
به گزارش بنکر ، امروز بازارهای جهانی در انتظار روشنتر شدن مسیر سیاستپولی فدرال رزرو هستند. طلا در محدوده میانی ۴,۶۰۰ دلار معامله میشود. این رقم حدود ۱۷ درصد پایینتر از سقف تاریخی ثبتشده در اواخر ژانویه است. نقره اما داستان دیگری دارد. قیمت این فلز گرانبها به حدود ۶۹ دلار رسیده و رشد حدود ۱۸ درصدی را در این ماه تجربه کرده است.
پشت این نوسانات، یک بازی ریاضی پیچیده جریان دارد. ابزار فدواچ بورس شیکاگو، شانس افزایش نرخ بهره در نشست ۱۵-۱۶ سپتامبر را حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد برآورد کرده است. همین ابزار اما شانس حداقل یک بار افزایش نرخ تا دسامبر را حدود ۶۷ درصد نشان میدهد. اختلافی که ریشه در نحوه محاسبه این ابزار دارد و بسامان سرمایهگذاران را به اشتباه میاندازد.
فدواچ به جای ارائه پیشبینیهای مجزا، یک ساختار درختی ایجاد میکند. عدد مربوط به نشستهای بعدی، شانس قرارگیری محدوده هدف بالاتر از سطح امروز را تا آن تاریخ نشان میدهد. به عبارت سادهتر، آمار دسامبر شامل تمام احتمالات پیشبینیشده برای سپتامبر نیز میشود. شما نمیتوانید این ارقام را با هم جمع کنید یا آنها را به عنوان پیشبینیهای رقیب در نظر بگیرید. معمای فدرال رزرو
اینجاست که تحلیلهای سطحی شکست میخورند. روایتهای عمومی ادعا میکنند که کاهش شانس بالارفتن نرخ بهره در سپتامبر، بار سنگینی را از دوش طلا برمیدارد. اما در واقعیت، قیمتگذاری پایان سال هرگز تغییر نکرده بود. نیروی محرک عمیقتر، سیاستهای مالی دولتی است. فدرال رزرو در حالی به سمت انقباض پولی حرکت میکند که حجم بدهیهای ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است.
هر گام افزایش نرخ بهره، هزینه پرداخت سود بدهیهای دولت را بالا میبرد. این تنگنای مالی دقیقاً توضیح میدهد که چرا مسیر افزایش نرخ مدام قیمتگذاری و بازنگری میشود، اما هرگز به طور کامل محقق نمیشود. طلا سود دورهای پرداختی ندارد؛ بنابراین هزینه نگهداری آن معادل بازده واقعی داراییهای امن جایگزین مانند اوراق قرضه است. هر نشست فدرال رزرو شاید نرخ بهره را ۲۵ واحد (۰.۲۵ درصد) تغییر دهد، اما کسی که طلا را برای چهار ماه نگه میدارد، …












