
صفحه اقتصاد -
واقعیت آن است که اگر روند تورم پیش از وقوع جنگ نیز صعودی بوده باشد، این موضوع هرگز به معنای بیاثر بودن جنگ نیست. اقتصاد یک نظام پویا و چندمتغیره است.
تورم حاصل برهمکنش دهها عامل داخلی و خارجی است و نمیتوان نقش هیچ متغیر مهمی را بدون استدلال علمی «صفر» اعلام کرد.
جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی از شناختهشدهترین عوامل اثرگذار بر تورم در ادبیات اقتصاد هستند. افزایش نااطمینانی، تشدید انتظارات تورمی، فشار بر بازار ارز، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش سرمایهگذاری، افزایش هزینه مبادلات، محدود شدن تجارت خارجی و افزایش ریسک اقتصاد، همگی از پیامدهای طبیعی هر بحران امنیتی هستند.
این عوامل الزاماً به شکل یک جهش ناگهانی در نمودار تورم ظاهر نمیشوند، بلکه بسیاری از آنها بهصورت تدریجی و از مسیر افزایش هزینه تولید، افزایش نرخ ارز و تغییر رفتار فعالان اقتصادی، خود را در سطح عمومی قیمتها نشان میدهند.
بنابراین، اگر کسی مدعی است که جنگ، ناامنی، تهدید مسیرهای دریایی، افزایش ریسکهای منطقهای، بازگشت دونالد ترامپ، تشدید نااطمینانی نسبت به آینده تحریمها و سایر شوکهای سیاسی و امنیتی هیچ سهمی در تورم نداشتهاند، در واقع یکی از پذیرفتهشدهترین مبانی اقتصاد کلان را نادیده گرفته است.
اما حتی اگر استدلال ایشان را بپذیریم و فرض کنیم که بخش عمده تورم امروز، ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد ایران دارد، باز هم نتیجهای که گرفته میشود، دقیقاً بر خلاف ادعای ایشان است.
ساختارهای اقتصادی در دو سال شکل نمیگیرند. ناترازی بودجه، رشد مزمن نقدینگی، ضعف نظام بانکی، کاهش بهرهوری، وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی، فرسایش سرمایهگذاری، تحریمهای انباشته و بیثباتی سیاستگذاری، محصول سالها تصمیمگیری و انباشت مشکلات است، نه نتیجه عملکرد یک دولت در مدت کوتاه.
دولت چهاردهم اقتصادی را تحویل گرفت که با تورم مزمن، ناترازیهای گسترده، کاهش سرمایهگذاری، محدودیتهای ارزی و فشارهای ناشی از تحریم روبهرو بود.
علاوه بر این، طی همین مدت کشور با مجموعهای از رخدادهای کمسابقه مواجه شد؛ از جمله سه درگیری نظامی، افزایش تنشهای منطقهای، تهدید و اختلال در تجارت دریایی، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، بازگشت ترامپ و تشدید …











