
حسین آجورلو، تحلیلگر امنیت بینالملل و عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی علامه عسکری : پیامدهای جنگافروزی رژیم صهیونیستی در غزه، تحولات سوریه، گسترش درگیریهای محور مقاومت با اسرائیل و افزایش بیسابقه تنشها، فضایی سرشار از عدمقطعیت ایجاد کرده بود. رویدادهایی چون ترور شهدای گرانقدر اسماعیل هنیه و سید حسن نصرالله، آغاز جنگ سوم لبنان، عملیات وعده صادق ۲، روی کار آمدن دولت ترامپ با رویکردی ضدایرانی و در نهایت جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه اسفند همان سال بر این بحران افزود. این درگیریها با فرسایشیشدن در منطقه خاکستری همراه شد که در دل خود ابعاد سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی خاصی را جای داده و وضعیت بیثباتی را بهعنوان یک اصل در بطن خود دارد. در چنین شرایطی، وضعیت کنونی از یک حالت رخدادمحور به فرآیندی فرسایشی با عدمقطعیت برای ایران و همسایگان تبدیل شده است. بویژه در رویکرد فشار حداکثری ترامپ که همسایگان نیز تحت تأثیر آن، برای تبعیت از رویکرد خصمانه ضدایرانی تحت فشار قرار دارند.
ناگزیری به جنگ منطقه ای
دفاع از تمامیت ارضی و موجودیت کشور، ایران را ناگزیر از منطقهایکردن جنگ، بستن تنگه هرمز و اتخاذ سیاستهای سخت و نیمهسخت کرد. این اقدامات بهطور طبیعی میتوانست به عاملی مخرب در روابط با همسایگان تبدیل شده و زمینهساز شکلگیری ائتلافی نظامی از کشورهای همسایه، همسو با آمریکا و اسرائیل، علیه ایران گردد. این نگرانی بویژه با توجه به اینکه برخی از همسایگان خارج از درگیری مانند پاکستان و ترکیه نیز به دلیل شراکتهای دفاعی با آمریکا، امکان همسویی با چنین ائتلافی را داشتند، جدیتر میشد. با این حال، بررسی کارنامه وزارت امور خارجه در حوزه سیاست همسایگی با وجود چالشهای کمسابقه نشان از عملکردی قابل دفاع دارد. آنچه این پیچیدگی را در کنار اقدامات دفاعی و امنیتی کشور مدیریت کرد، رویکردها و اقدامات وزارت امور خارجه و نقش فعال شخص رئیسجمهوری مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف بهعنوان رئیس هیأت مذاکرهکننده و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه با حمایت رهبر معظم انقلاب در مهار تنشها و حفظ کانالهای …












