در این نشست، محمود مشهودی، قاسم آلکثیر و باسم حمادی، از منظر موسیقیشناسی، میراث فرهنگی و تجربه عملی، موسیقی اعیاد عربهای خوزستان را بررسی کردند. سازها، ریتمها و مقامهای آیینی، انتقال شفاهی، دانش بومی، تغییرات موسیقی، «اصالت پویا»، مشارکت جامعه حامل میراث و نحوه بازنمایی این فرهنگ در رسانهها، مهمترین محورهای این نشست بود؛ مباحثی که در نهایت، مسئله شناخت دقیق هویتهای فرهنگی و نسبت آن با سیاستگذاری فرهنگی و انسجام ملی را برجسته کرد.
وقتی ریتم، حافظه اجتماعی یک جامعه را روایت میکند
محمود مشهودی با تشریح ساختار سازبندی موسیقی عربهای خوزستان، سازهای بادی و کوبهای را از عناصر مهم این موسیقی دانست و در کنار آنها به سازهایی مانند عود، سنتور، کمانچه، ویولن و نای عربی اشاره کرد. وی تأکید کرد که نمیتوان برای آیینها و مراسم شادیانه یک ساز ثابت و الگوی واحد تعریف کرد و تنوع سازها و شیوههای اجرا باید در بستر فرهنگی و اجتماعی خود مورد بررسی قرار گیرد.
مشهودی ریتمهای آیینی را واجد کارکردی فراتر از موسیقی دانست و گفت ضربآهنگها در بسیاری از فعالیتهای جمعی برای ایجاد هماهنگی شکل گرفتهاند. در برخی الگوهای رقص و اجرای گروهی نیز فاصله میان اجراکننده و مخاطب کاهش مییابد و نوعی مشارکت و ارتباط موسیقایی شکل میگیرد. از این منظر، موسیقی بخشی از سازوکار شکلگیری تجربه جمعی و انتقال حافظه اجتماعی است.
وی همچنین به دگرگونی ساختار موسیقی شادیانه و مقامنوازی در گذر زمان اشاره کرد. به گفته مشهودی، در گذشته برخی مراسم به حضور چندین نوازنده و سازهای متنوع نیاز داشت و مقامها در قالبهای طولانی و چندبخشی اجرا میشدند؛ اما ورود سازهایی مانند ارگ و سینتیسایزر، بخشی از این ساختار را تغییر داده و برخی اجراها را به سمت قالبهای پرهیجانتر و بیکلام سوق داده است.
مشهودی در بخش دیگری از سخنان خود، موسیقی را یکی از منابع شناخت رابطه فرهنگ و زیستبوم دانست. به گفته او، حتی ساختار یک ساز میتواند نشانههایی از محیط زندگی و شیوه مواجهه یک جامعه با امکانات طبیعی پیرامون خود ارائه کند. بر همین اساس، وی بر مطالعه موسیقی در کنار شعر، صنایع دستی و بناها تأکید کرد تا شناختی جامعتر از هویت و فرهنگ یک قوم به دست آید.
«اصالت پویا»؛ میراثی که با جامعه زنده میماند …













