

به گزارش ایلنا، آیتالله شیخ احمد مبلغی، استاد خارج فقه و اصول، در بیاناتی درباره روششناسی استنباط در حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر کتاب «إرشاد الأذهان»، به تشریح الگویی منسجم از مواجهه با نصوص و تعارضهای ظاهری پرداخت.
مبلغی گفت: «بررسی این اثر نشان میدهد که روش بهابادی صرفاً شرح و توضیح متون فقهی نیست؛ بلکه در آن، نوعی سازماندهی مرحلهمندِ فرایند استنباط و تنظیم روابط میان ادله مشاهده میشود.»
وی در ادامه تأکید کرد: «فرایند استنباط در اثر بهابادی از مسیر مشخصی عبور میکند؛ دریافت اخبار و نصوص، تشخیص تعارض ظاهری، ارائه وجوه جمع و حمل، تفکیک فروض، تعلیل حکم، تطبیق قواعد کلی بر مسائل جزئی و در نهایت ترجیح وجه اقرب.»
مدیریت تعارض میان اخبار
آیتالله مبلغی، یکی از محورهای برجسته این روش را چگونگی مواجهه با اخبار ظاهراً متعارض برشمرد و گفت: «بهابادی در مواردی به جای کنار گذاشتن یکی از اخبار، چند شیوه برای جمع میان آنها پیشنهاد میکند و هر روایت را بر وضعیت یا موضوعی خاص حمل مینماید.»
وی ادامه داد: «در جلد دوم اثر، عبارتهایی مانند «یمکن الجمع بین هذه الأخبار بوجهین» و «ویحمل الأخبار الباقیة» به کار رفته است و پس از طرح چند احتمال، یکی از وجوه با تعبیر «والحمل الأول کأنه أقرب» ترجیح داده میشود.»
مبلغی افزود: «تعارض در این روش، پایان فرایند استنباط نیست؛ بلکه مرحلهای برای بازسازی نسبت میان ادله و دستیابی به قرائتی هماهنگتر است. از این منظر، جمع میان اخبار، صرفاً یک راهحل موردی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تنظیم و ساماندهی ادله به شمار میآید.»
تفکیک فروض و تعیین مرزهای حکم
مبلغی درباره شیوه تفکیک فروض در این اثر گفت: «بررسی جلد نخست نشان میدهد که بهابادی برای رسیدن به حکم، وضعیتهای مختلف مسئله را از یکدیگر تفکیک میکند. حکم بهصورت کلی و بدون توجه به شرایط موضوع صادر نمیشود؛ بلکه سن، زمان، مقدار، وضعیت مکلف و حدود موضوع در تعیین نتیجه دخالت داده میشود.»
وی به نمونههایی از این صورتبندی اشاره کرد و افزود: «عبارتهایی مانند “فإن اشتبه”، “وما قبل التسع”، “وما بعد الیأس” و “إذا تجاوز الدم العشرة” نمونههایی از همین شیوهاند. همچنین در عبارتی آمده است: “ولو رأت العادة والطرفین أو أحدهما ولم یتجاوز العشرة فالجمیع حیض وإلا فالعدة”.»
آیتالله مبلغی در تحلیل این ساختار گفت: «ساختار این عبارت بر تفکیک روشن دو وضعیت استوار است؛ اگر شرط مشخصی تحقق یابد و از حد معین تجاوز نشود، یک حکم جاری است و در صورت تحقق نیافتن شرط، حکم دیگری اعمال میشود. یکی از ویژگیهای روش بهابادی، تعیین دقیق قلمرو هر حکم و جلوگیری از تعمیم شتابزده آن به همه وضعیتهاست.»
تعلیل و پیوند حکم با مبنای آن
مبلغی درباره تعلیل احکام در این اثر اظهار داشت: «در بخشهایی از اثر، حکم فقهی با توضیح علت یا مبنای آن همراه میشود. برای نمونه، تفاوت وضعیت جسمانی مکلف منشأ تفاوت در کیفیت تحقق موضوع دانسته شده است.»
وی افزود: «در این اثر آمده است: “لأن الرجل إذا کان صحیحاً جاء الماء بدفقة قویة؛ وإن کان مریضاً لم یجیء إلا بعد…”. نمونه روشنتر در عبارتی دیگر دیده میشود: “وأما وجوب الوضوء؛ فلأن الحدث المتخلل لابد له من رافع، إما الغسل أو الوضوء، والأول منتف؛ لتقدم بعضه، فتتعین الثانی.
آیتالله مبلغی در تحلیل این استدلال گفت: «در این استدلال، ابتدا اصل نیاز به برطرفکننده برای حدث مطرح میشود؛ سپس دو گزینه یعنی غسل و وضو بررسی میگردند. با منتفی دانستن غسل در فرض مورد بحث، وضو بهعنوان نتیجه متعیّن معرفی میشود. استنباط در این اثر تنها بر نقل حکم متوقف نمیماند، بلکه تلاش میشود رابطه میان موضوع، علت و نتیجه نیز روشن شود.»
قواعد کلی و تطبیق آنها بر مسائل جزئی
مبلغی درباره بهکارگیری قواعد کلی در این اثر گفت: «از دیگر ویژگیهای قابل مشاهده، استفاده از قواعد کلی برای حل مسائل جزئی است. برای نمونه، قاعده “لا تنقض الیقین بالشک” در تحلیل یک مسئله فقهی به کار گرفته شده است. همچنین قاعده “کل دم یمکن أن یکون حیضاً فهو حیض” با قیود و شرایط مختلف همراه میشود و در پرتو عواملی مانند سن، یائسگی، حداقل طهر، حداکثر حیض و نفاس بررسی میگردد.»
وی تأکید کرد: «این شیوه نشان میدهد که قاعده کلی بهصورت منفصل از موضوع به کار نمیرود؛ بلکه در فرایند تطبیق، شرایط و موانع نیز مورد توجه قرار میگیرد. از این جهت، روش بهابادی میان قاعده عام و وضعیت خاص، رابطهای پویا برقرار میکند.»
ترجیح وجه اقرب و مدیریت عدم قطعیت
آیتالله مبلغی در بخش دیگری از بیاناتشان گفتند: «در مواردی که چند احتمال برای تفسیر یا جمع میان اخبار وجود دارد، بهابادی با عرضه وجوه گوناگون به یک احتمال بسنده نمیکند. کاربرد تعابیری مانند “یمکن حملها”، “أو على نفی الوجوب” و “والحمل الأول کأنه أقرب” نشان میدهد که فرایند استنباط در برخی موارد با درجاتی از احتمال و ترجیح همراه است.»
مبلغی افزود: «“اقربیت” در این چارچوب به معنای ترجیح روشمند یک برداشت بر برداشتهای دیگر است، نه لزوماً ادعای قطعیت مطلق. فقیه در شرایطی که با نصوص ظنی یا چند احتمال تفسیری روبهروست، با مقایسه وجوه مختلف، قابلاعتمادترین وجه را انتخاب میکند.»
نسبت عقل و نقل در فرایند استنباط
مبلغی درباره رابطه عقل و نقل گفت: «در صفحات بررسیشده، بحث مستقلی با عنوان “عقل و نقل” مشاهده نشد؛ اما نسبت میان این دو در سطح عملی استنباط قابل پیگیری است. نصوص، اخبار، عمومات و قواعد، مواد اولیه استنباط را فراهم میکنند و عقل استنباطی وظیفه تنظیم و تحلیل آنها را بر عهده میگیرد.»
وی ادامه داد: «این نقش تحلیلی در اقداماتی مانند جمع میان اخبار، تفکیک فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب آشکار میشود. روش بهابادی بر حذف یکی از دو عنصر عقل یا نقل استوار نیست؛ بلکه عقل در خدمت فهم، تنظیم و کاربست دقیقتر نقل قرار میگیرد.»
از شرح متن تا سازماندهی استدلال
آیتالله مبلغی در جمعبندی بخش نخست بیانات خویش گفت: «مجموع این شواهد، تصویری فراتر از یک شرح ساده متنی ارائه میدهد. شارح با مجموعهای از عملیات استدلالی روبهروست؛ تشخیص موضوع، تفکیک حالات، تحلیل تعارض، کشف نسبت میان ادله، توضیح علت حکم و انتخاب وجه برتر.»
مبلغی تأکید کرد: «از همین رو میتوان روش مشاهدهشده را نوعی معماری معرفت در فرایند استنباط دانست؛ معماریای که در آن هر دلیل در ارتباط با دلایل دیگر و هر حکم در نسبت با موضوع، شرط و مبنای خود فهم میشود.»
ظرفیتهای علمی
مبلغی در پایان با اشاره به ظرفیتهای این روش برای مطالعات معاصر گفت: «بر پایه شواهد موجود، این روش میتواند بهعنوان الگویی برای فهم پویایی دانش فقهی در مطالعات معاصر بررسی شود. چنین الگویی نشان میدهد که چگونه یک نظام معرفتی، ضمن وفاداری به نصوص، از طریق تحلیل، تفکیک، تعلیل و ترجیح، خود را با پیچیدگیهای موضوعات و وضعیتهای مختلف هماهنگ میکند.»
آیتالله مبلغی تأکید کرد: «بررسی حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر إرشاد الأذهان نشان میدهد که روش او بر عناصری بههمپیوسته استوار است؛ مدیریت تعارض میان اخبار، تفکیک دقیق فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب. این عناصر، تصویری از یک نظام هنجاری انطباقی ارائه میکنند؛ نظامی که در آن، استنباط از نقل حکم فراتر میرود و به فرایندی سازمانیافته برای فهم، ارزیابی و تطبیق ادله تبدیل میشود.»
انتهای پیام/
به گزارش شهرآرانیوز، داریوش ارجمند در حاشیه گردهمایی «امین ایران ۴» در مشهد، در پاسخ به پرسش خبرنگار شهرآرانیوز درباره نقش رهبر شهید در جریانهای فکری و فرهنگی مشهد در دهههای ۴۰ و ۵۰ اظهار کرد: در مشهد آن روزگار روحانیان بزرگی حضور داشتند و همه آنان برای من محترم هستند، اما آقای خامنهای از نظر سطح سواد، دانش و گستردگی فکر، جایگاهی متفاوت داشت.
وی افزود: ایشان تنها در فضای حوزوی محدود نبودند و حضورشان در محافل فرهنگی، انجمنهای ادبی و ارتباط با چهرههای فرهنگی و فکری مشهد، نشاندهنده نگاه گسترده ایشان بود. این ارتباطها در شکلگیری فضای فکری آن دوره اهمیت داشت و نقش ایشان در تاریخ معاصر مشهد را نمیتوان نادیده گرفت.
ارجمند با اشاره به مطالعات خود در حوزه تاریخ گفت: تاریخ اسلام، تاریخ شیعه و تاریخ ایران را خواندهام و بر اساس همین مطالعات میگویم که ایشان در میان همعصران خود شخصیتی «یگانه» بود.
این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ادامه داد: به نظر من چیزی از زندگی ایشان پنهان نمانده و ابعاد مختلف شخصیتشان را خودشان آشکار کردهاند. چنین شخصیتی ناگهان شکل نگرفته است؛ بلکه حاصل یک تبار، پیشینه و پشتوانه بزرگ فکری و تاریخی است.
وی تأکید کرد: برای شناخت رهبر شهید باید مجموعهای از دانش، اندیشه، منش و تجربه ایشان را در کنار هم دید؛ چراکه این مجموعه، شخصیتی کمنظیر را شکل داده است.
ارجمند در پایان با بهرهگیری از ابیات مولانا، رهبر شهید را با تعابیری همچون «شیر خدا و رستم دستان» توصیف کرد و گفت: ایشان شخصیتی بود که میتوان از منش، اندیشه و شیوه زندگیاش برای امروز و آینده درس گرفت.
در ادامه حتما بخوانید چهل روز پس از وداع | حرم رضوی دوباره میزبان دلتنگی مردم برای رهبر شهید + فیلم
به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:
مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره مجازات و محرومیت دائمی فیلمسازان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر نگرانیهایی جدی را در سطح جامعه سینما و اهالی فرهنگ و هنر ایجاد کرده.
البته بدیهی است حمایت از امنیت ملی و مقابله با هرگونه مداخله یا نفوذ بیگانه، ضرورت دارد، اما این ضرورت نباید بهانه و دستاویزی برای ایجاد عناوین مجرمانه مبهم و قابل تفسیر و تعیین مجازاتهای سنگین و مادامالعمر برای فعالیتهای هنری و حرفهای شود.
هنر و سینما عرصه اندیشه، روایت و بیان است و فیلمساز را نباید صرفاً به دلیل ساخت یک اثر یا نوع نگاه خود، از حق فعالیت حرفهای محروم کرد. محرومیت مادامالعمر از شغل و حرفه یا خدمات دولتی مجازاتی بسیار سنگین است که با اصل تناسب جرم و مجازات و نیز حق انتخاب شغل که در اصل ۲۸ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، در تعارض است.
قانونگذار باید توجه داشته باشد در حوزه هنر، مرز میان نقد، روایت، بازنمایی یک واقعیت، تخیل هنری با آنچه ممکن است "سیاهنمایی" یا عناوین مشابه آن تلقی شود، بسیار باریک است و نمیشود با تعابیر کلی و بدون معیارهای روشن آن را جرمانگاری کرد و برایش مجازات در نظر گرفت. قانون باید روشن و دقیق باشد تا هنرمند نگران نباشد چه چیزی در اندیشه و اثرش ممکن است، بعدها، جرم باشد و مستوجب مجازاتی شود که تمام آینده حرفهای او را از بین ببرد.
سینمای ایران در طول دههها با تلاش کارگردانان، نویسندگان، و دیگر دستاندرکاران خود شکل گرفته و بخش مهمی از اعتبار فرهنگی کشور را در جهان به دست آورده است. اختلاف نظر با یک فیلم یا نقد محتوای آن، امری طبیعی است؛ اما پاسخ به یک اثر هنری نباید سلب موقت یا همیشگی امکان آفرینش از هنرمند باشد.
کانون کارگردانان سینمای ایران خواستار آن است که مفاد این مصوبه با دقت و با توجه به اصول قانون اساسی، حقوق شهروندی، حقوق حرفهای هنرمندان و اصل تناسب جرم و مجازات مورد بازنگری قرار گیرد تا اختلاف نظرهای فرهنگی و هنری منتهی به ایجاد محرومیتهای مختلف برای سینماگران و هنرمندان نشود.
سینما برای زنده ماندن، به امنیت نیاز دارد؛ اما امنیت سینما فقط امنیت ساختمانها و تجهیزات نیست. امنیت واقعی سینما، امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری است.
کانون کارگردانان سینمای ایران انتهای پیام/





