
به گزارش خبرفوری جمعیتی متراکم از شهروندان، فیلسوفان و چهرههای سرشناس دانشگاهی گرد هم میآمدند تا پدیدهای خارقالعاده را تماشا کنند: اسبی نریان به نام «هانس» که ادعا میشد قادر است چهار عمل اصلی ریاضی را حل کند، ساعت را بخواند و حتی با کوبیدن سُم بر زمین، املای کلمات را هجی کند. صاحب او، ویلهلم فون اوستن، معلمی بازنشسته بود که با اطمینان کامل باور داشت توانسته هوش نهفته جانوران را شکوفا سازد. جامعه علمی آن دوران، که با تب تلهپاتی و نیروهای فراطبیعی نیز دستبهگریبان بود، در برابر این شگفتی سر تعظیم فرود آورد؛ اما حقیقت، به شکلی بنیادین مسیر پژوهش در روانشناسی و علوم تجربی را تغییر داد.
رازی که پشت سُمهای کوبنده پنهان بود
با ورود کمیسیونی رسمی به سرپرستی کارل اشتومپف، روانشناس برجسته، و پژوهشهای موشکافانه دستیار جوانش، اسکار فونگشت، پرده از ماجرا برافتاد. فونگشت با طراحی مجموعهای از متغیرهای تجربی متوجه نکتهای بنیادین شد: هانس تنها زمانی پاسخ درست میداد که شخص پرسشکننده، پاسخ مسئله را میدانست و در زاویه دید اسب قرار داشت.
بیشتر بخوانید:
همکاری کفتربازها و دانشمندان برای درمان یک بیماری | کبوتری که ۴۰۰ میلیارد تومان فروخته شد
پنج چیزی که پزشکان آرزو دارند مردان درباره سلامت جنسیشان بدانند
سرطان یک «مار پایتون» درمان شد؛ چرا این خبر مهمی است؟
مردی در حال قدم زدن روی مریخ | تصویر تازه ناسا جنجالی شد
زمانی که پاسخدهنده از جواب بیخبر بود یا دیواری حائل مانع از دیدن او میشد، عملکرد خیرهکننده حیوان فرو میریخت و درصد خطاهایش به بالاترین حد ممکن میرسید.
تحقیقات فونگشت فاش کرد هانس نه از جبر و هندسه چیزی میدانست و نه ذهنی فراطبیعی داشت؛ او صرفا یک مشاهدهگر استثنایی در رفتارسنجی بشر بود. انسانها به …












