
ضرورت ورود مجمع باشگاهها به قراردادهای نجومی؛ قرارداد یک میلیون دلاری بازیکن صدهزار دلاری! - پارس فوتبال

خریدهایی برای امروز و فردا؛ پرسپولیس بالاخره نمره قبولی گرفت - پارس فوتبال
به گزارش مشرق ، در چارچوب هفته دوم رقابتهای لیگ برتر شب گذشته تیم فوتبال پرسپولیس تهران در ورزشگاه شهدای شهرقدس برابر تیم استقلال خوزستان به میدان رفت که در پایان این دیدار موفق شد با نتیجه ۴ بر یک این تیم را شکست دهد تا با دومین پیروز متوالی ۶ امتیازی شود و بالاتر از سایر مدعیان در صدر جدول قرار بگیرد.
پرسپولیس این فصل، متفاوتترین نسخه سالهای اخیر است. سرخپوشان که در دو فصل اخیر با از دست دادن ستارههای خود و عدم جایگزین مناسب برای بازیکنان جدا شده عملکرد خوبی را در نقل و انتقالات تابستانی نداشتند؛ اینبار دست به یک اقدام جسورانه زدند و در تابستان ۱۴۰۵ دست به یک خانه تکانی اساسی زده تا جایی که شاهد تغییرات اساسی در بدنه باشگاه، اعضای کادرفنی و در نهایت بازیکنان هستیم.
مدیران پرسپولیس در این تابستان ملاحظات را کنار گذاشته و با شجاعت کامل چند بازیکن پابهسنگذاشته و کماثر را از لیست خارج کردند تا با پرداخت مبالغ رضایتنامه، پدیدههای درخشان یکی دو سال اخیر فوتبال ایران را به خدمت بگیرند. سرخپوشان در این پنجره نقل و انتقالاتی کمبودهای چند سال اخیر را بر طرف کردند و با جذب برخی بازیکنان حتی خیال خود بابت چند پنجره نقل و انتقالاتی آینده را نیز راحت کردند.
سرخپوشان در این تابستان ستارههای جوانی را مثل دانیال ایری، محمدمهدی زارع، پوریا لطیفیفر و پوریا شهرآبادی را به بازیکنان جوانی همچون علیرضا عنایتزاده، امیرحسین محمودی، محمدحسین صادقی و یعقوب براجعه در ترکیب خود اضافه کردند. نکته جالب آنجاست که سن تمامی این بازیکنان عددی کمتر از ۲۳ را نشان میدهد و این یعنی مدیران پرسپولیس آینده خود را تا چند فصل با حضور این بازیکنان جوان بیمه کردهاند.
نکته جالبتر در خصوص قرارداد این بازیکنان است. پابشگاه پرسپولیس با گنجاندن «بند فسخ» در قرارداد ستارههای جوان؛ مسیری را ساخته که میتواند در آینده به درآمدزاییهای ارزی و ریالی کلان از طریق ترانسفر این بازیکنان منجر شود.
مدیریت پرسپولیس طی سالهای اخیر در بحث نقل و انتقالات همواره با انتقاداتی زیادی روبهرو بوده، اما میتوان گفت سرخپوشان در پنجره تابستانی توانستهاند نمره قبولی بگیرند و تیمی جوان، پرمهره و تشنه موفقیت را برای لیگ بیست و ششم آماده کنند.
انتشار نامه خطرناک فسخ آسانی، بی خیالی و ریسک مدیران آبی - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پیشبینی اینکه یاسر آسانی در اسکواد نهچندان پرستاره استقلال به یکی از مهمترین بازیکنان این تیم تبدیل شود، چندان دشوار نبود؛ اما شاید هیچکس تصور نمیکرد همین بازیکن، خیلی زود به یکی از بزرگترین ابهامهای حقوقی فصل استقلال تبدیل شود؛ ابهامی که مدیران باشگاه نهتنها برای حل آن عجلهای ندارند، بلکه ظاهراً ترجیح دادهاند با بیخیالی از کنار آن عبور کنند.
داستان آسانی از همان ابتدا عجیب بود؛ بازیکنی که پس از یک رفتوبرگشت مبهم و فسخی که هنوز درباره جزئیات و اعتبار آن پرسشهای جدی وجود دارد، بار دیگر به استقلال برگشت و گفته میشود مدیران باشگاه برای راضی کردن او به بازگشت، رقم سنگینی را پذیرفتند و حتی بخشی از این مبلغ را نقداً به حساب او واریز کردند. اما بازگشت آسانی پایان ماجرا نبود؛ تازه آغاز یک دردسر بزرگتر بود.
دو باشگاه مس شهر بابک و نساجی نسبت به حضور این بازیکن در ترکیب استقلال اعتراض کردهاند و در ادامه، انتشار نامه ابلاغ فسخ قرارداد آسانی از سوی مدیر برنامههای او، ابهامهای موجود را بیشتر کرده است. با این حال، واکنش مدیران استقلال به این بحران، عجیبتر از خود ماجراست: بازی دادن آسانی ادامه پیدا کرد؛ بدون اینکه ظاهراً تکلیف حقوقی پرونده بهطور قطعی روشن شده باشد.
حالا همزمان با انتشار نامه فسخ آسانی با باشگاه استقلال، حرفهای علی تاجرنیا، رئیس هیئت مدیره استقلال، نگرانیها را چند برابر کرده است. تاجرنیا به صراحت اعلام کرده که پاسخ استعلام فیفا درباره وضعیت آسانی هنوز به باشگاه نرسیده! این اظهارنظر یعنی استقلال در دو هفته ابتدایی لیگ، بازیکنی را در ترکیب اصلی خود به میدان فرستاده که هنوز وضعیت حقوقی حضورش برای باشگاه به طور قطعی روشن نشده. سؤال ساده اما مهم اینجاست: اگر پاسخ فیفا هنوز نیامده، چرا استقلال این ریسک را پذیرفته است؟
بدتر از آن اینکه فتاحی نیز در توضیح این پرونده گفته فیفا در نامه نخست پاسخ قطعی به استعلام استقلال نداده و به همین دلیل نامه دیگری ارسال شده است. او همچنین تأکید کرده که هر تیمی میتواند شکایت کند و اگر مدارک کافی وجود داشته باشد، باشگاه مشکلی نخواهد داشت. اما دقیقاً همین جمله، جای نگرانی دارد. «اگر مدارک کافی وجود داشته باشد» یعنی چه؟
آیا مدیران استقلال هنگام تصمیم برای استفاده از آسانی، از قانونی بودن حضور او مطمئن بودهاند یا صرفاً امیدوار بودهاند مشکلی پیش نیاید؟ فرق این دو رویکرد برای باشگاهی که با پروندههای حقوقی متعدد دستوپنجه نرم میکند، بسیار زیاد است.
استقلال نمیتواند با چنین موضوع حساسی مانند یک اختلاف معمولی قراردادی برخورد کند. وقتی دو باشگاه نسبت به حضور یک بازیکن اعتراض کردهاند، نامه فسخ منتشر شده و از طرف دیگر هنوز پاسخ قطعی فیفا درباره وضعیت او در دست باشگاه نیست، دیگر صحبت از یک «حاشیه» نیست؛ صحبت از یک بحران حقوقی بالقوه است.
مسأله عجیبتر، بیتفاوتی مدیریتی در قبال این بحران است. تاجرنیا در حالی از نرسیدن پاسخ فیفا صحبت میکند که آسانی در هر دو هفته ابتدایی لیگ در ترکیب استقلال قرار گرفته است. یعنی مدیران باشگاه ابتدا تصمیم گرفتهاند از بازیکن استفاده کنند و حالا منتظرند ببینند آیا نهاد بینالمللی فوتبال با تصمیم آنها موافق است یا نه! این مدل مدیریت، اگر واقعاً اتفاق افتاده باشد، چیزی جز قمار با سرنوشت استقلال نیست.
آسانی ممکن است در زمین فوقالعاده باشد، گل بزند، پاس گل بدهد و به یکی از ستارههای استقلال تبدیل شود؛ اما هیچکدام از اینها نمیتواند یک سؤال حقوقی را پاک کند. اگر فردا مشخص شود حضور او در یکی از مسابقات غیرقانونی بوده، آنوقت دیگر عملکرد فنی او هیچ اهمیتی ندارد و استقلال باید پاسخگوی تبعاتی باشد که میتواند بسیار سنگینتر از از دست دادن چند امتیاز باشد.
مدیران استقلال باید به جای عادیسازی ماجرا، خیلی شفاف پاسخ بدهند: مبنای قانونی استفاده از آسانی چه بوده است؟ وقتی پاسخ قطعی فیفا هنوز نرسیده، چه کسی مسئولیت تصمیم به بازی دادن او را پذیرفته است؟ و اگر اعتراضهای مس شهر بابک و نساجی به یک پرونده جدی تبدیل شود، چه کسی باید پاسخگوی تبعات آن باشد؟
این همان جایی است که نقش مدیریت مشخص میشود؛ مدیریت فقط امضای قرارداد و پرداخت پول نیست. مدیریت یعنی پیشبینی بحران، گرفتن استعلام پیش از تصمیم و مهمتر از همه، نپذیرفتن ریسکهای غیرضروری.
استقلال در شرایطی که با هزار و یک مشکل مالی، مدیریتی و فنی دستوپنجه نرم میکند، ظاهراً یک بحران تازه را هم به جان خریده است؛ بحرانی که فعلاً خاموش است اما ممکن است با اولین رأی یا تصمیم حقوقی، ناگهان شعلهور شود.
تاجرنیا و مدیران استقلال باید توضیح بدهند چرا قبل از روشن شدن تکلیف حقوقی آسانی، او را به میدان فرستادند. هوادار استقلال حق دارد بداند این تصمیم بر اساس اطمینان حقوقی گرفته شده یا صرفاً یک ریسک مدیریتی بوده است.
چون اگر فردا پاسخ فیفا برخلاف انتظار استقلال باشد، دیگر نمیتوان همهچیز را به «حاشیه»، «شکایت رقیبان» یا «انتظار برای پاسخ استعلام» تقلیل داد. آن روز باید پرسید چرا وقتی هنوز جواب نیامده بود، آسانی بازی کرد؟
253 258
کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.

امباپه با خوب بودنش مورینیو را میخنداند

تراکتور رقیب پرسپولیس برای خرید بزرگ شد

حلقه مخالفان اینفانتینو گستردهتر شد؛ «آخرین ضربه» به رئیس فیفا

غیررسمی: مقصد غیرمنتظره طارمی مشخص شد!

رد درخواست تراکتور؛ بازی با پرسپولیس بدون تماشاگر است

