
برترینها: از تهران شروع شد، بعد نوبت زنجان رسید و حالا مشهدهم به فهرست شهرهایی اضافه شده که خبر پلمب کافههایش منتشر شده است. اتفاقی که دیگر یک برخورد موردی به نظر نمیرسد و بسیاری از صاحبان کافهها و مشتریانشان را نگران کرده است. در روزهایی که فشار اقتصادی نفس بسیاری از کسبوکارها را گرفته و کافهها برای خیلی از جوانان به یکی از معدود پاتوقهای باقیمانده تبدیل شدهاند، روایتهایی از دلایل پلمب و حتی شرطهای عجیب برای بازگشایی، از سفته ۵۰۰ میلیون تومانی تا «امربهمعروف ۲۰۰ نفر»، واکنشهای زیادی را برانگیخته است. یادداشت شرق را میخوانید:
یک سمت ماجرای پلمبشدنها، مغازهدارانی هستند که در شرایط بد اقتصادی، سعی در بقای کسبوکار خود دارند و در سوی دیگر جوانان و نوجوانانی هستند که در شرایط جنگی کشور تلاش میکنند، در محیطی به دور از اخبار جنگ و به روش خود با همصحبتی با دوستانشان به دنبال حال خوب و اندکی آرامش باشند. اما این روزها در مشهد، بسته شدن کافهها با دلایل موهوم و دروغین، یکی از معدود راههای باقیمانده جوانان برای امید به آینده، آرامش و ادامه زندگی را از آنها گرفته است. البته لازم به ذکر است که هیچ نهاد یا ارگانی، این پلمب شدن گسترده را گردن نمیگیرد. تنها تفریح باقیمانده در شرایط جنگی، پر!
عطیه حدودا ۴۰ سال دارد و از بسته شدن کافه نزدیک محل زندگیاش میگوید: «تقریبا هر روز بعد از برگشتن از محل کار، سری به این کافه میزدم و دمنوش پرتقال مینوشیدم و از دیدن دخترپسرهای جوان که هنوز هم شور زندگی دارند، لذت میبردم.»
عطیه معتقد است: «تنها تفریحی که بعد از جنگ وسعمان به آن میرسد همین کافه رفتن است. تقریبا بقیه تفریحات مثل سفر رفتن، رستوران رفتن، پیکنیک رفتن و دورهمیهای دوستانه از برنامه زندگیمان حذف شدهاست و حالا انگار همین دلخوشی کوچک را هم از دست دادهایم.»
او ادامه میدهد: «دیروز که از سر کار به خانه میآمدم، متوجه شدم کافه سر کوچهمان پلمب شده است، دلیلش را که پرسیدم، فهمیدم به بهانه گرانفروشی، این کافه را بستهاند، در صورتیکه دلیل اصلیاش تجمع جوانان در این کافه بوده است.» جوانانی که بیکار شدند
علیرضا ۳۰ سال دارد و ساکن خیابان وکیلآباد مشهد است. او تجربهاش از بسته شدن کافههای مشهد را توضیح میدهد: «همیشه …






![[امیرحسین نادری] تناقض ترامپ با دو کره](/news/u/2026-08-22/ettelaat-nxhbj.jpg)