رونالدینیو سپس خاطرهای از دوران کودکی خود را بازگو کرد؛ خاطرهای که به گفته خودش هنوز هم در ذهنش زنده است.
او گفت: «یک روز با پدرم در حال قدم زدن بودیم. به یک خانه زیبا اشاره کردم و گفتم روزی برایش چنین خانهای میسازم. او لبخند زد، مرا در آغوش گرفت و گفت: "برویم خانه؛ این رؤیا فقط برای ثروتمندان است. بهتر است یک حرفه یاد بگیری."»
دارنده توپ طلای ۲۰۰۵ با اندوه ادامه داد: «این حرفها هنوز هم مرا آزار میدهد، چون بعد از اینکه به همه رؤیاهایم رسیدم، دیگر فرصتی نداشتم رو در رو به او بگویم: بابا، من این کار را کردم.»
پدر رونالدینیو زمانی که او تنها هشت سال داشت، بر اثر حمله قلبی درگذشت و هرگز دوران پرافتخار پسرش را ندید؛ دورانی که با قهرمانی در جام جهانی ۲۰۰۲، فتح لیگ قهرمانان اروپا، دو عنوان قهرمانی لالیگا، توپ طلای ۲۰۰۵ و دو جایزه بهترین بازیکن سال جهان از سوی فیفا همراه شد.
رونالدینیو تأکید میکند که با وجود تمام افتخارات فردی و تیمی، هیچ جام و جایزهای نتوانسته جای خالی پدری را پر کند که نخستین حامی و مشوق او برای ورود به دنیای فوتبال بود.









