
هرگاه از بحران اقتصادی در ایران صحبت میکنیم، نگاه بلافاصله به تورم، ارز، و تحریم میرود. اما در زیر این سطح آشکار، یک فاجعهای آرام، اما انفجاری در حال شکلگیری است؛ بحرانی که نقطه شروعش نه در تهران، بلکه در اسکلههای ایرانی خلیج فارس و دریای عمان است. اگر قرار باشد توضیح دهیم پرتگاه ایران امروز روی کدام «لبه» ایستاده، پاسخ صریح این است: اسکلههای جنوبی کشور.
به گزارش روز نو بهعنوان کسی که سالها در حوزه امنیت دریا، کار کردهام، میتوانم با قطعیت بگویم: اگر بنادر ایران از کار بیفتد، فقط اقتصاد کشور آسیب نمیبیند، جامعه فقیرتر، عصبی تر، بی اعتمادتر شده و مستعد انفجاری بزرگ خواهد شد.
بنادر؛ جایی است که اقتصاد دنیا را به زندگی روزمره مردم ایران وصل میکند.
برای بسیاری از شهروندان، بندر جایی با جرثقیلهای غولپیکر، کشتیهای عظیم و کانتینرهای رنگی است، اما در واقع، بندر نقطهای است که زندگی روزمره در آن تعیین تکلیف میشود؛ از گندم و ذرت گرفته تا نهادههای دام، دارو، مواد اولیه صنعتی، قطعات یدکی و حتی بسیاری از کالاهای مصرفی جامعه از آنجا وارد شده و یا خارج میشود.
بسیار روشن است: کالا از بندر مبدأ بارگیری میشود، از آبراههای بینالمللی میگذرد، در بندر ایران تخلیه میگردد، ترخیص میشود و سپس از طریق جاده و ریل، به شهرها و صنایع و از آنجا به بازارها میرسد. اگر این زنجیره در هر حلقهای پاره شود، پیامدش در نهایت روی قفسه فروشگاه و سفره خانوار ظاهر میشود.
امروز ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینههای کشتیرانی را بالا برده است. بخشی از خطوط کشتیرانی، سرویسهای خود را به مقصد ایران کاهش داده یا موقتاً متوقف کرده، کانتینرهای ایران در بنادر مبدأ و واسط روی هم تلنبار شده و در راه مانده است و هر روز هزینه تاخیر میخورد. در نتیجه جنوب کشور؛ خط مقدم بحرانی است که "میدان"های تهران دیر متوجه آن میشوند.
از طرفی حتی با پایان جنگ، وقتی شبکه ریلی یا جادهای آسیب دیده باشد، کالا از بندر خارج نمیشود، کانتینرها در محوطهها انباشته میشوند، و بندر از گره عبور کالا به «انبار اجباری» تبدیل میشود. این همان چیزی است که در ادبیات تخصصی به آن «ازدحام بندری» میگوییم؛ این یعنی حتی اگر همین امروز کشتیها بیایند، …







