یکی از مهمترین عوامل مصرف بالای بنزین، کیفیت و فناوری پایین ناوگان خودرویی کشور است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مصرف سوخت خودروهای جدید به محدوده ۵ تا ۶.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر رسیده است، در حالی که طی سالهای گذشته خودروسازان داخلی هیچ دستاوردی در کاهش مصرف سوخت خودروهای تولیدی نداشتهاند و بخش بزرگی از تولیدات همچنان با فناوری قدیمی و مصرف بالا وارد بازار میشوند.
بنابراین پیش از آنکه از مصرفکننده خواسته شود هزینه بیشتری برای بنزین پرداخت کند، باید از صنعت خودرو پرسید طی سالهای گذشته برای کاهش مصرف سوخت چه کرده است؟
ناترازی بنزین فقط در جایگاه سوخت ایجاد نمیشود؛ بخشی از آن از خط تولید خودرو آغاز میشود. اصلاح استاندارد مصرف، الزام خودروسازان به کاهش واقعی مصرف و فراهمکردن امکان دسترسی مردم به خودروهای کممصرف باید بخشی از سیاست بنزینی کشور باشد.
سی ان جی سریعترین ظرفیت موجود برای کاهش مصرف بنزین
کشور طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری عظیمی برای توسعه صنعت CNG انجام داده و امروز حدود ۴۰ میلیون مترمکعب ظرفیت عرضه روزانه CNG در اختیار دارد، اما بخش قابلتوجهی از این ظرفیت بلااستفاده مانده و سهم CNG در سبد سوخت کشور طی سالهای گذشته به جای افزایش، کاهش یافته است.
این وضعیت زمانی قابل تأملتر میشود که کشور برای جبران ناترازی بنزین ناچار به صرف منابع قابلتوجه است. منطقی نیست زیرساختی که با هدف جایگزینی بنزین ایجاد شده، ظرفیت خالی داشته باشد و همزمان برای تأمین بنزین هزینه کنیم.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، کاهش عرضه خودروهای دوگانهسوز است. در سالهای اخیر خودروسازان داخلی عرضه مناسبی از خودروهای دوگانهسوز کارخانهای نداشتهاند و سیاست مؤثری نیز برای واردات این خودروها اجرا نشده است.
طرحهای تبدیل خودروهای بنزینی به دوگانهسوز، از جمله طرح مبتنی بر مصوبه شورای اقتصاد در سال ۱۳۹۸ نیز نتوانستهاند افزایش قابلتوجه و پایداری در تعداد خودروهای دوگانهسوز و مصرف CNG ایجاد کنند.
در شرایط فعلی، CNG میتواند یکی از سریعترین راهکارهای کاهش مصرف بنزین باشد؛ زیرا برخلاف بسیاری از راهکارهای دیگر، بخش عمده زیرساخت آن از قبل ایجاد شده و برای استفاده بیشتر از آن نیازی نیست همهچیز را از نقطه صفر آغاز کنیم.
ناوگان CNG پیر شده است؛ ایمنی را جدی بگیریم
در کنار کاهش سهم CNG، مسئله دیگری نیز نباید نادیده گرفته شود و آن افزایش سن ناوگان دوگانهسوز و مخازن CNG و بی توجهی دولت برای کنترل این وضعیت است.
وقوع حوادث مرتبط با انفجار مخازن علاوه بر خسارات جانی و مالی، اعتماد عمومی به CNG را نیز تهدید میکند. این در حالی است که دولت در ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ مصوبهای با هدف ارتقای ایمنی سوختگیری خودروهای گازسوز و کنترل وضعیت این خودروها تصویب کرده بود.
عدم اجرای کامل و مؤثر الزامات این مصوبه و نبود یک نظام فراگیر و مستمر برای کنترل و بازرسی ادواری مخازن را باید از مصادیق سوءمدیریت در این حوزه دانست.
نباید حوادث مربوط به مخازن فرسوده یا فاقد تأییدیه را به حساب ناایمن بودن CNG گذاشت. مسئله اصلی، فرسودگی ناوگان و ضرورت اجرای دقیق نظام بازرسی و کنترل ایمنی مخازن است.
بدون مشوق واقعی، خودروهای فرسوده اسقاط نمیشوند
بخش دیگری از مصرف بالای بنزین به ناوگان فرسوده بازمیگردد. با وجود همه برنامههای اجراشده، هنوز یک طرح اقتصادی و انگیزشی قدرتمند برای اسقاط و جایگزینی خودروهای فرسوده شکل نگرفته است.
نمیتوان از مالک یک خودروی فرسوده انتظار داشت بدون تسهیلات مناسب و امکان واقعی خرید خودروی جایگزین، خودرویش را اسقاط کند.
دولت باید اسقاط را به یک انتخاب اقتصادی جذاب تبدیل کند؛ بهویژه اگر خودروی فرسوده با خودروی کممصرف، هیبریدی، برقی یا دوگانهسوز جایگزین شود. هزینه مشوق اسقاط نیز نباید صرفاً یک هزینه بودجهای دیده شود، بلکه باید در مقابل میزان صرفهجویی چندساله بنزین، کاهش آلودگی و سایر منافع اقتصادی آن محاسبه شود.
تعرفه صفر برای خودروهایی که مصرف بنزین را کاهش میدهند
سیاست واردات خودرو نیز باید بخشی از سیاست انرژی کشور باشد.دولت میتواند برای یک دوره مشخص، واردات خودروهای کممصرف، هیبریدی، تمامبرقی و دوگانهسوز کارخانهای CNG را با تعرفه صفر یا حداقل ممکن تسهیل کند.
منطقی نیست خودرویی که مصرف بنزین کشور را به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد یا اساساً بنزین مصرف نمیکند، از نظر سیاست تعرفهای مشابه یک خودروی پرمصرف دیده شود. میزان مصرف انرژی و تأثیر هر خودرو بر کاهش تقاضای بنزین باید یکی از معیارهای تعیین تعرفه واردات باشد.
در کنار آن، میتوان به فعالان اقتصادی و صادرکنندگان واجد شرایط اجازه داد تعهدات ارزی مهلتگذشته و سنوات قبل خود را از طریق واردات هدفمند خودروهای کممصرف، هیبریدی، برقی و دوگانهسوز کارخانهای تعیین تکلیف و رفع کنند.
به این ترتیب بخشی از منابع ارزی میتواند به جای مصرف در حوزههای کماثر، به سمت نوسازی ناوگان و کاهش پایدار مصرف بنزین هدایت شود، بدون آنکه تمام ارز مورد نیاز مستقیماً از منابع بانک مرکزی تأمین شود. برای امروز سی ان جی ؛ هیبریدی و برقی برای آینده نباید سیاست کاهش مصرف بنزین را به انتخاب میان CNG، خودروهای هیبریدی یا برقی محدود کرد. کشور به یک سبد متنوع انرژی در حملونقل نیاز دارد.
سوخت سی ان جی به دلیل شبکه گسترده جایگاهها و ظرفیت خالی موجود، میتواند در کوتاهمدت نقش پررنگتری در کاهش مصرف بنزین داشته باشد. در کنار آن، توسعه خودروهای هیبریدی و برقی باید بهعنوان بخشی از برنامه میانمدت و بلندمدت نوسازی ناوگان دنبال شود.
در واقع مسئله این نیست که CNG را انتخاب کنیم یا خودرو برقی را؛ مسئله این است که وابستگی تقریباً یکجانبه حملونقل کشور به بنزین را کاهش دهیم.
اصلاح قیمت، بعد از اصلاح ساختار مصرف
اصلاح قیمت بنزین در بلندمدت ممکن است اجتنابناپذیر باشد، اما اصلاح قیمت نباید جایگزین اصلاح ساختار مصرف شود.
دولت پیش از آن باید از خودروسازان کاهش واقعی مصرف سوخت را مطالبه کند، تولید و واردات خودروهای دوگانهسوز را افزایش دهد، ظرفیت خالی CNG را فعال کند، ایمنی ناوگان گازسوز را سامان دهد، برای اسقاط خودروهای فرسوده مشوق واقعی ایجاد کند و مسیر ورود خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی را هموار سازد.
نمیتوان سالها خودروهای پرمصرف تولید کرد، CNG را به حاشیه برد، ناوگان را فرسوده کرد و ظرفیتهای کاهش مصرف را بلااستفاده گذاشت و در نهایت تمام صورتحساب ناترازی بنزین را مقابل مردم گذاشت.









