فوتسال در دورهای از رکود بود. مس سونگون به صورت متوالی به عنوان قهرمانی دست مییافت و سایر مدعیان از پایین به بالا نگاه میکردند و به جایگاهی به جز صدرنشینی میاندیشند. گیتی پسند به جایگاه دوم منگنه شده بود و قهرمانی هر بار برایشان شبیه به یک سراب ظاهر میشد.
در دهه جدید، گیتی پسند با انتصاب کشاورز برای یک انقلاب آماده شد. ستاره و اسطوره باشگاه این بار در هیبت سرمربی به اصفهان بازگشت و تمامی معادلات چه کوچک و چه بزرگ را تغییر داد. این انتخاب آغاز یک دوره باشکوه بود. گیتی پسند در همان فصل به ناکامی چهار ساله خود پایان داد و چهارمین ستاره به پیراهن این باشگاه نقش بست. فصل دوم با وجود نایب قهرمانی، یک خانه تکانی بزرگ و تغییر رویکرد را به همراه داشت.
گیتی پسند از جذب ستارههای میلیاردی فاصله گرفت و روی پدیدهها و بازیکنان جوانتر سرمایهگذاری کرد. کشاورز به یک مربی رادیکال تبدیل شد و در سه فصل اخیر در کنار قهرمانیهای بزرگ، بسیاری از آمار و رکوردها را به خود و باشگاه اصفهانی اختصاص داد.
حالا شاید یک برنده سریالی وجود دارد که میراث درخشان خود را با کسب جامهای بیشتر جلا میدهد و تنها یک رکورد دیگر برای ثبت و ضبط باقی مانده. کشاورز در تاکتیک فوتسال، نوعی نوآوری را اضافه کرد و بازی گروهی در تیمش به یک قانون کلی تبدیل شد. تیمهای او بیش از اینکه به هنر و استعداد بازیکنان تکیه کنند، با نقشهها و کارهای ترکیبی گلزنی کردهاند و حریفان را به بند کشیدهاند.
حتی اگر گیتی پسند و کشاورز در فصل جدید موفق به کسب عنوان قهرمانی نشوند، جایگاه بهترین باشگاه و مربی، برای چند فصل آینده تغییر نخواهد کرد.









