
تعارض منافع یکی از همان عبارتهایی است که در فوتبال ایران زیاد دربارهاش حرف زده میشود اما ظاهراً هنوز کسی دقیقاً نمیداند قرار است کجا و برای چه کسی اجرا شود.
در اساسنامه فدراسیون، موضوع تعارض منافع به شکل صریح مورد توجه قرار گرفته است. در بند ۱۰ ماده ۲۰ آمده است: «در صورت وجود یا احتمال وجود تعارض منافع، عضو مربوطه باید از شرکت در مذاکرات و تصمیمگیری خودداری نماید.» همین اساسنامه در ماده ۳۶ و در تشریح نحوه تصمیمگیری هیأترئیسه نیز تأکید میکند که عضو هیأترئیسه در صورت وجود یا احتمال وجود تعارض منافع، نباید در مذاکرات و رأیگیری مربوط به آن موضوع شرکت کند. یعنی قانونگذار حتی فقط «تعارض منافع قطعی» را ملاک قرار نداده و عبارت مهم «احتمال وجود تعارض منافع» را هم وارد اساسنامه کرده است. دلیلش هم روشن است؛ قرار نیست ابتدا تصمیمی گرفته شود، منفعتی ایجاد شود و بعد همه دنبال اثبات تعارض بگردند. اصل ماجرا پیشگیری از موقعیتی است که استقلال تصمیمگیرنده را زیر سؤال ببرد.
مقررات انضباطی فدراسیون حتی صریحتر است. ماده ۷۴ این مقررات، تعارض منافع را قرار گرفتن فرد در موقعیتی میداند که منافع، فعالیتها یا روابط شخصی و خصوصی او بتواند مسئولیت، امانتداری و وفاداریاش به فدراسیون را تحت تأثیر قرار دهد. سپس تکلیف را مشخص میکند: فرد باید از قرار گرفتن در چنین شرایطی خودداری کند و اگر در موقعیت تعارض منافع قرار گرفت، ضمن خودداری از اعمال اختیارات و انجام وظیفه، موضوع را به مقام مافوق و ذیربط اطلاع دهد. حالا این قانون را کنار اتفاق جدید بگذاریم؛ محمدرحمان سالاری، عضو هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، به عنوان مشاور عالی مدیرعامل پرسپولیس …





