
زنجیره خودروسازی کشور در شرایطی تلاش میکند تولید را حفظ کند که افزایش هزینههای حملونقل، دشواری تامین ارز و کمبود نقدینگی، سه گلوگاه اصلی تولید را شکل دادهاند؛ چالشهایی که تداوم آنها میتواند برنامه تولید و حتی استمرار فعالیت بخشی از زنجیرهتامین را تحتتاثیر قرار دهد.
صنعتخودرو برای حفظ تولید، تنها به خط مونتاژ و ظرفیت اسمی کارخانهها وابسته نیست؛ پشت هر دستگاه خودرو، زنجیرهای از تامینکنندگان مواداولیه، قطعات، تجهیزات و خدمات قرار دارد که کوچکترین اختلال در هر بخش آن میتواند فرآیند تولید را متوقف یا کُند کند. در شرایط فعلی، این زنجیره با سه چالش همزمان مواجه است؛ حملونقل، ارز و نقدینگی.
این سه عامل در ظاهر مستقل از یکدیگر هستند، اما در عمل به یکدیگر متصل شدهاند. افزایش هزینه حمل، منابع مالی بیشتری برای تامین قطعه و مواداولیه مطالبه میکند؛ محدودیت دسترسی به ارز زمان تامین را افزایش میدهد و تاخیر در تامین نیز سرمایه در گردش بیشتری نیاز دارد. درنهایت، قطعهساز و خودروساز در شرایطی قرار میگیرند که برای حفظ یک سطح مشخص از تولید، باید منابع بیشتری نسبت به گذشته هزینه کنند.
حملونقل؛ هزینهای که مستقیما به تولید منتقل میشود
یکی از مهمترین مشکلات فعلی زنجیره خودرو، افزایش هزینه و طولانی شدن فرآیند حملونقل است. صنعتخودرو به دلیل وابستگی به طیف گستردهای از مواداولیه و قطعات، از صنایع حساس به اختلالات لجستیکی محسوب میشود.
بخش قابل توجهی از مواداولیه و قطعات مورد استفاده در تولید خودرو، مستقیم یا غیرمستقیم به حملونقل بینالمللی وابسته است. هرگونه افزایش هزینه در این بخش، قیمت تمامشده قطعه و درنهایت خودرو را افزایش میدهد.
اما مساله فقط افزایش هزینه نیست. طولانی شدن زمان حمل نیز برای تولیدکننده اهمیت دارد. زمانی که قطعه یا مادهاولیه دیرتر از موعد به کارخانه برسد، خودروساز ناچار است موجودی بیشتری در زنجیرهتامین نگهداری کند. این موضوع به معنای قفل شدن منابع مالی بیشتر است.
در شرایطی که نقدینگی تولیدکنندگان محدود است، افزایش موجودی انبار نیز خود به یک مشکل تبدیل میشود. بنابراین لجستیک نامناسب، هم هزینه تولید را افزایش میدهد و هم نیاز به سرمایه در گردش را بیشتر میکند.
از سوی دیگر، …












