
هفته دولت امسال را میتوان بهانهای برای مرور یک سؤال مهم قرار داد: در نزدیک به پنج دهه عمر جمهوری اسلامی، کدام دولت توانست بیش از دیگران به مؤلفههایی چون وحدت ملی، عزت، استقلال، عدالت و خودباوری ایرانی که در منظومه فکری امام خمینی(ره) جایگاهی محوری داشت، نزدیک شود؟
پاسخ البته با بررسی صرف شعارهای انتخاباتی به دست نمیآید؛ چرا که میان شعار و عملکرد برخی دولتها فاصله زیادی وجود داشته است.
بنیصدر؛ از شعار وحدت تا تقابل با انقلاب
ابوالحسن بنیصدر با شعارهایی چون عدالت و وحدت ملی به نخستین رئیسجمهور ایران تبدیل شد، اما خیلی زود فاصله او با جریان اصلی انقلاب آشکار شد. تقابل با نیروهای انقلاب، اختلاف با نهادهای قانونی و در نهایت همراهی با جریانهای ضدانقلاب، کارنامهای برای نخستین دولت جمهوری اسلامی رقم زد که نه تنها با سیره امام خمینی(ره) سازگار نبود، بلکه بنیصدر را در نهایت به چهرهای مقابل نظام و انقلاب تبدیل کرد.
رجایی؛ دولتِ تراز مردم
شهید محمدعلی رجایی را شاید بتوان روشنترین نمونه دولت همسو با گفتمان امام دانست؛ دولتی کوتاهعمر اما ماندگار در حافظه مردم. سادهزیستی، توجه به محرومان، فاصله گرفتن از اشرافیگری، مردمداری و ایستادگی در برابر دشمن، مهمترین ویژگیهای این دوره بود.
رجایی در شرایطی دولت را اداره کرد که کشور درگیر بحرانهای سیاسی و جنگ تحمیلی بود، اما دولت او از «مردم» جدا نشد و همین ویژگی، او را به یکی از نزدیکترین الگوها به تصویری که امام از مسئول جمهوری اسلامی ارائه میکرد، تبدیل کرد.
آیتالله خامنهای؛ دولت در خط مقدم مقاومت
دولتهای سوم و چهارم در دل جنگ تحمیلی شکل گرفتند. در این دوره، استقلال، مقابله با استکبار، حفظ تمامیت ارضی و ایستادگی در برابر دشمن، بر سایر اولویتها سایه انداخته بود. در چنین شرایطی، گفتمان دولت آیتالله خامنهای بیش از هر چیز بر حفظ عزت و استقلال کشور و استمرار مسیر انقلاب استوار بود.
البته مقایسه مستقیم این دوره با دولتهای پس از جنگ، بدون توجه به شرایط زمانی، منصفانه نیست. دولتهای سوم و چهارم در شرایطی …












