
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ اندیشکده «چتمهاوس» در تحلیلی با ارزیابی عملکرد پنجماهه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نوشت که اهداف اصلی این جنگ از جمله تغییر نظام، وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی و تضعیف تعیینکننده توان راهبردی ایران محقق نشده و تداوم اتکای واشنگتن به این فرضها، خطر گرفتار شدن در چرخهای از درگیریهای فرسایشی را افزایش میدهد.
نویسنده در ادامه مینویسد: نزدیک به پنج ماه از آغاز کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران میگذرد و اکنون گریز از یک نتیجهگیری دشوارتر شده است: اهداف اصلی که مبنای تصمیم واشنگتن برای ورود به جنگ بود، تاکنون محقق نشده است.
در نهایت، جنگها را نباید بر اساس تعداد اهداف منهدمشده یا تعداد عملیاتهای نظامی قضاوت کرد، بلکه معیار اصلی این است که آیا به اهداف سیاسی خود دست یافتهاند یا خیر. بر این اساس، جنگ علیه ایران نیازمند بررسی جدی و واقعبینانه است.
این انتظار که فشار نظامی بتواند به فروپاشی نظام سیاسی ایران، وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی یا تضعیف بنیادین توانمندیهای راهبردی آن منجر شود، محقق نشد. اگر خوشبینانه نگاه کنیم، این انتظارات بیش از حد خوشبینانه بودند و اگر بدبینانه قضاوت کنیم، نمونهای از آرزواندیشی بودند که به جای راهبرد واقعی، مبنای تصمیمگیری قرار گرفت.
نویسنده در ادامه مینویسد: نخست آنکه تغییر نظام سیاسی در ایران رخ نداده و شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد جنگ در آینده نزدیک به چنین نتیجهای منجر خواهد شد. برخلاف انتظار بسیاری در آمریکا و اسرائیل، نظام سیاسی ایران نهتنها فرو نپاشید، بلکه از بحرانی که تصور میشد موجودیت آن را تهدید کند، عبور کرد. ساختار حکومت همچنان از انسجام نهادی، ظرفیت امنیتی و هماهنگی میان نخبگان برخوردار است؛ عواملی که بقای نظام را تضمین کردهاند. حتی میتوان گفت جنگ، برخی از نهادهایی را که قرار بود تضعیف شوند، تقویت کرده است.
دومین فرض اشتباه این بود که توان نظامی ایران به طور قاطع از بین رفته است. دونالد ترامپ بارها اعلام کرد که توان موشکی ایران «کاملاً نابود شده» و بخش عمده زیرساختهای پرتاب موشک این کشور از بین رفته است. مقامهای اسرائیلی نیز از انهدام پرتابگرها، مراکز تولید و سامانههای فرماندهی و کنترل خبر دادند. اما تحولات …












