
شکست در هفته سوم مقابل تیم پرستاره تراکتور تبریز که خیلی زیرکانه بازی کرد و در تمام طول بازی نخواست تا مشتش را باز کند اصلاً عجیب نیست و با در نظر گرفتن تمام تغییرات در پرسپولیس اعم از کادرفنی و نیمی از اسکواد، میتوان بهراحتی هضمش کرد اما آنچه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد مدل باختن و نحوه توجیه آن است.
مهدی تارتار و کادرفنی پرسپولیس باید بپذیرند که مقابل تراکتور نهچندان باکیفیت با احتیاط بیش از حد وارد میدان شدند و هرگز دست از این احتیاط نکشیدند. پرسپولیس در شروع مسابقه محتاط بود، در میانه دیدار هم محتاط بود و در پایان مسابقه هم با تمام قوا حمله نمیکرد و باز هم احتیاط حرف اول را میزد. کافی است به آن موقعیت گل آخر شهرآبادی دقت کنید و ببینید چند نفر در محوطه جریمه تراکتور یا نزدیک محوطه هستند و بعد از خودتان بپرسید آیا تیمی که برای رهایی از شکست فقط 5دقیقه زمان دارد باید اینقدر بینظم و بیبرنامه و کمتعداد حمله کند و باز هم جانب احتیاط را کنار نگذارد؟
سیستم پایه پرسپولیس بهگونهای بود که تصور میشد تارتار و کادرش با یک ارنج تهاجمی وارد میدان شدهاند اما اصلاً اینطور نبود. بهصورت کلی سیستم 3-3-4 یک سیستم تهاجمی به حساب میآید اما واقعیت این است که هر سه هافبک میانی پرسپولیس پوزیشنی تدافعی و نیمهتدافعی داشتند. در واقع پرسپولیس از یک هافبک پست شش (پورعلی) و دو هافبک پست8 (خدابندهلو و لطیفیفر) استفاده کرد و هیچکدام از این سه نفر حضور فعالی در حمله نداشتند و به محوطه جریمه حریف نزدیک نمیشدند.
در عین حال بیفوما و محبی که وینگر بودند در زمان دفاع و حمله بعضاً به مرکز زمین شیفت میشدند و همکاریهای آنها با علیپور که در نیمه نخست دو، سه بار نتیجه داد دیگر تکرار نشد، چراکه این سه نفر در یکسوم تدافعی حریف تنها بودند و عقب بازی کردن تیم و ترس از «پشت خوردن» کاری کرد تا فاصله خطوط پرسپولیس زیاد شود و تیم تارتار هیچوقت نتواند به اندازه حتی 5دقیقه مستمر حریفش را تحت فشار بگذارد و موقعیت بسازد.
نکته اینجاست که با تمام تغییرات رخ داده در نیمه دوم نیز کیفیت تیم پرسپولیس در فاز حمله بهتر نشد. تارتار در …












