
هرچند متهم مدعی است نامزدش در قتل نقشی نداشته اما دادگاه پیشتر بر اساس مدارک هر دو آنها را به قصاص محکوم کرده بود.
دو سال پیش زنی به ماموران گزارش داد شوهرش گم شده است. این زن گفت شوهرش یک روز قبل از خانه خارج شده و بعد از آن دیگر نه تلفنش را جواب داده و نه به خانه برگشته است.
تحقیقات ماموران نشان داد این مرد از مدتی قبل با جوانی به نام مهرداد در تماس بوده. وقتی پلیس سراغ مهرداد رفت مشخص شد او نیز مفقود شده است. چند روز بعد ماموران جسد مرد گمشده به نام فریدون را پیدا کردند. معلوم بود مقتول خفه شده است؛ یک شال دور گردن او پیچیده شده و آثار کبودی روی گردنش مشهود بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و تایید هویت او از سوی اولیای دم، پلیس ردیابی مهرداد را آغاز کرد و مرد جوان شش ماه بعد در حالی که از مخفیگاه خود بیرون آمده بود به دست ماموران بازداشت شد.
مهرداد اعتراف کرد فریدون را به قتل رسانده است چون فکر میکرد به نامزدش سارا نظر دارد. پلیس در ادامه سارا را هم دستگیر کرد و پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
اولیای دم در دادگاه برای قاتل درخواست قصاص کردند و سپس متهمان یکبهیک در جایگاه حاضر شدند. مهرداد گفت: من از طریق یکی از اقوامم با فریدون آشنا شدم. روز حادثه همراه نامزدم سارا به لواسان میرفتیم که فریدون را دیدیم. او گفت ما را همراهی میکند. سه نفری به آنجا رفتیم. چادر زدیم و کمی استراحت کردیم. بعد من برای خرید غذا از چادر خارج شدم. وقتی برگشتم از دور صدای سارا را شنیدم که درخواست کمک میکرد. وقتی به چادر رسیدم فریدون را دیدم که دست سارا را میکشد و قصد تجاوز به او را دارد. با فریدون درگیر شدم. او را زدم و در حالی که مرده بود از چادر خارج شدم. بعد از آن با سارا ازدواج کردم. خانهام را خالی کردم …












