
به گزارش خبر فوری، چند روز پیش سالروز بزرگداشت ابن سینا بود؛ حکیمی بزرگ که هم در پزشکی و هم در فلسفه دستی بر آتش داشت و توانست تحولی ژرف در دنیا ایجاد کند. تاثیرات فلسفی ابن سینا یکی از موضوعات مهمی است که دنیا کمتر به آن توجه کرده است. بسیاری از تحقیقات نوین نشان داده که تقسیم «وجود» و «ماهیت» که محور و بنیاد فلسفه اسلامی است، نه از فارابی یا کندی بلکه از ابن سینا است. در واقع، آثاری مانند «فصوص الحکم» از فارابی نبوده و بعد از طبع «شفا» و «اشارات» منتشر شده است. همچنین، آنطور که تحقیقات نشان داده، فلسفه اسلامی در غرب عالم اسلام (اندلس و آفریقا) بعد از انتشار آثار بوعلی و تقسیم بندی عالم به «ممکن الوجود» و «واجب الوجود» شکل گرفت. بسیاری می گویند اصولا فلسفه اسلامی زمانی شکل گرفت که «وجود» تبدیل به یک مساله مهم در عالم فلسفی شد و این مساله یعنی «وجود به مثابه یک مساله فلسفی» معلول ابن سینا است.
اما این ادعا تا چه حد درست است؟ آیا می توان ابن سینا را مبدع فلسفه اسلامی دانست؟ در این رابطه گفتگویی داشتیم با «پیتر آدامسون»، فیلسوف مشهور آمریکایی که تحقیقات فراوانی در زمینه فلسفه اسلامی داشته است. آدامسون یکی از شناخته شده ترین چهره های متخصص فلسفه قدیم در جهان است که طرفداران زیادی داشته و در ایران نیز بسیار شناخته شده است. آثار زیادی از آدامسون به فارسی ترجمه شده است. «پیشاسقراطیان»، «فلسفه در جهان اسلام»، «کندی، متفکر بزرگ سده های میانه» و ... از جمله مشهورترین آثار آدامسون است که به فارسی ترجمه شده اند. ابن سینا، پدر فلسفه اسلامی؟
پیتر آدامسون، پیش از این بارها از عظمت و بزرگی بوعلی گفته و در یکی از مصاحبه هایش با خبرفوری درباب نوآوری های بوعلی و جایگاهش در فلسفه اسلامی و فلسفه دنیا چنین گفته است: « درست است که پذیرش فلسفه یونان برای سنت فلسفی عربی - اسلامی حیاتی است، اما بیهوده است اگر بگوییم که این امر، فلسفه را در جهان اسلام غیراصیل کرده است. برای شروع با واضح ترین مثال شروع می کنم. ابن سینا یکی از درخشان ترین فیلسوفان تاریخ جهانی فلسفه است و تغییراتی وسیع در سنت ارسطویی ایجاد کرده و در این زمینه نوآوری داشته است. ایده های او در مورد منطق، روش، متافیزیک، نفس و غیره بسیار جدید است و این نوآوری ها باعث شد تا او به جای ارسطو به عنوان متفکر اصلی فلسفه اسلامی، …












