
وقتی صحبت از بنزین و قیمت آن بهمیان میآید معمولا این تصور شکل میگیرد که پایین بودن قیمت بنزین بهنفع همه مردم است و هرگونه اصلاح قیمت، بهمعنای کاهش رفاه عمومی خواهد بود، اما اگر از زاویهای متفاوت بهاین موضوع نگاه کنیم پرسش مهمتری مطرح میشود؛ یارانه ۲۰میلیارد دلاری بنزین واقعا بهجیب چه کسانی میرود؟ آیا همه مردم بهیک اندازه از این ممنابع ملی بهرهمند میشوند یا گروههای خاصی بیشترین سهم را از آن دارند؟
به گزارش روز نو پاسخ این پرسش یکی از مهمترین تناقضهای اقتصاد ایران را آشکار میکند. برندگان اصلی یارانه بنزین، اقشار پردرآمد، مصرفکنندگان پرمصرف و شبکههای قاچاق سوخت هستند و نه مردم عادی. مردم اگرچه درظاهر از پایینبودن قیمت بنزین منتفع میشوند، اما در واقع بزرگترین زیاندیدگان این سیاست بهشمار میآیند، زیرا منابعی که میتوانست صرف ایجاد اشتغال، رونق تولید، توسعه زیرساختها، تقویت حملونقل عمومی و افزایش قدرت خرید آنان شود هرسال در قالب یارانهای غیرهدفمند صرف مصرف بیشتر بنزین میشود.
بنزین درواقع نماد یک چالش بزرگتر در اقتصاد ایران است: بحران یارانههای پنهان. برآوردها نشان میدهد کشور سالانه حدود ۱۲۰میلیارد دلار یارانه پنهان پرداخت میکند که نزدیک به۸۰میلیارد دلار آن بهبخش انرژی اختصاص دارد. تنها در بخش بنزین نیز سالانه حدود ۲۰میلیارد دلار یارانه پرداخت میشود یعنی دولت برای حفظ قیمت فعلی بنزین، روزانه نزدیک به۷هزارو۳۰۰میلیاردتومان از منابع عمومی کشور هزینه میکند؛ رقمی که در پایان سال بهحدود ۲هزارو ۶۶۴هزارمیلیارد تومان یا نزدیک به۲۰میلیارد دلار میرسد.
درظاهر این سیاست نوعی حمایت از مردم تلقی میشود، اما تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد این منابع نه رفاه پایدار ایجاد کرده، نه عدالت اجتماعی را محقق ساخته و نه بهرونق اقتصادی انجامیده است. اقتصاد ایران همچنان با رشد پایین، سرمایهگذاری محدود، کاهش قدرت خرید، بیکاری، ناترازی انرژی و فرسودگی زیرساختها دستبهگریبان است. این یعنی مساله کمبود منابع نبوده بلکه نحوه تخصیص منابع است. نمونه روشن این ناکارآمدی را میتوان در بازار بنزین مشاهده کرد.
امروز هر لیتر بنزین سهمیهای در ایران ۱۵۰۰تومان قیمت دارد در حالی که همین بنزین در ترکمنستان حدود ۷۰هزارتومان، …







