
به گزارش صدای بورس، مسئولیت اجتماعی شرکتها در جهان، از یک اقدام داوطلبانه خیریه به بخشی از سیاستهای بنگاهداری و حاکمیت شرکتی تبدیل شده است. با این حال، میزان و مبنای هزینهکرد در کشورها تفاوت جدی دارد. مقایسه ارقام نشان میدهد مدل ایران از نظر سقف اسمی لزوما بالاتر از همه کشورها نیست، اما از نظر مبنای محاسبه تفاوت مهمی با نمونههای خارجی دارد. در هند، شرکتهای مشمول قانون باید ۲ درصد میانگین سود خالص سه سال اخیر خود را به مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند. یعنی اگر سود خالص متوسط یک شرکت طی سه سال ۱۰ هزار میلیارد تومان باشد، رقم مسئولیت اجتمایی آن حدود ۲۰۰ میلیارد تومان خواهد بود. در چین، رقم رایج مطرحشده برای هزینههای مسئولیت اجتماعی حدود ۰.۵ تا ۳ درصد سود خالص است یعنی برای شرکتی با ۱۰ هزار میلیارد تومان سود، حدود ۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان.
در ترکیه نیز این رقم معمولا در محدوده ۰.۲ تا ۲ درصد سود خالص قرار میگیرد؛ معادل ۲۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان برای همین سطح سودآوری. اما آمریکا مدل متفاوتی دارد و الزام فدرالی برای اختصاص درصد مشخصی از سود یا درآمد شرکتها وجود ندارد. کمکهای شرکتی در این کشور عمدتا داوطلبانه است و حدود ۱ درصد سود پیش از بهره و مالیات به عنوان یک معیار رایج مطرح میشود. در مقابل و در ایران سقف هزینه مسئولیت اجتماعی تا ۳ درصد درآمد سالانه تعیین شده است؛ تفاوتی که از نظر اقتصادی بسیار مهم است زیرا درآمد شرکت میتواند چند برابر سود آن باشد. برای نمونه، شرکتی با ۱۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد و ۱۰ هزار میلیارد تومان سود خالص را در نظر میگیریم، ۳ درصد درآمد این شرکت ۳ هزار میلیارد تومان میشود یعنی معادل ۳۰ درصد سود خالص. اگر همین شرکت در هند قرار داشت، ۲ درصد سود خالص آن ۲۰۰ میلیارد تومان میشد. در چین، حتی با فرض سقف ۳ درصد سود خالص، رقم ۳۰۰ میلیارد تومان بود و در ترکیه با سقف ۲ درصد، ۲۰۰ میلیارد تومان، به این ترتیب، در این مثال، سقف ۳ درصد درآمد ایران میتواند ۱۵ برابر رقم ۲ درصد سود خالص هند باشد. این اختلاف فقط روی کاغذ نیست. ارقام منتشرشده از مجامع شرکتهای ایرانی نشان میدهد در برخی موارد، هزینه مسئولیت اجتماعی به ۶.۶، ۷.۴ و ۸.۳ درصد سود خالص رسیده و سهم آن از سود تقسیمی در یک نمونه از ۲۱ درصد عبور کرده است. همچنین رشد بودجه مسئولیت اجتماعی در برخی شرکتها به ۲۰۰، ۲۳۳، ۵۶۷، ۹۰۰ و حتی ۱۲۳۳ درصد رسیده است. در حالی که در مدل هند، مبنای ۲ درصد سود خالص سه ساله باعث میشود این رقم مستقیما با توان سودسازی شرکت ارتباط داشته باشد، در ایران شرکتی با درآمد بالا اما حاشیه سود پایین نیز میتواند از سقف درآمدی قابل توجهی برخوردار باشد. از این منظر، مقایسه ایران با کشورهای خارجی نشان میدهد مسئله اصلی اختلاف چند دهم درصد نیست، اختلاف در این است که درصد روی سود اعمال میشود یا روی درآمد. در هند، ۲ درصد سود خالص؛ در چین حدود ۰.۵ تا ۳ درصد سود خالص؛ در ترکیه حدود ۰.۲ تا ۲ درصد سود خالص؛ و در آمریکا عمدتا مدل داوطلبانه با معیاری حدود ۱ درصد سود پیش از مالیات مطرح است. در ایران، اما سقف ۳ درصد درآمد است. همین تفاوت باعث میشود یک شرکت ایرانی با حاشیه سود پایین، در مقایسه با شرکتی مشابه در یک مدل سودمحور، بتواند بخش بزرگتری از سود خود را به مسئولیت اجتماعی اختصاص دهد. نکته مهم دیگر این است که در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، مسئولیت اجتماعی دیگر صرفا با رقم هزینه سنجیده نمیشود؛ اثر اجتماعی هزینه، شفافیت، اهداف زیستمحیطی، اشتغال و جامعه محلی نیز بخشی از ارزیابی عملکرد شرکت است. بنابراین مقایسه ایران با جهان یک نتیجه روشن دارد: ایران الزاما بیشترین هزینه مسئولیت اجتماعی را در جهان ندارد، اما مبنای ۳ درصد درآمد میتواند نسبت به مدلهای مبتنی بر سود، فشار بسیار بیشتری بر منابع شرکت ایجاد کند. اگر شرکتی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد و ۱۰ هزار میلیارد تومان سود داشته باشد، ۳ درصد درآمد یعنی ۳ هزار میلیارد تومان در حالی که ۲ درصد سود در مدل هند تنها ۲۰۰ میلیارد تومان است. بحث اصلی درباره مسئولیت اجتماعی در ایران نباید این باشد که مسئولیت اجتماعی خوب است یا بد؛ بلکه باید پرسید چرا مبنای محاسبه درآمد است، این رقم در مقایسه با سود شرکت چقدر میشود و آیا میزان هزینهکرد ایران با الگوهای بینالمللی تناسب دارد؟ مقایسه اعداد نشان میدهد، فاصله اصلی ایران با بسیاری از مدلهای خارجی نه در اصل مسئولیت اجتماعی بلکه در فرمول محاسبه و نسبت این هزینه با سود واقعی شرکت است. این موضوع در کنار شفاف نبودن محل هزینهکرد بودجه مسئولیت اجتماعی، انتقادات زیادی را در میان فعالان بازار سرمایه برانگیخته است. کد مطلب 555654 محمد ایروانیان






