
به گزارش ایران اکونومیست؛ تسنیم؛ در شرایطی که کشور در یکی از حساسترین مقاطع اقتصادی و سیاسی خود قرار دارد، نحوه روایت مسئولان از وضعیت موجود به اندازه تصمیمات و سیاستهای اجرایی اهمیت پیدا کرده است؛ چراکه در فضای جنگ اقتصادی و فشار خارجی، هر اظهارنظر رسمی میتواند علاوه بر افکار عمومی، مخاطبان و محاسبات طرف مقابل را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
طی ماههای اخیر، بخشی از اظهارات مسئولان دولتی درباره شرایط اقتصادی کشور، بیش از آنکه بر ظرفیتها، اقدامات انجامشده و راهکارهای عبور از مشکلات متمرکز باشد، بر بیان فهرستی از محدودیتها، کمبود منابع، کاهش درآمدها، مشکلات انرژی، دشواری صادرات، افزایش نرخ ارز، تورم و محدودیتهای ناشی از تحریمها متمرکز بوده است.
در برخی اظهارنظرهای رسمی، از کاهش درآمدهای کشور، دشواری صادرات نفت، محدودیت واردات کالا، مشکلات تأمین بنزین، کسری منابع، افزایش احتمالی نرخ ارز، مشکلات شبکه بانکی، ناترازی انرژی و دشواری تأمین منابع لازم برای حمایت از معیشت مردم سخن گفته شده و حتی درباره سخت بودن سال پیشرو هشدار داده شده است.
طبیعی است که هیچکدام از این مشکلات را نمیتوان انکار کرد. اقتصاد ایران با مجموعهای از مسائل انباشتهشده مواجه است و بیان واقعیتهای اقتصادی نیز بخشی از مسئولیت دولت است. اما مسئله اصلی اینجاست که مرز میان «بیان واقعیت» و «برجستهسازی ضعف» کجاست؟
مسئول دولتی میتواند از تورم، ناترازی انرژی، محدودیتهای ارزی، کاهش درآمدهای نفتی یا آثار تحریمها سخن بگوید؛ اما افکار عمومی انتظار دارد بلافاصله پس از بیان مسئله، تصویر روشنی از برنامه دولت برای حل آن نیز ارائه شود.
اگر قرار باشد خروجی تریبونهای رسمی عمدتاً به بیان این گزاره محدود شود که منابع کافی نداریم، صادرات کاهش یافته، ارز وارد کشور نمیشود، نرخ ارز ممکن است افزایش پیدا کند، انرژی با محدودیت مواجه است و سال سختی در پیش داریم، نتیجه طبیعی چنین روایتی، حتی بدون قصد قبلی گوینده، میتواند تقویت احساس ناتوانی و بیافقی باشد.
مسئله این نیست که مسئولان مشکلات را پنهان کنند؛ اتفاقاً پنهان کردن مشکلات نیز میتواند به بیاعتمادی عمومی منجر شود. مسئله این است که در شرایط بحرانی، روایت مشکلات …












