قیمت طلا امروز




 سایت باشگاه خبرنگاران / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

خاطرات رهبر شهید از همزیستی صمیمانه با مردم بلوچ

رهبر شهید انقلاب اسلامی خاطره جالبی را در باب همزیستی صمیمانه با مردم بلوچ نقل می‌کنند.
 خاطرات رهبر شهید از همزیستی صمیمانه با مردم بلوچ
باشگاه خبرنگاران جوان - زیست پربار و الهام‌بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (ره) سرشار از لحظه‌ها و رخداد‌های ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد، در این راستا بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) رهبر شهید انقلاب اسلامی خاطره جالبی را در باب همزیستی صمیمانه با مردم خطه بلوچستان نقل فرموده و در این‌باره بیان می‌کنند: «من در سال ۱۳۵۶ به ایرانشهر تبعید شدم. یک بار فقط من تبعید شدم، آن هم در بلوچستان بود و شهر ایرانشهر که بسیار به من خوش گذشت. با اینکه خب تبعید از لحاظ وضع زندگی، دوری از خانواده و مسائلی از این دست انسان را در مضیقه می‌گذارد؛ اما آنجا با مردم بلوچ از نزدیک آشنا شدم. اصلا امکان نداشت که من بتوانم چند ماه بروم در میان این مردم و آن‌گونه با آنها صمیمی شوم و آن‌گونه آنها را بشناسم و آنها هم من را بشناسند و با هم این‌قدر دوست شویم. تبعید و عنایت خداوند متعال این فرصت را به من داد که به وسیله دشمنان دین و دشمنان من یعنی دستگاه پهلوی و ساواک پادشاهی، این توفیق حاصل شود. این نکته را هم اضافه کنم که من از قبل چیز‌هایی درباره بلوچستان خوانده یا شنیده بودم و بلوچستان را دوست داشتم.»

امام شهید امت، خاطره خود در باب هم‌نشینی صمیمانه با مردمان بلوچ را این‌گونه ادامه می‌دهند: «ایرانشهر تابستان گرمی دارد. حرارت مثلا پنجاه و چند درجه، اما مردم به قدری بامحبت و صمیمی و پاک هستند که همه آن ناراحتی‌ها مرتفع می‌شود. چند ماهی در ایرانشهر بودیم، آنجا هم با مردم انس گرفتیم، آشنا شدیم، مسجد می‌رفتیم، نماز می‌خواندیم، سخنرانی برای مردم می‌کردم، در سخنرانی‌ها برادران اهل تسنن مخصوصا جوان‌های آنها می‌آمدند و اظهار علاقه می‌کردند.»

منبع: تسنیم



قالیباف: آمریکا به دنبال چپاول منابع کشورهای خلیج فارس است

 قالیباف: آمریکا به دنبال چپاول منابع کشورهای خلیج فارس است
 سایت پارسینه / ۸ ساعت قبل
رئیس مجلس در دیدار با رئیس جمهور عراق گفت: نگاه دقیق رهبر شهید انقلاب باعث نزدیک شدن دو کشور ایران و عراق شد.

رئیس مجلس در دیدار با رئیس جمهور عراق گفت: نگاه دقیق رهبر شهید انقلاب باعث نزدیک شدن دو کشور ایران و عراق شد.



اولین تصویر از باجناق رهبر شهید ایران | صحبت‌های خواندنی حاج محمود عباس‌زاده پهلوان: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم...

 اولین تصویر از باجناق رهبر شهید ایران | صحبت‌های خواندنی حاج محمود عباس‌زاده پهلوان: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم...
 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۹ ساعت قبل
خاطرات حاج محمود عباس زاده پهلوان باجناق رهبر شهید انقلاب با بغض های دلتنگی از یک رفاقت دیرینه با آقا حکایت می کند.

به گزارش همشهری آنلاین روزنامه خراسان نوشت: «هشت سال پس از «آقا» من داماد دوم خانواده مرحوم حاج آقا خجسته شدم؛ یک شناخت کلی از آقا داشتم چون پای منبرهای ایشان، مرحوم آقای طبسی و شهید هاشمی نژاد نشسته بودم اما اولین بار در مراسم معارفه قبل از عقد، ایشان با من صحبت کردند.

سال ۱۳۵۱ من داماد این خانواده ودر واقع باجناق آقا شدم. آقا ابتدا من را «آقای پهلوانی» صدا می زدند تا سال ۶۱ که به مکه مشرف شدم و از آن پس به من می گفتند حاج محمود...»

صحبت‌های حاج محمود عباس زاده پهلوان از سال ۵۱ که باجناق آقا شده شروع و خاطراتش را تا آخرین دیدار مرور کردیم. نوروز ۱۴۰۴، یعنی چندی قبل از جنگ دوازده روزه آخرین دیدار حاج محمود با آقا و حاج آقا مجتبی بوده که پس از آن نیز شرایط دیدارها همچون قبل عادی نبوده است. آقای پهلوانی گاهی بغض می کند، می گوید من هم مثل همه دلم برای آقا تنگ شده؛ من عاشق آقا بودم...

دیدارها در مشهد و تهران

بیشتر ملاقات ها در مشهد و ایامی بود که ایشان برای زیارت به مشهد می آمدند.

در این سفرها فرصتی هم برای دیدار اقوام و نزدیکان ایشان فراهم می شد و ما به زیارتشان می رفتیم.

همیشه به گرمی و با آغوش باز از ما استقبال می کردند. گاهی هم که دوست داشتم ایشان را ببینم، یعنی دلم برایشان تنگ می شد، می رفتم تهران و خودم را به دفتر آقا می رساندم.

سعی می کردم، حول و حوش نماز ظهر باشد چون می دانستم جلسات برای نماز تعطیل می شود و می توانم ایشان را ملاقات کنم. به دفتر که می رسیدم خودم را معرفی می کردم و پس از هماهنگی با بخش های داخلی اجازه ورود می دادند.

هر وقت محضر آقا می رسیدم، ایشان مثل همیشه با خوش رویی و یک مهربانی خاصی از من استقبال می کردند. نماز جماعت را می خواندیم، برخی اوقات آقازاده های آقا هم بودند و بارها هم شده بود که فقط من و آقا تنها بودیم و نماز ظهر و عصر را من تنهایی به ایشان اقتدا می کردم.

غذا اشکنه کشک بود

یکی از نوبت هایی که برای دیدار ایشان رفته بودم شاید حدودا ۱۰سال قبل، بعد از نماز ظهر، آقا فرمودند برای ناهار بمان هرچه بود با هم می خوریم. طبیعتا من هم از خدا می خواستم که لحظات بیشتری را در محضرشان باشم.

غذا آن روز اشکنه کشک بود که همسرشان آماده کرده بودند. آقا گفتند، اگر اشکنه نمی خورید، بگویم غذا از بیرون تهیه کنند که من خدمتشان گفتم، همین غذا از همه خوشمزه تر است.

احوال تک تک بچه ها را جویا می شدند

روابط ما در خانواده، شبیه تمام خانواده های دیگر بود؛ هر بار به دیدار آقا می رفتم، ایشان یکی یکی بچه ها را نام می بردند و حالشان را جویا می شدند. از دامادهایم فراموش نمی کردند و حال آن ها را هم می پرسیدند. گاهی از کارمان هم می پرسیدند و من هم برایشان توضیح می دادم.

یک وقتی از پسر آخرم که هنوز داماد نشده بود، پرسیدند چرا فلانی را داماد نمی کنید. همیشه تاکید داشتند که بچه ها به موقع ازدواج کنند و زود هم صاحب فرزند شوند.

ما همیشه برنامه عقد بچه ها را طوری تنظیم می کردیم زمانی باشد که آقا مشهد تشریف داشته باشند و ایشان عقد را بخوانند. برای عقد یکی از دخترانم ما به تهران رفتیم و آقا لطف کردند و عقد دخترم را خواندند. ضمن این که زحمت کشیدند ناهار را هم مهمانشان بودیم.

آقا گفتند، یک مسافرت با هم برویم؟

با آقای پهلوانی به سال ۵۶ می رویم، آن زمان که به پیشنهاد آقا یک مسافرت خانوادگی می روند: «نوروز سال ۵۶ بود و آقا به دلایلی می خواستند این ایام را در مشهد نباشند. برای همین به من و برادر همسرم، حاج آقا خجسته پیشنهاد دادند با هم به مسافرت برویم. در واقع، آن مسافرت، تنها مسافرتی بود که با ایشان رفتیم. من آن موقع یک پیکان داشتم که تازه خریده بودم. خانواده آقا و من در یک ماشین بودیم و خانواده آقای خجسته هم در یک ماشین.

راه افتادیم و از مسیر جاده نیشابور، ابتدا در این شهر، از آرامگاه خیام و عطار بازدید کردیم و ناهار را خوردیم و به طرف سبزوار حرکت کردیم و شب بود که به سمنان رسیدیم. من خسته بودم استراحت کردم و آقا با آقای خجسته به دیدار علمای سمنان رفتند.

از سمنان به تهران رفتیم، دو سه روز در تهران بودیم و برنامه تقریبا همین گونه بود که ایشان به ملاقات دوستانشان و علما می رفتند. قم، اصفهان، شیراز، کرمان، رفسنجان، یزد و اردکان هم دیگر شهرهایی بود که ما رفتیم. در خاطرم هست، در اردکان به اتفاق آقا به دیدار آیت ا... روح ا... خاتمی پدر آقای سید محمد خاتمی رفتیم. از اردکان به یزد و به سمت تهران برگشتیم و از مسیر شمال به مشهد بازگشتیم. این سفر که خاطراتش هیچ وقت از یادم نمی رود، فکر می کنم ۲۵ روز طول کشید. آقا هم خوش سفر و هم خوش صحبت بودند و با وجود این که راه های طولانی را رانندگی می کردیم، اصلا هیچ احساس خستگی نمی کردم.

آقا گفتند، تنها به ظاهر افراد نمی شود قضاوت کرد

خاطرم هست، در دوران رهبری، دو بار با آقا یعنی یک بار در تهران و یک بار هم در مشهد به کوهنوردی رفتیم. در تهران مسیر کوهنوردی ارتفاعات کلکچال بود. تقریبا نیمه شب راه می افتادیم و نماز را در مسیر می خواندیم. آن وقت از سحر مسیر پیاده روی خلوت بود مگر حرفه ای ترها که تک و توک در مسیر بودند.

آقا گاهی در مسیر ذکر می گفتند، گاهی هم ما سوالاتی از آقا داشتیم که می پرسیدیم. حدود ساعت ۸ ما در مسیر بازگشت بودیم که تازه آن موقع، خیلی از تهرانی ها راه افتاده بودند. گاهی می شد، برخی از مردم آقا را می شناختند، جلو می آمدند و به آقا سلام و عرض احترام می کردند.

آقا در مسیرشان مکث می کردند و خیلی مهربانانه به ابراز محبتشان پاسخ می دادند. برخی از دخترها و پسرها شاید ظاهرشان هم چندان مناسب نبود اما همین که آقا را می شناختند خیلی صمیمانه سلام می کردند، به آقا خسته نباشید می گفتند؛ یعنی با علاقه و محبت به آقا ادای احترام می کردند.

آن روز، حدود ساعت ۸ رسیدیم پایین و در محلی که برای استراحت پیش بینی شده بود، مقداری نشستیم. آن جا آقا گفتند، واقعا به ظاهر اشخاص نمی شود قضاوت کرد...

صدا می زدند، آقا مصطفی، آقا مجتبی...

حاج محمود، مشاهداتش از زیست تربیتی رهبر شهید درباره فرزندان را این طور نقل می کند: فرزندان آقا هم مثل خودشان، با خانواده و خویشان بسیار صمیمانه و با محبت هستند. اساسا آقا در تربیت فرزندانشان به گونه ای عمل می کردند که اخلاق و منش آن ها نیز همچون پدر بزرگوارشان است. خاطرم هست، وقتی فرزندان آقا کوچک بودند، ایشان همیشه آن ها را با احترام صدا می زدند، مثلا صدا می زدند، آقا مصطفی، آقا مجتبی، آقا مسعود. یعنی برای بچه ها شخصیت و احترام قائل بودند.

از طریق آقا مجتبی، پیگیری می کردیم

آقا مجتبی، نسبت به برادر بزرگشان بیشتر امور دفتر را پیگیری می کردند و ما هم اگر می خواستیم مشکلات مردم و مواردی را منعکس کنیم بیشتر با آقا مجتبی در میان می گذاشتیم. ایشان همیشه خیلی دقیق موارد را می شنیدند و پیگیری می کردند و گاهی هم نتیجه پیگیری را به ما می گفتند.

آقا برای من و برای همه مردم، مایه امید بودند

از حاج محمود وقتی می پرسم، کدام ویژگی رهبر شهید، برای شما که ۵۴ سال با ایشان رفاقت و صمیمیت داشتید همیشه جذاب بود، پاسخ می دهد: «آقا برای من مثل همه مردم ایران، شخصیتی بودند که امیدآفرین بودند. هر وقت، مسئله ای برای کشور پیش می آمد، منتظر بودیم که آقا را حتی از تلویزیون ببینیم، سخنانشان را گوش دهیم تا دلمان آرام شود.» صحبت به این نقطه که می رسد، حاج محمود، بغض به سراغش می آید، سعی می کند خودش را نگه دارد اما نمی تواند. بغض های او بغض های دلتنگی است؛ دلتنگی برای یک دوست ۵۴ ساله که رابطه خویشاوندی با او داشته. بارها در طول گفت وگو می گوید من عاشق آقا بودم، برخلاف آن چه درباره باجناق ها می گویند که البته شأن ایشان برای من تنها باجناق نبود، بلکه یک مراد بود و من مثل همه مردم ایران مریدشان بودم؛ از صمیم قلب، آقا را دوست داشتم و به سبب همین انس و ارادت قدیمی است که امروز دلم برایشان تنگ می شود...

البته من می گویم که ما رفاقت و صمیمیت داشتیم اما واقعیت این است که همه مردم ایران ایشان را دوست داشتند، عاشق آقا بودند و متقابلا هم آقا عاشق این مردم بود و در راه همین مردم و کشور فداکاری کرد؛ یعنی از ابتدای انقلاب، ایشان قریب به ۵۰ سال، دغدغه مردم، دغدغه ایران و دغدغه اسلام را داشتند.

برای خودمان امتیاز ویژه قائل نیستیم

از باجناق ۵۵ ساله رهبر شهید می پرسم، تا به حال شده جایی بگویید من باجناق رهبر هستم که مثلا، استفاده ای از این عنوان بکنید؟

حاج محمود، خیلی قاطع و سریع پاسخ می دهد، واقعا به یاد نمی آورم خودم را جایی باجناق آقا معرفی کرده باشم و از این بابت خیلی خوشحال هستم که آقا را در این باره راضی نگه داشتم چون می دانستم، آقا هم این اخلاق را دوست داشتند. چون منش آقا به هیچ عنوان طوری نبود که بین ما که اقوام و خویشانشان بودیم با سایر افراد تفاوتی قائل باشند. لذا با توجه به این روحیه آقا، ما هم تلاش کردیم برای آقا آبروداری کنیم و برای خودمان بابت این نسبت فامیلی شخصیت و امتیاز ویژه ای قائل نباشیم. به فرزندانم هم همیشه تاکید می کنم که به دلیل این نسبت فامیلی، باید مراقب رفتارمان باشیم ما نمی توانیم هر کاری که دلمان می خواهد انجام دهیم.

بشری خانم گفت...

در میان خاطرات آقای پهلوانی، مشاهداتش از ساده زیستی آقا و خانواده اش جالب توجه است. می گوید: فرش اتاق کار آقا همان فرشی بود که مربوط به جهیزیه همسرشان بود. این فرش در این سال ها قسمت هایی از آن نخ نما شده بود. قسمت های دیگر دفتر نیز همه موکت و بسیار ساده بود. به هیچ عنوان اهل تجمل و استفاده از امکانات ویژه نبودند. به ما هم همین توصیه را می کردند؛ مثلا می فرمودند ساختمان را محکم بسازید اما در آن تجملات به کار نبرید. این منش آقا در زندگی فرزندانشان هم ظهور پیدا کرده بود. خاطرم هست، اوایل ازدواج بشری خانم، من و همسرم در قم مهمان منزل ایشان شدیم. خانه و زندگی بسیار ساده ای داشتند. آن جا همسرم در آشپزخانه به بشری خانم گفته بود، مثلا چرا فلان وسیله را برای آشپزخانه نگرفتید. منظور همین وسایل معمول آشپزخانه که خانم ها استفاده می کنند. ایشان گفته بود، من خودم این وسایل را نمی خواستم زندگی من و همسرم، زندگی طلبگی است.

دلم برای یک ویژگی آقا تنگ می شود

حقیقت این است که دلتنگی های حاج محمود برای آقا در جای جای صحبت هایش نمایان است؛ برای همین است که گاهی بغضش می ترکد و کلام ناتمام می ماند. می گوید: دلم بیشتر برای آن صمیمیت ها، محبت ها، بی پیرایگی ها و بی ریایی های آقا واقعا تنگ می شود. آقا همان طور که دوست همه مردم ایران بودند، برای خانواده هم همچون یک دوست بودند. حرف ها و مطالب و نصیحت هایشان همواره برای رشد و تعالی آدم ها بود...

قلبم از جا کنده شد!

حاج محمود، اخبار روزهای ۹ اسفند ۱۴۰۴ را سخت ترین و تلخ ترین اخبار عمرش می داند. می گوید: از تلویزیون اخبار را پیگیری می کردیم و آن لحظه که تلویزیون خبر شهادت آقا را اعلام کرد، آن قدر به من سخت گذشت که انگار قلبم می خواست از جا کنده شود. آن لحظات برای همه مردم ایران سخت بود خب طبیعتا برای من هم همان گونه سخت بود چون من ۵۵ سال عاشقانه ایشان را دوست داشتم. آقا به این کشور خالصانه خدمت کردند، اقتدار و سربلندی ما خصوصا در امر دفاعی و موشکی، مدیون آقاست. ملت ایران باید برای این اقتدار و عزت، امروز سرش را بالا بگیرد و به آن افتخار کند.



 عکس: نایب‌قهرمانی جوانان فرنگی‌کار ایران در جهان

عکس: نایب‌قهرمانی جوانان فرنگی‌کار ایران در جهان

تیم ملی کشتی فرنگی جوانان ایران در رقابت‌های قهرمانی جهان در اسلواکی، با کسب یک مدال طلا و چهار مدال برنز، عنوان نایب‌قهرمانی را به دست آورد.

 افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

روز چهارشنبه بازار ارز و طلا شاهد افزایش قیمت‌ بودند. قیمت دلار با 2هزار تومان افزایش نسبت به ‌روز سه‌شنبه در رقم 186هزار تومان قرار گرفت و اکثر قطعات طلایی در بالاترین سطوح قیمتی سه ماه اخیر معامله شدند. در این روز، رمزارز تتر بخش قابل‌توجهی از کاهش‌های قیمتی دو هفته اخیر خود را پس گرفت و در محدوده 189هزار تومان نوسان کرد.

 متن کامل طرح مقابله با نفوذ بیگانگان / از منع گفتگو با رسانه‌های خارجی تا محدودیت در همکاری‌های علمی / تولید اثر فرهنگی برخلاف دستاوردهای انقلاب، جریمه دارد

متن کامل طرح مقابله با نفوذ بیگانگان / از منع گفتگو با رسانه‌های خارجی تا محدودیت در همکاری‌های علمی / تولید اثر فرهنگی برخلاف دستاوردهای انقلاب، جریمه دارد

متن کامل گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص طرح مقابله با نفوذ بیگانگان منتشر شد.

 کاربرد هوش مصنوعی در معادن برزیل

کاربرد هوش مصنوعی در معادن برزیل

برزیل، به‌ویژه در صنعت سنگ آهن، به یکی از نمونه‌های مهم استفاده از هوش مصنوعی در معدن‌کاری تبدیل شده است. شرکت‌های معدنی این کشور، از جمله واله، از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، بهبود ایمنی و کنترل بهتر کیفیت محصول استفاده می‌کنند. این تحول برای بازار سنگ آهن اهمیت زیادی دارد، زیرا مستقیما بر حجم تولید قابل فروش و سهم محصولات با عیار و کیفیت بالاتر اثر می‌گذارد.

 سفارت ایران در تونس شهروندان خارجی را برای سفر درمانی به ایران ترغیب کرد

سفارت ایران در تونس شهروندان خارجی را برای سفر درمانی به ایران ترغیب کرد

سفارت ایران در تونس با انتشار پستی در صفحه خود در ایکس، با معرفی رتبه‌های برتر کشورمان در زمینه‌های مختلف پزشکی و درمانی در سطح جهان و پیشرفت‌های بدست آمده در حوزه سلامت و بهداشت، بیماران خارجی را برای سفر درمانی به ایران ترغیب کرد.

 ققنوس نفت برمی‌خیزد

ققنوس نفت برمی‌خیزد

آرمان امروز : آسیب‌های واردشده به بخشی از زیرساخت‌های صنعت نفت و گاز در جریان جنگ تحمیلی سوم، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید گاز کشور را از مدار خارج کرد؛ رخدادی که می‌توانست تأمین پایدار انرژی کشور را با چالشی جدی مواجه کند. این گزارش، روایت تلاش‌های گسترده صنعت نفت برای [ ]

 انحراف عملکرد صندوق ملی مسکن زیر ذره‌بین دیوان محاسبات

انحراف عملکرد صندوق ملی مسکن زیر ذره‌بین دیوان محاسبات

دیوان محاسبات کشور در خصوص انحراف عملکرد صندوق ملی مسکن از مأموریت‌های قانونی هشدار داد

 گزارش وزارت خزانه داری آمریکا از رکورد تاریخی بدهی واشنگتن/ بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد

گزارش وزارت خزانه داری آمریکا از رکورد تاریخی بدهی واشنگتن/ بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد

اقتصادنیوز: وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که کل بدهی ایالات متحده برای اولین بار از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است و این امر هشدارهای جدیدی را درباره بحران مالی قریب‌الوقوع ایجاد کرده است.