
برترینها: مهدی تدینی، نویسنده و پژوهشگر، بهتازگی در کانال تلگرامی خود یادداشتی با عنوان «پیتزا، میدان سرخ و گورباچف» منتشر کرده است؛ یادداشتی که در آن حضور میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی، در تبلیغ پیتزا هات را دستمایه تحلیل تقابل کاپیتالیسم و کمونیسم قرار داده و این تبلیغ را نمادی از «پیروزی کاپیتالیسم بر کمونیسم» دانسته است.
(رسمالخط یادداشت حفظ شده است)
اون زمان احتمالاً یکی از معروفترین دولتمردان دنیا بود؛ البته اون موقع دیگه بازنشسته بود و وقتی هم که سرِ قدرت بود، نقش گورکن یا مأمور مراسم تدفین رو بازی کرده بود. انگار اومده بود تا مرگ بزرگترین دولت تاریخ رو اعلام کنه و تشریفات خاکسپاری رو انجام بده. اومده بود تا به جهانیان بگه: اون پیرمرد بیمار و فرتوت، با همۀ ابهت و هیمنهش، توی هفتادوچندسالگی چشم بر دنیا فروبست. به همین دلیل همه میشناختنش؛ هم اونهایی که هیجانزده توی این مراسم تدفین همراهیش میکردن و هم اونهایی که خودش رو مقصر مرگِ به گمانشون غیرمنتظره میدونستند و لعن و نفرینش میکردند. چه واقعاً خودش مسبب این مرگ بود (که قطعاً نبود)، و چه صرفاً یه گورکن بیاراده بود، به هر حال جهانیان میشناختندش؛ به خصوص با اون ماهگرفتگی روی سرش که شبیه نقشه کشورش بود. به همین دلیل وقتی توی یه لحظۀ نامنتظر روی صفحۀ تلویزیون ظاهر میشد، همه با حیرت میگفتن: «ئه! گورباچِف!»
آره؛ او گورباچف بود. واپسین رهبر اتحاد جماهیر شوروی. اما حالا در یه آگهی بازرگانی ایفای نقش میکرد. اگه قرار باشه آگهی بازرگانی مخاطب رو غافلگیر و میخکوب کنه و چیزی رو با این غافلگیری توی حافظهش حک کنه، باید گفت این آگهی خیلی موفق بود. اما سازندههای این تبلیغ فقط به اینکه یه رهبر بزرگ دنیا رو به شکلی غافلگیرکننده در یه تبلیغ تجاری جا بدن، بسنده نکرده بودند، بلکه تلویحاً یه بحث داغ و تمامنشدنی سیاسی رو هم توی تبلیغ گنجونده بودند تا بینندهها بعد از تبلیغ شروع کنن به بحث کردن!
تبلیغ با تصویری از بالا شروع میشه که کلیسای مسیحِ منجی و میدان مانژنایا (Manezhnaya) رو نشون میده. برف تازهای زمین رو سفیدپوش کرده. گورباچف چتر به دست با نوهش آناستازیا از میدون رد میشه، در حالی که کلیسای جامع سنت باسیل ــ که مثل کرملین یکی از نمادهای اصلی مسکوئه ــ در تصویر پیداست. در میدان …












