قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

فوتبال بدهکار در قاب قانون

داستان قراردادهای نجومی بازیکنان و مربیان در فوتبال باشگاهی ایران، سال‌هاست به یکی از چالش‌های بحث‌برانگیز و در عین حال مزمن در فضای ورزشی کشور تبدیل شده است؛ معضلی ریشه‌دار که به‌رغم هشدارهای مکرر کارشناسان و صاحب‌نظران، نه‌تنها درمان نشده، بلکه با همان اشکالات ساختاری، هر سال تکرار می‌شود و ضربه‌ای جدی و جبران‌ناپذیر بر پیکره اقتصاد ورزش وارد می‌کند. تداوم این وضعیت درحالی است که در فوتبال حرفه‌ای جهان، چنین شیوه‌ای از هزینه‌کرد در عمل منسوخ شده و باشگاه‌ها دیگر اجازه ندارند همچون مصرف‌کنندگان بی‌ضابطه، بخش قابل توجهی از منابع بویژه منابع عمومی را صرف جذب بازیکن و مربی کنند.
 فوتبال بدهکار در قاب قانون

گروه ورزشی، سینا حسینی:  فوتبال در دنیای امروز دیگر صرفاً یک رقابت ورزشی نیست، بلکه به صنعتی سودآور، پیچیده و ساختارمند تبدیل شده است. بسیاری از باشگاه‌ها با توسعه منابع مالی خود، توانسته‌اند سبد درآمدی‌شان را در هر فصل نسبت به فصل قبل افزایش دهند و در نتیجه، سهامداران و هواداران خود را با جهش‌های اقتصادی چشمگیر مواجه سازند. در مقابل، فوتبال ایران نه‌تنها از چنین روندی بی‌بهره مانده، بلکه این مسیر بیش از آن‌که یک هدف قابل تحقق باشد، به رویایی دور از دسترس و حتی محال شباهت یافته است؛ گویی اساساً اراده‌ای جدی برای حرکت در این مسیر وجود ندارد.

قوانین حاکم بر فوتبال اروپا به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که باشگاه‌های حرفه‌ای را پیش از هر چیز ملزم به دستیابی به سطحی قابل قبول از درآمدزایی می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که بدون تحقق این موضوع و یک چشم انداز مشخص، اساساً امکان ادامه فعالیت برای آنان فراهم نیست. در این میان، قانون فیرپلی مالی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای نظارتی، مدیران و سرمایه‌گذاران باشگاه‌ها را ناگزیر ساخته تا به‌جای اتکا به منابع بیرونی، به تدوین و اجرای برنامه‌های اقتصادی هدفمند روی آورند. براساس این قانون، باشگاه‌ها موظف‌اند تراز مالی مثبت داشته باشند و هزینه‌های خود را در چارچوب درآمدهای واقعی تنظیم کنند. یوفا نیز با اعمال نظارت‌های سختگیرانه، باشگاه‌های متخلف را با مجازات‌هایی نظیر جریمه نقدی، محدودیت در نقل‌وانتقالات، کسر امتیاز یا حتی حذف از رقابت‌های اروپایی مواجه می‌کند. این سازوکار در عمل راه هرگونه ولخرجی بی‌ضابطه را مسدود کرده و باشگاه‌ها را به سمت خودکفایی و درآمدزایی پایدار سوق داده است.

اجرای نسبتاً موفق این قانون در فوتبال اروپا، قانونگذاران فوتبال ایران را نیز به فکر الگوبرداری از آن انداخت؛ تلاشی که پس از ناکامی تجربه‌هایی نظیر سقف قرارداد، سقف بودجه و سایر سیاست‌های بازدارنده، به‌عنوان راه‌حلی به‌ظاهر ایده‌آل برای مهار ریخت‌وپاش‌های باشگاه‌های خصولتی مطرح شد. در همین چارچوب، رئیس فدراسیون فوتبال پیش از آغاز فصل بیست‌وششم لیگ برتر اعلام کرد که قانون فیرپلی مالی در فوتبال ایران نیز به اجرا درخواهد آمد.

ولی مسأله اصلی نه در «اعلام» این قانون، بلکه در «امکان اجرای واقعی» آن پنهان شده است. پرسش اساسی اینجاست که آیا فوتبال باشگاهی ایران، با ساختار عمیقاً مصرف‌گرای کنونی، اساساً ظرفیت اجرای هدفمند چنین قانونی را دارد؟ یا این طرح نیز همچون بسیاری از تصمیمات شتاب‌زده و مقطعی سال‌های اخیر، از پیش محکوم به شکست است؟

واقعیت انکارناپذیر آن است که کارآمدی چنین قانونی در گرو استقرار نظام مدیریتی کاربلد، قانون‌مدار و شفاف است و مطمئناً در غیاب شفافیت مالی و پاسخگویی در عملکرد اقتصادی باشگاه‌ها، اجرای این قانون نه‌تنها ثمربخش نخواهد بود، بلکه به نمایشی ناکام، مشابه تجربه‌های پیشین، تبدیل خواهد شد. در شرایطی که از میان ۱۸ باشگاه حاضر در رقابت‌های لیگ بیست‌وششم، تنها ۴ باشگاه به‌صورت واقعی خصوصی اداره می‌شوند و ۱۴ باشگاه دیگر همچنان وابسته به منابع عمومی‌اند، چگونه می‌توان انتظار موفقیت چنین طرحی را داشت؟ تجربه نشان داده است که باشگاه‌های متکی به منابع عمومی، نه‌تنها از شفافیت مالی برخوردار نیستند، بلکه سازوکار هزینه‌کرد آنها نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و معمولاً هیچ تصویر روشنی از عملکرد مالی‌شان در دسترس نیست.

از سوی دیگر، نبود درآمد پایدار در باشگاه‌های ایرانی، یکی از مهم‌ترین موانع ساختاری در مسیر اجرای این قانون به شمار می‌رود. باشگاهی که اساساً فاقد مدل درآمدی مشخص است، چگونه می‌تواند هزینه‌های خود را بر مبنای درآمد تنظیم کند؟ این تناقض بنیادین، به‌تنهایی نشان‌دهنده شکاف عمیق میان واقعیت فوتبال ایران و الزامات فیرپلی مالی است.

براین اساس، پیش از هرگونه شتاب‌زدگی در اجرای قوانین بازدارنده‌ای چون فیرپلی مالی، ضروری است زیرساخت‌های لازم فراهم شود. خصوصی‌سازی واقعی باشگاه‌ها، ایجاد شفافیت در نظام مالی، تعریف منابع درآمدی پایدار و تعیین تکلیف بدهی‌های انباشته، پیش‌شرط‌هایی هستند که بدون تحقق آنها، اجرای چنین قوانینی نه‌تنها کارآمد نخواهد بود، بلکه به سرنوشت سایر طرح‌های ناکام دچار خواهد شد. درغیراین صورت، این قانون نیز صرفاً به اقدامی نمایشی دیگر تبدیل می‌شود که نه‌تنها گرهی از مشکلات فوتبال ایران نمی‌گشاید، بلکه خود به معضلی تازه در مسیر این ورزش تبدیل خواهد شد.

 

چرا برخی باشگاه‌ها در اروپا همیشه برنده‌اند؟

وقتی پول، ماشین قدرت می‌شود

 

گروه ورزشی/ افزایش کیفیت لیگ‌های معتبر اروپایی را نمی‌توان جدا از رشد ساختارهای درآمدزایی باشگاه‌ها تحلیل کرد؛ جریانی که تحت‌تأثیر قانون «فیرپلی مالی» یوفا، به بازتعریف الگوهای اقتصادی در فوتبال منجر شده است. در این میان، برخی باشگاه‌ها توانسته‌اند با مدیریت هوشمندانه منابع مالی و توسعه درآمدهای پایدار، به الگوهای موفق تبدیل شوند و در مقابل، برخی دیگر به دلیل ناهماهنگی میان هزینه و درآمد، با چالش‌های جدی مواجه شده‌اند.

در میان باشگاه‌های موفق، می‌توان به رئال‌مادرید و بارسلونا در لالیگا اشاره کرد که با تکیه بر برند جهانی، درآمدهای کلان از محل حق پخش، اسپانسرینگ و توسعه بازارهای بین‌المللی، همواره در صدر درآمدزاترین باشگاه‌های جهان قرار دارند. در لیگ برتر انگلستان، منچستریونایتد و منچسترسیتی نمونه‌های بارز موفقیت اقتصادی در حوزه باشگاهداری فوتبال به شمار می‌روند؛ سران یونایتد با اتکا به میراث تاریخی و قدرت برند و مدیران سیتی با سرمایه‌گذاری هدفمند و هم‌راستا با قوانین فیرپلی مالی، برنده این بازی بزرگ بوده‌اند. در بوندس‌لیگا نیز بایرن‌مونیخ با ساختار مدیریتی منسجم و درآمدهای تجاری گسترده، نمونه‌ای از توازن میان موفقیت ورزشی و پایداری مالی است. همچنین پاری‌سن‌ژرمن در فرانسه با وجود اتکا به سرمایه‌گذاری خارجی، تلاش کرده است با افزایش درآمدهای تجاری، خود را با الزامات یوفا تطبیق دهد.

در مقابل، باشگاه‌هایی نیز در قاره سبز وجود دارند که در مدیریت مالی ناموفق عمل کرده‌ و از این بابت نقره‌داغ شده‌اند. بارسلونا در سال‌های اخیر با بدهی‌های سنگین و قراردادهای پرهزینه بازیکنان، به نمادی از بحران مالی تبدیل و ناچار به فروش دارایی‌ها و کاهش دستمزدها شده است. در ایتالیا، یوونتوس با وجود موفقیت‌های ورزشی، به دلیل هزینه‌های بالا و پرونده‌های مالی، با محدودیت‌های فراوانی مواجه است. همچنین باشگاه‌هایی مانند اورتون در لیگ برتر انگلستان یا بوردو در فرانسه، به دلیل عدم تعادل میان هزینه و درآمد و ضعف در جذب منابع پایدار، با خطرات جدی مالی و حتی سقوط به دسته پایین‌تر روبه‌رو هستند.

تجربه باشگاه‌های اروپایی نشان می‌دهد فیرپلی مالی، بیش از آنکه مانعی برای هزینه‌کرد باشد، ابزاری برای هدایت باشگاه‌ها به سوی اقتصادی پایدار است. موفقیت در این مسیر، مستلزم ایجاد تعادل میان جاه‌طلبی‌های ورزشی و واقعیت‌های اقتصادی است؛ تعادلی که تنها با مدیریت حرفه‌ای و نگاهی بلندمدت حاصل می‌شود.

 

داستان موفقیت قانون فیرپلی مالی در قاره سبز

باشگاهداری بدون بدهی!

 

گروه ورزشی/ اجرای قانون «فیرپلی مالی» در فوتبال اروپا را می‌توان یک اتفاق تاریخی در ‌گذار از مدیریت سنتی و هزینه‌محور به حکمرانی اقتصادی مبتنی بر شفافیت و پایداری دانست. این قانون با هدف ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه، جلوگیری از بدهی‌های انباشته و ارتقای پاسخگویی مالی، باشگاه‌ها را ملزم کرد فعالیت‌های اقتصادی خود را در چارچوبی قابل نظارت و سنجش سامان دهند.

آمار و داده‌های رسمی منتشر شده از سوی یوفا نشان می‌دهد پس از اجرای این سیاست، زیان عملیاتی باشگاه‌ها به شکل محسوسی کاهش یافته و نسبت دستمزد به درآمد به سطح منطقی‌تری رسیده است. باشگاه‌ها به‌ جای اتکا به سرمایه‌گذاری‌های نامحدود مالکان، به سمت توسعه منابع درآمدی پایدار از جمله حق پخش، اسپانسرینگ و تجاری‌سازی برند حرکت کردند. این تغییر رویکرد، علاوه بر افزایش شفافیت، موجب تقویت اعتماد هواداران و ارتقای کیفیت مدیریت مالی شد.

اهمیت این قانون زمانی ملموس‌تر می‌شود که یوفا، باشگاه‌هایی را که نسبت به رعایت این قانون بی‌تفاوت بودند، با جرایم سنگین مواجه کرده است تا از طریق برخوردهای انضباطی، همه باشگاه‌ها را به رعایت دقیق آن ملزم سازد. تاکنون باشگاه‌هایی مانند پاری‌سن‌ژرمن و منچسترسیتی به ‌دلیل نقض مقررات مالی با جریمه‌های سنگین و محدودیت در نقل‌ و انتقالات مواجه شده‌اند. همچنین آث‌میلان به‌طور موقت از رقابت‌های اروپایی کنار گذاشته شد و باشگاه‌هایی چون اینترمیلان و آ.اس.‌رم ناچار به پذیرش توافق‌های اصلاحی با یوفا شدند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد فیرپلی مالی نه یک توصیه، بلکه ابزاری الزام‌آور برای اصلاح رفتار اقتصادی در فوتبال است. در مقابل، فوتبال باشگاهی ایران با نبود سازوکارهای مشابه، با چالش‌هایی جدی روبه‌رو است. وابستگی به منابع عمومی، نبود شفافیت مالی، هزینه‌کردهای غیرهدفمند و بدهی‌های انباشته، ساختار اقتصادی باشگاه‌ها را شکننده کرده است. در چنین شرایطی، نه‌تنها ارزیابی عملکرد مدیران دشوار است، بلکه پایداری مالی نیز با تردیدهای جدی مواجه 

می‌شود.

الگوگیری هدفمند از فیرپلی مالی می‌تواند مسیر اصلاح اقتصاد فوتبال ایران را هموار کند. الزام به شفافیت، کنترل هزینه‌ها، توسعه درآمدهای پایدار و حرفه‌ای‌سازی مدیریت، از جمله دستاوردهای بالقوه این رویکرد است. تجربه اروپا نشان می‌دهد هرچند این مسیر ممکن است در کوتاه‌مدت با محدودیت‌هایی همراه باشد، اما در بلندمدت به تعادل، اعتماد و رشد پایدار در فوتبال منجر خواهد شد.

 

آیا فیرپلی مالی، فوتبال ایران را متحول می‌کند؟

گرفتاری بزرگ آبی و قرمز

 

گروه ورزشی/ اگر قانون «فیرپلی مالی» به‌ صورت هدفمند، دقیق و قانونمند در فوتبال ایران اجرا شود، طبیعتاً بسیاری از باشگاه‌های حاضر در لیگ برتر قادر نخواهند بود موقعیت فعلی خود را به شکل پایدار و بدون تغییر حفظ کنند. در چنین شرایطی، امکان جذب و به‌کارگیری بازیکنان گرانقیمت نیز به‌شدت محدود خواهد شد. با نگاهی گذرا به وضعیت مالی و درآمدی باشگاه‌های فوتبال ایران، به‌ وضوح درمی‌یابیم که در اکثریت قریب به اتفاق باشگاه‌ها خبری از درآمدهای پایدار، شفاف و مبتنی بر استانداردهای اقتصادی نیست.

انبوه پرونده‌های حقوقی باشگاه‌ها در کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال و سایر ارکان قضایی که عمدتاً ناشی از شکایات مربیان و بازیکنان سابق است، به‌خوبی نشان می‌دهد که وضعیت مالی باشگاه‌ها نه‌تنها رضایتبخش نیست، بلکه در بسیاری از موارد نگران‌کننده است. در این میان، باشگاه‌های بزرگی همچون استقلال و پرسپولیس نیز به‌عنوان نمادهای فوتبال ایران، سال‌هاست با پرونده‌های متعدد مالی، بدهی‌های انباشته و محکومیت‌های بین‌المللی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند؛ موضوعی که نه‌تنها اعتبار این باشگاه‌ها را خدشه‌دار کرده، بلکه نشان‌دهنده عمق چالش ساختاری در مدیریت مالی فوتبال باشگاهی کشور است. بر این اساس، نمی‌توان باشگاه‌های بدهکار و گرفتار در تعهدات مالی معوق را در زمره باشگاه‌های موفق اقتصادی قرار داد. از سوی دیگر، نبود شفافیت در قراردادهای بازیکنان و مربیان یکی از چالش‌های اساسی فوتبال ایران است؛ چالشی که هیچ سنخیتی با سازوکارهای سختگیرانه و شفاف فیرپلی مالی در اروپا ندارد.

این عدم شفافیت صرفاً به قراردادها محدود نمی‌شود، بلکه عدم انتشار عمومی صورت‌های مالی، نبود گزارش‌های به‌روز از بدهی‌ها و درآمدها و فقدان دسترسی افکارعمومی به اطلاعات مالی باشگاه‌ها نیز بر پیچیدگی این معضل اضافه کرده است. هرچند برخی مدیران باشگاه‌ها از جمله مدیران عامل استقلال و پرسپولیس، مدعی شفافیت عملکرد مالی هستند، اما در عمل سند معتبر و قابل اتکایی برای اثبات این ادعاها ارائه نمی‌شود و تناقض میان اظهارات رسمی و واقعیت‌های موجود، اعتماد عمومی را بیش از پیش تضعیف کرده است. علاوه بر این، وضعیت مبهم باشگاه‌ها در فرآیند اخذ مجوز حرفه‌ای، وجود ایرادات متعدد در پرونده‌های مالی و نبود ترازنامه‌های استاندارد و حسابرسی‌‌شده، موجب شده است بسیاری از باشگاه‌ها در مسیر دریافت این مجوز با چالش‌های جدی و بعضاً بازدارنده مواجه شوند. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است حتی باشگاه‌های بزرگی مانند استقلال و پرسپولیس بارها به ‌دلیل همین نارسایی‌های مالی و مدیریتی در آستانه محرومیت از رقابت‌های بین‌المللی قرار گرفته‌اند؛ هشداری جدی که همچنان به‌طور کامل جدی گرفته نشده است.

در کنار این مسائل، باید به وابستگی گسترده بسیاری از باشگاه‌ها به منابع عمومی یا خصولتی اشاره کرد؛ موضوعی که در عمل استقلال مالی باشگاه‌ها را زیر سؤال برده و آنها را از حرکت به سمت مدل‌های حرفه‌ای بازداشته است. همچنین نبود زیرساخت‌های مناسب برای درآمدزایی پایدار از جمله حق پخش تلویزیونی شفاف، بازاریابی حرفه‌ای، فروش مؤثر محصولات هواداری و توسعه برند باشگاهی باعث شده باشگاه‌ها برای بقا، به منابع ناپایدار و بعضاً غیرشفاف متکی بمانند. بی تردید تا زمانی که اصلاحات ساختاری در حوزه مدیریت، شفافیت مالی، پاسخگویی و نظام درآمدی باشگاه‌ها به‌طور جدی در دستور کار قرار نگیرد، اجرای فیرپلی مالی نه‌تنها دشوار، بلکه در عمل غیرممکن خواهد بود. در چنین شرایطی، حتی پرهوادارترین و پرافتخارترین باشگاه‌های ایران نیز از چرخه معیوب بدهی، بی‌ثباتی و ناموفق در امان نخواهند ماند و فوتبال ایران همچنان هزینه این معضل مزمن را پرداخت خواهد کرد.

انتهای پیام/



۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۶ ساعت قبل / سایت صفحه سیاست

جام استقلال در انتظار تصمیم فدراسیون؛ تاجرنیا تا پایان هفته مهلت داد

صفحه سیاست-

وی درباره احتمال برگزاری تورنمنت پنج‌جانبه با حضور پرسپولیس، سپاهان، تراکتور، گل‌گهر و استقلال نیز گفت: لیگ جدید آغاز شده و بازگشت به فصل قبل موضوعیتی ندارد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، برای سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال کسر شأن خواهد بود و قابل دفاع نیست.

رئیس هیئت‌مدیره استقلال ادامه داد: اگر فدراسیون و سازمان لیگ بر ندادن جام اصرار داشته باشند، این ذهنیت به وجود می‌آید که رفتار با تیم‌های مختلف عادلانه نیست و نوعی تبعیض وجود دارد.

تاجرنیا در ادامه برای تعیین تکلیف این موضوع ضرب‌الاجل تعیین کرد و گفت: درخواست من این است که فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ حداکثر تا پایان همین هفته تکلیف را روشن کنند. اشکالی ندارد اطلاعیه رسمی بدهند و دلایل تصمیم خود را توضیح دهند تا این موضوع تمام شود.

وی درباره احتمال مراجعه استقلال به مراجع بین‌المللی نیز اظهار کرد: احترام گذاشتن با اعتراض و شکایت منافاتی ندارد. اگر ابزار قانونی وجود داشته باشد، حتماً آن را دنبال خواهیم کرد.

تاجرنیا در پایان تأکید کرد که استقلال از مسیرهای قانونی و مقررات فیفا برای پیگیری این موضوع استفاده خواهد کرد و از حق قانونی باشگاه و هواداران کوتاه نخواهد آمد.




 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با اظهارات متناقض درباره ایران که دیگر در افکار عمومی جهان و محافل دیپلماتیک غیر قابل باور تلقی می شود ، ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.»

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
۶ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
۲۸ دقیقه قبل / روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ جهانی رفته که شاید بیش از همیشه به زمانه ما نزدیک است.

 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۵۳ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.