
سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
صنعت تایر از آن دست صنایعی است که ضعف در سیاستگزاری آن، خیلی زود خودش را در بازار نشان میدهد. تایر کالایی نیست که مصرف آن را بتوان برای مدت طولانی به تعویق انداخت؛ هر خودرویی که در جاده تردد میکند، دیر یا زود به تایر نیاز دارد و هر اختلالی در تولید و تامین، مستقیما به مصرفکننده و ایمنی حملونقل منتقل میشود.
امروز اما مساله صنعت تایر صرفا قیمت نیست. مساله اصلی، اقتصادی بودن تولید است. وقتی تولیدکننده با دشواری تامین ارز، محدودیت دسترسی به مواداولیه، افزایش هزینه حملونقل و رشد هزینههای انرژی مواجه است، اما در سمت دیگر با قیمتگذاری دستوری مواجه میشود که الزاما با هزینههای واقعی تولید حرکت نمیکند، طبیعی است که حاشیهسود بنگاه کوچکتر و توان آن برای ادامه تولید محدود شود. این همان نقطهای است که سیاستگزار باید مراقب باشد میان «حمایت از مصرفکننده» و «فشار بر تولیدکننده» اشتباه نکند.
نگه داشتن مصنوعی قیمت، در ظاهر ممکن است سیاستی به نفع مصرفکننده باشد؛ اما اگر نتیجه آن کاهش تولید باشد، در مرحله بعد همین مصرفکننده باید هزینه کمبود را پرداخت کند. بازاری که محصول کافی در آن وجود نداشته باشد، حتی با قیمت رسمی پایین نیز نمیتواند نیاز مردم را پاسخ دهد. یکی از مدیران ارشد صنعت تایر درخصوص وضعیت تولید لاستیک خودرو به نگارنده این مطلب گفته بود که کاهش تولید صنعت تایر به حدود ۵۰ درصد رسیده است.
اگر این عدد تداوم داشته باشد، هشدار آن بسیار جدیتر از افزایش چند درصدی قیمت است. کاهش عرضه در بازاری با تقاضای نسبتا پایدار، دیر یا زود خود را در شکل کمبود، افزایش فاصله قیمتها و فشار بیشتر بر مصرفکننده نشان خواهد داد. اما آیا راهحل، آزادسازی کامل قیمت است؟ به اعتقاد نگارنده، نه قیمتگذاری دستوری به شکل فعلی پاسخ مناسبی است و نه رها کردن بازار بدون نظارت.
راه درست، تغییر فلسفه مداخله دولت است. دولت باید از «تعیینکننده قیمت» به «ناظر بر عملکرد» تبدیل شود. یعنی تولیدکننده اجازه داشته باشد قیمت خود را براساس هزینه واقعی تولید، مواداولیه، انرژی، حملونقل و سایر هزینهها تعیین کند؛ اما صورتهای مالی، میزان سود، هزینهها و عملکرد شرکت نیز شفاف و قابل نظارت باشد.
این مدل یک مزیت …












