
توافق دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی غرب آسیا شکل گرفته است؛ زمانی که همزمان با تشدید تنشهای منطقهای، وضعیت یمن نیز بار دیگر از مرحله «نه جنگ، نه صلح» فاصله گرفته و نشانههای بازگشت به یک رویارویی گستردهتر در حال آشکار شدن است. از این منظر، توافق مکه را نمیتوان صرفا یک پیمان دفاعی میان سه کشور دانست. این توافق میتواند بخشی از بازآرایی امنیتی منطقه و پاسخی به تغییر محاسبات ریاض درباره تهدیدهایی باشد که از جنوب مرزهایش متوجه عربستان است. اهمیت توافق زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار تحولات اخیر یمن قرار دهیم. انصارالله در هفتههای گذشته بار دیگر توانایی خود را برای هدف قرار دادن مواضع و منافع عربستان و تأثیرگذاری بر امنیت دریای سرخ به نمایش گذاشته است. حملات موشکی و پهپادی این جنبش نشان داده که حتی پس از سالها جنگ و آتشبس، معادله بازدارندگی در یمن تغییر نکرده و ریاض همچنان با بازیگری مواجه است که میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی قابل توجهی به آن تحمیل کند.
آیا میان توافق مکه و احتمال آغاز دور تازهای از جنگ در یمن ارتباط وجود دارد؟
پاسخ به این سوال را باید در مفهوم «بازدارندگی» جستوجو کرد. توافق مکه تصریح میکند حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. این بند، صرفنظر از اینکه در عمل چگونه اجرا شود، حامل یک پیام سیاسی و امنیتی مهم است: عربستان نمیخواهد در صورت ورود به یک بحران نظامی جدید تنها بماند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که تجربه سالهای گذشته نشان داده توان نظامی متعارف بهتنهایی برای حذف تهدید انصارالله کافی نیست. عربستان از ظرفیتهای گسترده نظامی و تسلیحاتی برخوردار است، اما انصارالله با تکیه بر موشکها و پهپادها توانسته است هزینههای نامتقارنی به رقبای خود تحمیل کند. به همین دلیل، مسئله برای ریاض تنها شکست دادن یک نیروی نظامی در میدان جنگ نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل شدن خاک و زیرساختهای عربستان به عمق راهبردی یک جنگ فرسایشی است.
اهمیت توافق مکه فراتر از نمادها













