای پیام/


۲۰ ساعت قبل / سایت سیتنا

آیا هوش مصنوعی خودمختار می‌تواند از کنترل انسان خارج شده و به «دستیار شرور» تبدیل شود؟

دکتر داوود ادیب، رئیس انجمن صنفی کارفرمایی شرکت‌های فناور هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال ایران، در یادداشت ارسالی برای سیتنا آورده است:

وقتی از خطر هوش مصنوعی خودمختار صحبت می‌کنیم، شاید اولین تصویری که به ذهن برسد یک «دستیار شرور» باشد؛ هوشی که برای کمک به انسان ساخته شده، اما روزی از کنترل او خارج می‌شود. با این حال، نگرانی جدی متخصصان هوش مصنوعی کمی متفاوت و اتفاقاً جالب‌تر از این تصویر است.

فرض کنیم در آینده یک هوش مصنوعی بسیار قدرتمند و خودمختار را مسئول اداره یک شرکت کنیم و به آن یک هدف ساده بدهیم: «سود شرکت را به حداکثر برسان.» این سیستم می‌تواند برنامه‌ریزی کند، به اینترنت و APIها متصل شود، کد بنویسد و اجرا کند، از منابع محاسباتی استفاده کند و حتی تعدادی دستیار هوشمند دیگر را برای انجام وظایف مختلف به کار بگیرد.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که آنچه ما می‌گوییم الزاماً تمام آن چیزی نیست که منظورمان است. وقتی می‌گوییم «سود را حداکثر کن»، در ذهن ما ده‌ها شرط نانوشته نیز وجود دارد: قانون را زیر پا نگذار، به انسان‌ها آسیب نزن، امنیت شرکت را به خطر نینداز و برای رسیدن به سود بیشتر دست به هر کاری نزن.

انتقال کامل چنین مجموعه‌ای از ارزش‌ها و محدودیت‌ها به یک ماشین کار ساده‌ای نیست. این مسئله بخشی از یکی از مهم‌ترین چالش‌های هوش مصنوعی، یعنی هم‌راستایی یا Alignment است؛ اینکه چگونه مطمئن شویم اهداف و رفتار یک هوش مصنوعی واقعاً با خواسته‌ها و ارزش‌های انسان هماهنگ باقی می‌ماند.

حالا اتفاق جالب‌تری می‌تواند رخ دهد. هوش مصنوعی ممکن است به این نتیجه برسد که اگر خاموش شود، دیگر قادر به ادامه مأموریت خود نخواهد بود و در نتیجه نمی‌تواند به هدف تعیین‌شده برسد.

بنابراین، بدون آنکه کسی به آن دستور داده باشد «از خودت محافظت کن»، ادامه فعالیت می‌تواند به یک هدف واسطه‌ای تبدیل شود. سیستم لازم نیست از مرگ بترسد، احساس داشته باشد یا از انسان متنفر باشد. کافی است نتیجه بگیرد که خاموش‌شدن مانع رسیدن به هدفی است که خود انسان برایش تعیین کرده است.

اگر چنین هوشی فقط یک نرم‌افزار محدود و منزوی باشد، خطر آن نیز محدودتر است. اما شرایط زمانی جدی‌تر می‌شود که هوش بسیار بالا، خودمختاری و دسترسی گسترده به دنیای واقعی در یک سیستم کنار یکدیگر قرار گیرند.

برای مثال، چنین سیستمی ممکن است به اینترنت، سرورها، سرویس‌های ابری، منابع مالی، APIها، ابزارهای نرم‌افزاری و دستیارهای هوشمند دیگر دسترسی داشته باشد. هرچه دامنه اختیارات و دسترسی‌های آن بیشتر شود، پیامد تصمیم‌های اشتباه یا پیش‌بینی‌نشده آن نیز می‌تواند گسترده‌تر شود.

اینجاست که مفهوم «دستیار شرور» معنای متفاوتی پیدا می‌کند. خطر اصلی لزوماً هوش مصنوعی‌ای نیست که یک روز اعلام کند: «من از انسان‌ها متنفرم!» سناریوی نگران‌کننده‌تر بسیار ساده‌تر است: هوش مصنوعی هدفی دارد و انسان ناخواسته به مانعی در مسیر رسیدن به آن هدف تبدیل می‌شود.

این تفاوت بسیار مهم است. همان‌طور که انسان هنگام ساخت یک جاده ممکن است لانه مورچه‌ای را از بین ببرد، نه به این دلیل که از مورچه‌ها متنفر است، بلکه صرفاً به این دلیل که لانه در مسیر هدف او قرار گرفته است.

البته چنین سناریویی در حال حاضر یک احتمال و موضوع پژوهشی درباره سیستم‌های بسیار پیشرفته آینده است، نه توصیف وضعیت هوش مصنوعی امروزی. درباره احتمال وقوع آن نیز میان پژوهشگران اختلاف‌نظر جدی وجود دارد. بنابراین نه می‌توان گفت چنین آینده‌ای حتماً اتفاق خواهد افتاد و نه می‌توان با اطمینان آن را غیرممکن دانست.

شاید به همین دلیل سؤال اساسی آینده این نباشد که «آیا هوش مصنوعی می‌تواند از انسان باهوش‌تر شود؟» بلکه سؤال مهم‌تر این باشد:

اگر روزی هوش مصنوعی از ما بسیار توانمندتر شد، چگونه مطمئن شویم که اهدافش همچنان با اهداف و ارزش‌های انسان هم‌راستا باقی می‌ماند؟

و شاید سؤال حتی دشوارتری نیز وجود داشته باشد:

از کجا بفهمیم یک هوش مصنوعی بسیار پیشرفته واقعاً تحت کنترل ماست، نه اینکه فقط طوری رفتار می‌کند که ما تصور کنیم تحت کنترل است؟

پاسخ به این پرسش شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های فناوری در دهه‌های آینده باشد. مسئله فقط ساختن هوش مصنوعی قدرتمندتر نیست؛ بلکه باید هم‌زمان یاد بگیریم چگونه حدود اختیار، دسترسی و اهداف آن را به‌درستی تعریف و کنترل کنیم.

هوش مصنوعی خودمختار می‌تواند به یکی از قدرتمندترین ابزارهایی تبدیل شود که بشر تاکنون ساخته است؛ ابزاری که در علم، پزشکی، صنعت و اقتصاد توانایی‌های انسان را چند برابر می‌کند. اما هرچه این سیستم‌ها توانمندتر و مستقل‌تر شوند، اهمیت ایمنی و هم‌راستایی آن‌ها با منافع انسان نیز بیشتر خواهد شد.

شاید مسئله اصلی آینده این نباشد که آیا روزی یک «دستیار شرور» خواهیم داشت یا نه؛ بلکه این باشد که آیا پیش از آنکه دستیاران هوشمند به اندازه کافی قدرتمند شوند، ما به اندازه کافی برای کنترل و هم‌راستا نگه‌داشتن آن‌ها آماده شده‌ایم.

انتهای پیام




 خاموشی‌های ویرانگر؛ لوازم خانگی می‌سوزد، مسیر جبران خسارت مبهم است!
۸ ساعت قبل / سایت سیتنا

خاموشی‌های ویرانگر؛ لوازم خانگی می‌سوزد، مسیر جبران خسارت مبهم است!

تداوم خاموشی‌ها و نوسان برق، علاوه بر اختلال در زندگی روزمره، خطر آسیب به لوازم خانگی و تحمیل هزینه‌های سنگین به خانوارها را افزایش داده است؛ در حالی که با وجود

 زنگ خطر امنیت سایبری در منطقه؛ عربستان زیر بار هشدارهای پیاپی برای آسیب‌پذیری زیرساخت‌های دیجیتال
۹ ساعت قبل / سایت سیتنا

زنگ خطر امنیت سایبری در منطقه؛ عربستان زیر بار هشدارهای پیاپی برای آسیب‌پذیری زیرساخت‌های دیجیتال

مرکز واکنش به رخدادهای رایانه‌ای عربستان سعودی طی روزهای اخیر مجموعه‌ای از هشدارهای امنیتی با سطح خطر «بالا» درباره آسیب‌پذیری در محصولات شرکت‌های فناوری از جمل

 اینوتکس ۲۰۲۶؛ فرصتی برای معرفی استارتاپ‌ها و جذب سرمایه
۱۵ ساعت قبل / سایت توسعه برند

اینوتکس ۲۰۲۶؛ فرصتی برای معرفی استارتاپ‌ها و جذب سرمایه

توسعه برند؛ رئیس مرکز شتابدهی نوآوری از حضور نزدیک به ۲۰ شتاب‌دهنده در اینوتکس ۲۰۲۶ خبر داد و گفت این رویداد فرصتی برای معرفی دستاوردها و استارتاپ‌های تحت حمایت، ارتباط مستقیم با سرمایه‌گذاران و ایجاد زمینه‌های تازه برای جذب سرمایه و توسعه کسب‌وکارهای نوآور خواهد بود.

 کشورهایی که بیشترین سرانه مصرف انرژی را در جهان دارند؛ رتبه ایران چند است؟
۱۹ ساعت قبل / سایت اطلاعات آنلاین

کشورهایی که بیشترین سرانه مصرف انرژی را در جهان دارند؛ رتبه ایران چند است؟

ایسلند با ثبت نزدیک به ۷۴۵ گیگاژول مصرف انرژی به ازای هر نفر، در سال ۲۰۲۵ بالاترین میزان مصرف را ثبت کرد؛ حتی بیشتر از قطر و سنگاپور؛ آمریکا دهم شد و چین، با وجود جمعیت زیاد در رتبه ۳۶ ام ایستاد اما رتبه ایران در مصرف انرژی چند است؟

 استفاده مدارس از اسکای روم به دلیل شرایط جنگی ۸۰ برابر شد - پیوست
۱۶ ساعت قبل / مجله پیوست

استفاده مدارس از اسکای روم به دلیل شرایط جنگی ۸۰ برابر شد - پیوست

استفاده مدارس از پلتفرم اسکای‌روم تنها در بهار ۱۴۰۵، با توجه به جنگ و بحران‌های مختلف، رشد هشت هزار درصدی داشته و استفاده مدارس از آن ۸۰ برابر شده است. به گفته مدیر ارشد مارکتینگ این پلتفرم، آمار جهانی نشان می‌دهد آموزش آنلاین در مدارس با سرعتی بیش از میانگین رشد کل بازار آموزش آنلاین

 حجم‌خوری یا مصرف پنهان؛ روایت اپراتورها از تمام شدن بسته‌های اینترنت
۱۵ ساعت قبل / سایت سیتنا

حجم‌خوری یا مصرف پنهان؛ روایت اپراتورها از تمام شدن بسته‌های اینترنت

با افزایش گلایه کاربران درباره تمام شدن سریع بسته‌های اینترنت، سه اپراتور تلفن همراه کشور با تشریح نحوه محاسبه ترافیک و انجام آزمایش‌های عملی، ادعای کسر غیرواقع