
به گزارش خبرفوری به نقل از میدل ایست آی، این گزارش مدعی است که موساد نهتنها از احمدینژاد به عنوان یک منبع اطلاعاتی بهره میبرده، بلکه در حال برنامهریزی بوده تا او را در دوران پس از تغییر احتمالی ساختار سیاسی در ایران به قدرت برساند. با این حال، کالبدشکافی این روایت داستانی نشان میدهد که فرضیات آن با واقعیتهای میدانی، اصول جاسوسی حرفهای و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همخوانی ندارد.
نخستین و جدیترین چالش پیشروی این ادعا، شناخت ابتدایی از هرم قدرت در ایران است. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، رئیسجمهور (بهویژه پس از پایان دوره مسئولیتش) مرجع نهایی تصمیمگیریهای کلان نظامی و امنیتی نیست. دسترسی به حساسترین اسناد استراتژیک، برنامههای هستهای و تصمیمات در اختیار نهادهای بالادستی نظیر شورای عالی امنیت ملی است. از این رو، تمرکز موساد بر فردی که سالهاست از چرخه اصلی تصمیمگیریهای امنیتی کنار گذاشته شده و حتی برای نامزدی در انتخابات بارها رد صلاحیت شده، منطقی به نظر نمیرسد. برای یک سرویس اطلاعاتی باسابقه، نفوذ در میان فرماندهان ارشد نظامی یا مشاوران نزدیک به کانون اصلی قدرت، بسیار حیاتیتر و کارآمدتر از سرمایهگذاری روی یک چهره حاشیهنشین است.
بیشتر بخوانید:
مقام موساد: انتشار عکس جنجالی رستم قاسمی کار ما بود | اولین بار چه کسی عکس را منتشر کرد؟
ناپدید شدن مرموز جاسوس اسرائیلی | گریز در سایه بمباران اسرائیل | خالد العیدی کیست و چگونه گُریخت؟
مراحل ساخت یک جاسوس | پول، زنان و باجگیری | درون جنگ استخدامی اسرائیل علیه جنبشهای مقاومت
انحراف از اصول حرفهای عملیات مخفی
روایت نیویورکتایمز درباره چگونگی آغاز این ارتباط نیز با ابهامهای فنی فراوانی روبهروست. ادعا شده است که دیداری محرمانه میان احمدینژاد و دیوید بارنئا، رئیس موساد، در حاشیه یک کنفرانس تغییرات اقلیمی در بوداپست برنامهریزی شده بود. تحلیلگران اطلاعاتی، از جمله حنان گفن، فرمانده پیشین یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، این بخش از سناریو را غیرواقعبینانه میدانند. در پروتکلهای امنیتی، حضور مستقیم و فیزیکی رئیس یک سرویس اطلاعاتی در ملاقات با مهرهای که هنوز میزان وفاداری یا اعتبارش سنجیده نشده، یک ریسک عملیاتی غیرقابل قبول …








