
فوتبال چین روزی قرار بود به یکی از قدرتهای بزرگ جهان تبدیل شود. حمایت مستقیم دولت، سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری، حضور ستارههای بینالمللی و برنامههای بلندپروازانه، این تصور را ایجاد کرده بود که چین در آیندهای نهچندان دور به یکی از مدعیان فوتبال جهان تبدیل خواهد شد. اما امروز، کمتر از یک دهه پس از آغاز این پروژه، بسیاری از باشگاههای این کشور با بحران مالی، فساد و حتی انحلال روبهرو شدهاند؛ تجربهای که میتواند برای فوتبال ایران نیز یک درس مهم باشد.
نقطه آغاز این پروژه به سال ۲۰۱۱ بازمیگردد؛ زمانی که شی جینپینگ، رئیسجمهور کنونی چین، از سه آرزوی خود برای فوتبال این کشور سخن گفت؛ صعود مستمر به جام جهانی، میزبانی این رقابتها و در نهایت قهرمانی جهان. چهار سال بعد نیز دولت چین برنامهای ۵۰ مادهای برای توسعه فوتبال تصویب کرد. در پی اجرای این برنامه، سرمایهگذاری گستردهای در فوتبال آغاز شد و شرکتهای بزرگ چینی به خرید باشگاههای اروپایی و تزریق منابع مالی به لیگ داخلی روی آوردند.
نتیجه این سیاست، شکلگیری یکی از پرهزینهترین لیگهای فوتبال جهان بود. ستارههایی مانند کارلوس توس، اسکار، دیدیه دروگبا، نیکولا آنلکا و پائولینیو با قراردادهایی نجومی راهی لیگ چین شدند. مربیان سرشناسی همچون مارچلو لیپی و لوئیز فلیپه اسکولاری نیز هدایت باشگاههای چینی را بر عهده گرفتند. در آن دوران حتی مربیانی مانند آرسن ونگر و آنتونیو کونته هشدار میدادند که قدرت مالی چین میتواند بازار نقلوانتقالات فوتبال اروپا را دگرگون کند.
اما مشکل فوتبال چین هرگز کمبود پول نبود؛ بلکه شیوه مدیریت آن بود. دولت تلاش کرد فوتبال را همانند یک پروژه صنعتی اداره کند؛ پروژهای که با دستور، برنامهریزی متمرکز و اهداف از پیش تعیینشده به موفقیت برسد. در حالی که فوتبال برخلاف بسیاری از صنایع، بر پایه فرهنگ، رقابت، باشگاههای مستقل، آموزش مستمر و رشد تدریجی استعدادها شکل میگیرد و نمیتوان آن را صرفاً با تزریق سرمایه مهندسی کرد.
در کنار این مسأله، فساد گسترده نیز ضربه سنگینی …












