
در فوتبال ایران، برای بعضی بازیکنان لیگ برتری، «حرفهای بودن» از لحظه امضای قرارداد شروع میشود و درست همانجا هم تمام میشود. تا پای میز مذاکره میرسند، از حرفهایگری، ارزش برند، رقم قرارداد و شأن فوتبالیست سخن میگویند؛ اما وقتی وارد زمین میشوند، گاهی رفتاری از خود نشان میدهند که بیشتر به دعوای خیابانی شباهت دارد تا فوتبال حرفهای.
ظاهراً در تعریف تازهای که برخی از بازیکنان ایرانی از حرفهایگری ساختهاند، تتوی روی دست، مدل موی عجیب، خودروهای گرانقیمت، لباسهای برند و رقم قرارداد، نشانه حرفهای بودن است. اما احترام به داور، کنترل خشم، رعایت قوانین، مسئولیتپذیری، نظم، آمادگی جسمانی و حفظ شأن بازیکن در زمین، گویا جزو لوازم جانبی محسوب میشود!
این تناقض را نمیتوان نادیده گرفت. بازیکنی که برای یک فصل فوتبال، رقمهای سنگین مطالبه میکند، باید بداند که فقط بابت شوت زدن و پاس دادن پول نمیگیرد؛ او بابت مسئولیتی که در قبال تیم، هوادار و جامعه دارد نیز دستمزد میگیرد. وقتی همان بازیکن با کوچکترین تصمیم داور از کوره درمیرود، با بازیکن حریف درگیر میشود، اعتراض را با فریاد و هل دادن اشتباه میگیرد و کارت قرمز را به بخشی از کارنامه خود تبدیل میکند، دیگر نمیتوان همه چیز را به «هیجان فوتبال» نسبت داد. این، در بسیاری از موارد، چیزی جز ضعف در انضباط و کنترل رفتار نیست.
تلختر اینکه بعضی از همین بازیکنان، پس از چنین رفتارهایی، به جای عذرخواهی و پذیرش مسئولیت، ژست طلبکارانه میگیرند؛ گویی زمین فوتبال ملک شخصی آنهاست و …












