
دونالد ترامپ این بار از یک «روز نورماندی» دیگر حرف میزند؛ نه در ساحل فرانسه و با سرباز و تانک، بلکه در اقتصاد ایران به دنبال آن است. رئیسجمهوری آمریکا وعده داده «ویرانگرترین عملیات اقتصادی» را که تاکنون علیه یک کشور اجرا شده، علیه ایران آغاز کند؛ عملیاتی که به گفته او باید نه فقط مسیر فروش نفت، بلکه معاملات تهاتری، نقلوانتقال پول نقد، صرافیها، شرکتهای صوری و هر روزنهای را که اقتصاد ایران از آن نفس میکشد هدف قرار دهد.
به گزارش روز نو جزئیات کامل بسته جدید، اما هنوز اعلام نشده و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، قرار است دوشنبه از آن چه واشنگتن «سختترین تحریمهای تاریخ» مینامد رونمایی کند؛ بنابراین هنوز نمیتوان درباره دامنه واقعی و اثرگذاری این بسته حکم قطعی داد؛ اما آن چه روشن است، جهت حرکت آمریکاست. واشنگتن میخواهد فشار را از تحریم مستقیم ایران فراتر ببرد و هزینه همکاری اقتصادی با تهران را برای کشورهای ثالث نیز افزایش دهد و به نظر میرسد که چین در مرکز این معادله قرار دارد؛ کشوری که بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند.
در مقابل این روند نیز پاسخ تهران، اما آشناست. سعید خطیبزاده، رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، میگوید دولت با بسیج ظرفیتهای خود و همراهی سران قوا «این تحریمها را بیاثر» خواهد کرد و آمریکا در این جنگ اقتصادی نیز شکست میخورد. اما درست در همین نقطه یک سؤال ساده، شاید مهمتر از تمام جدلهای تهران و واشنگتن باشد و آن این است که چگونه؟ تحریم چگونه قرار است بیاثر شود؟ و اگر صادرات نفت کاهش پیدا کند، جای درآمد آن را چه منبعی میگیرد؟ اگر انتقال پول دشوارتر و گرانتر شود، هزینه تجارت را چه کسی میپردازد؟
از سوی دیگر اگر شرکتهای واسطه و صرافیها زیر فشار تحریمهای ثانویه قرار بگیرند، مسیر جایگزین چیست؟ و مهمتر از همه، معیار «بیاثر شدن» تحریم چیست؛ ادامه حیات ساختار اقتصادی کشور یا حفظ قدرت خرید و معیشت شهروندان؟ این پرسشها، اما برای ایران تازه نیستند. حدود دو دهه پیش نیز کشور در آستانه ورود به دورانی از تحریمهای فزاینده قرار داشت و پاسخ سیاسی آن روزها، بیش از آنکه توضیح یک راهبرد اقتصادی باشد، مجموعهای از جملات اطمینانبخش درباره بیاهمیت بودن فشار خارجی بود.
۲۰ سال پیش قطعنامهها …








![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)