
مرتضی گلپور، معاون سردبیر: در کوران آتش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، زنان و مردان نشسته پای اخبار تلویزیون، هرگاه که خبر و تصویری از پزشکیان منتشر میشد، اغلب این جمله را بر زبان میآوردند: «پزشکیان هم واقعاً در دوره سختی رئیسجمهور شد!» این سخن که از ادراک سیاسی ایرانیان نشأت میگرفت، دلالتهای بنیادین دارد و به حقایقی راستین در سیاست اشاره میکرد. این حقایق و دلالتها از این قرار هستند: ریاست جمهوری پزشکیان، هم در آغاز و هم در ادامه، همواره در جبر ناگزیر مواجهه با دو گونه محذوریت و محدودیت گذشت؛ محذوریتهای سیاست داخلی، و محدودیتهای ناشی از جنگ و فشار تمامعیار اقتصادی و سیاسی دشمن. مدیریت محذوریتهای سیاست داخلی ساده نبود. پزشکیان زمانی به ریاست جمهوری رسید که تصلب حوزه سیاسی، چرخش به سمت وفاق را به سختی پذیرا میشد. اگر حمایتهای بیدریغ رهبر شهید نبود، کار پزشکیان سختتر از سخت میبود.
محدودیتهای خارجی البته فراتر از لفظ محدودیت است. اداره کشور در یک جنگ همزمان اقتصادی، سیاسی و نظامی با آمریکا و متحدان غربی و منطقهایاش، از آن اتفاقاتی است که فقط با گذشت زمان و فرارسیدن داوری تاریخ میتوان دریافتی همهجانبه از آن داشت، دریافتی مبتنی بر این حقیقت که در جنگ با بزرگترین قدرت تاریخ بشر، دولت چهاردهم چه فشارهایی را تحمل کرد و مانع از تحمیل چه فشارهایی بر ملت شد.
قرار داشتن یک دولت در میان این دو وضعیت؛ یعنی محذوریت داخلی از درون و محدودیتهای جبار خارجی از بیرون، شبیه وضعیت «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» «مولوی» نیست تا یک جریان سیاسی بخواهد تمنای کسب قدرت در «چنین میانه میدانی» را در سر بپروراند. این «میانه میدان» که دولت پزشکیان اجبارا در آن قرار گرفتهاست، نه جای سیاسیکاریهای سرخوشانه است نه جای کژتابیهای قدرتجویانه، نه جای غفلتهای ایرانخرابکن است نه جای چشم برگرفتن از مکر دشمن، نه جای وقتگذاشتن برای رقابتهای داخلی است و نه بیتفاوت بودن به الزامات بهشدت متغیر سیاست خارجی.
اما …












