
برترینها: کافه قرار است پاتوق باشد؛ جایی برای نشستن، حرف زدن، وقت گذراندن و حتی گاهی بیهدف ماندن. اما ظاهراً در برخی کافههای تهران و اغلب شهرها، نشستن مشتری هم زمان انقضا دارد! ماجرای تازهای که در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، روایت یک کاربر از برخورد کارکنان و یکی از مسئولان یک کافه مشهور در خیابان ویلاست؛ روایتی که اگرچه تنها یک تجربه شخصی است، اما بحث قدیمیتری را دوباره پیش کشیده: رابطه کافهها با مشتری و اینکه آیا مشتری صرفاً کسی است که باید سفارش بدهد و میز را در کوتاهترین زمان ممکن خالی کند یا قرار است کافه واقعاً «پاتوق» باشد؟
کاربری به نام حسین نوشته که به همراه دوستانش پس از صرف شام، حدود یک ساعت و نیم در فضای حیاط کافه نشسته بودند که کارکنان از آنها خواستهاند میز را ترک کنند و در صورت تمایل به سفارش دوباره، به فضای داخلی بروند. او میگوید حتی اعلام کردهاند که قصد دارند چای و دسر سفارش دهند، اما این درخواست نیز تغییری در تصمیم کارکنان ایجاد نکرده است.
مسئله برای این کاربر اما صرفاً قانون ۹۰ دقیقهای نبوده؛ بلکه نحوه مواجهه با آن بوده است. او معتقد است اگر این محدودیت از ابتدا و به شکلی روشن اعلام میشد، احتمالاً اعتراضی نداشتند. به گفته او، در ادامه نیز یکی از مسئولان اصلی کافه در مقابل اعتراضشان، به جای توضیح آرام ماجرا، با لحنی تند و طلبکارانه با آنها صحبت کرده است.
حسین در بخشی از روایت خود نوشته است: «داری بلندمون میکنی، ما هم داریم کارت میکشیم بریم، لااقل یه ذره مهربونتر برخورد کن دل مشتری رو به دست بیار.»
این روایت البته خیلی زود از یک تجربه شخصی فراتر رفت و پای کاربران شبکههای اجتماعی را به بحث باز کرد. گروهی معتقدند محدودیت زمانی برای میزها، بهخصوص در کافههای شلوغ و پرمشتری، لزوماً اتفاق عجیبی نیست و صاحب کسبوکار حق دارد برای مدیریت ظرفیت خود قانون تعیین کند. مسئله از جایی آغاز میشود که چنین قانونی شفاف نباشد یا در مواجهه با مشتری، شکل تحقیرآمیز و طلبکارانه پیدا کند. وقتی کافه دیگر «پاتوق» نیست
شاید بخش مهمتر ماجرا همینجا باشد. کافه در فرهنگ شهری فقط محلی برای خوردن قهوه و غذا نیست. برای بخش قابل توجهی از نسل جوان، کافه یکی از معدود فضاهایی است که میتوان چند …








