
سیاست خارجی منطقهای ایران در سایه جنگ اخیر و شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید، وارد فصل تازهای شده است که نمیتوان آن را با محاسبات و الگوهای پیشین توضیح داد.
به گزارش روز نو شکلگیری پیمان مکه و حرکت برخی بازیگران منطقهای به سمت ائتلافهای امنیتی، جدا از اینکه وارد فاز عملیاتی بشود یا نه، نشانه تغییر در محیط پیرامونی ایران است و باید آن را جدی گرفت، بیآنکه در دام تحلیلهای شتابزده یا واکنشهای هیجانی افتاد. آسیبشناسی این مرحله بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در نسبت میان بازدارندگی، نفوذ و دیپلماسی است. ایران باید مراقب باشد تحولات جدید، به شکلگیری یک آرایش امنیتی پایدار بدون حضور و نقش مؤثر تهران منجر نشود.
مسیر پیشرو، حفظ قدرت ملی در کنار بازتعریف مناسبات با همسایگان و تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی به پیوندهای پایدار سیاسی و اقتصادی است؛ چراکه در نظم جدید منطقه، صرفِ قدرت کافی نیست، ابتکار عمل نیز بخشی از قدرت است. از این رو، در پی آن هستیم تا با عبور از توصیف صرف تحولات، نسبت به پیامدهای آرایش جدید منطقهای و الزامات سیاست خارجی ایران در دوره پس از پیمان مکه تأمل کنیم؛ بر همین اساس، با فیروز دولتآبادی، سفیر پیشین ایران در ترکیه، به گفتوگو نشستهایم تا این فصل تازه از مناسبات منطقهای و فرصتها و مخاطرات پیشروی ایران را واکاوی کنیم.
مطلع بحثمان به اهمیت ورود ترکیه به معادلات جنگ اخیر بازمیگردد و در این باره برخی معتقدند با توجه به معادلات منطقهای موجود، حضور آنکارا مهمترین و شاید آخرین قطعه تکمیلکننده پازل این پیمان باشد. با فرض درستدانستن این گزاره، از نظر شما هدف اصلی آنکارا از حضور در این توافق چیست و جایگاه ترکیه در این معادله را چگونه ارزیابی میکنید؟ اساسا هدف اصلی این توافق و پیمانی که از نظر ماهیت، به نوعی مشابه ماده ۵ پیمان ناتو تلقی میشود، ایران یا اسرائیل است؟
مستقل از اینکه هدف اصلی شکلگیری این توافق ایران باشد یا اسرائیل یا اینکه ترکیه چه هدفی در پیمان مکه دنبال میکند، یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه هرگاه ائتلافی پیرامون یک کشور شکل بگیرد و آن کشور در این ائتلاف حضور نداشته باشد، نفس شکلگیری چنین ائتلافی میتواند تهدید تلقی شود و نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
پس به …












